Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
thick Ethernet
U
شبکه پیاده سازی شده با استفاده ازکابل Loaxial ضخیم و دستگاههای ارسال و دریافت برای اتصال کابلهای منشعب که میتواند مسافت طولانی را طی میکند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ethernet
U
مربوط به استاندارد jeee که بیان کننده روش ارسال سیگنال و پروتکلهای شبکه محلی است
ethernet
U
متر است
ethernet
U
شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور
ethernet
U
شبکه سریع کد از فیبر نوری برای اتصال یک گره به دیگر در توپولوژی point to point نقط ه به نقط ه
ethernet
U
گونهای از اترنت توسعه یافته توسط DEC , Intel , xerox
ethernet
U
شبکه توپولوژی ستاره که از کابل جفت سیم پیچیده شده استفاده میکند و داده را تا مگابایت ارسال میکند. معمولاگ Baset نامیده میشود
ethernet
U
نوعی سیستم شبکه که امکان حمل اطلاعات سمعی و بصری را همانند داده کامپیوتری فراهم می اورد
ethernet
U
اترنت
thin Ethernet
U
شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل loaxial و اتصالات BNC و محدود به چند متری میشود
thick
<idiom>
U
احمق ،غیر منطقی
thick
U
با فاصله زیاد از دوسطح
thick
U
غلیظ سفت
thick
U
ستبر
thick
U
کلفت
thick
U
صخیم
thick
U
انبوه
thick
U
گل الود
thick
U
تیره ابری
thick
U
گرفته
thick
U
زیاد
thick
U
پرپشت
thick
U
طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
to lay it on thick
U
نصب کردن ساختن
to lay it on thick
U
قراردادن کارگذاشتن
to lay it on thick
U
گذاردن
through thick and thin
U
درهمه حالی
thick warp
U
نخ تار کلفت
to lay it on thick
U
فرو نشاندن
He is thick-skinned.
U
آدم پوست کلفتی است
To be in the thick of some thing .
U
در کش وقوس کاری بودن
thick weft
U
نخ پود کلفت
lay it on thick
<idiom>
U
زیاده حداز کسی تمجیدکردن
pour it on thick
<idiom>
U
ماهرانه چاپلوسی کردن از
through thick and thin
<idiom>
U
دربین زمانهای خوب وبد،از بین مشکلات وسختیها
thick witted
U
بی ذوق
thick witted
U
خشک مغز
thick witted
U
کودن
thick-skinned
U
پوست کلفت
how thick is the board?
U
تخته چقدراست
it is centimeters thick
U
دو سانتیمترکلفتی انست
thick and thin
U
در هر حال
thick and thin
U
در دشواری وسهولت
thick and thin
U
راسخ
how thick is the board?
U
کلفتی
thick fog
U
مه غلیظ
thick skinned
U
پوست کلفت
thick skinned
U
بی احساس
thick skulled
U
کودن
thick skulled
U
خشک مغز
thick with trees
U
پر از درخت
thick film circuit
U
مدار غشایی ضخیم
Thick ( sparse , thin ) hair .
U
موی پرپشت ( کم پشت )
He is absent- minded . He is muddle - headed . He is thick.
گیج است
[حواسش پرت است]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com