English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
they poured toward that city U سوی ان شهر هجوم کردند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Enemy troops poured into the city. U سربا زان دشمن ریختند داخل شهر
Other Matches
poured U جاری شدن یا ساختن
poured U باریدن
poured U افشاندن جاری شدن
poured U روان ساختن
poured U ریختن
poured U ریزش بلا انقطاع ومسلسل
poured U مقدار ریزپ چیزی
poured U تراوش بوسیله ریزش
poured U پاشیدن
poured U ریزش
inner city U بخش مرکزی شهر
city U شهر
city U شهر
city U شهر کوچک
city U شهرک
Mexico City U مکزیکوسیتی
Panama City U شهر پاناما
Vatican City U شهر واتیکان
garden city U شهریدرداخلیکباغستان
Kuwait City U کویت
New York City U نیویورک
city boundary U شهرمرزی
The city center . U میدان ( مرکز ) شهر
Garden city U بوستان شهر
City Beautiful U [جنبش طراحان، محوطه سازان آمریکایی در دفاع از زیبایی شهرها]
city view U نمای شهر
provincial city U شهرستان
How do I get to city center? U چطور میتوانم به مرکز شهر بروم؟
Take me to the city centre? U مرا به مرکز شهر ببرید.
How far is it to city centre? U تا مرکز شهر چقدر راه است؟
Ideal City U [شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
mushroom city U شهری که زود ترقی میکند
empire city U نیویورک
Guatemala City U پایتختگوآتمالا
city slicker U رند
city slicker U زرنگ
city slicker U شهری
city editor U نویسنده خیرمالی یاتجارتی درروزنامه
the city has been proclaimed U قدغن هایی در شهربرقرارکرده اند
city article U گزارش مختصرمالی یاتجاری در روزنامه
central city U شهر مرکزی
central city U مرکز شهر
to prostrate a city U شهری را با خاک یکسان کردن
City Hall U ساختمان شهرداری
City Hall U شهرداری
City Hall U بلدیه
brown air city U شهر با مه دود اسیدی
bombers raided the city U بمب افگن ها ان شهررابمباران کردند
bombers raided the city U بمب افگن هابران شهرحمله کردند
gray air city U شهر با مه دود اکسیدی
What's the fare to city centre? U نرخ کرایه تا مرکز شهر چقدر است؟
The city was razed to the ground. U شهر با خاک یکسان شد
that city lies in ruins U ان شهر خراب
to raze a city to the ground U شهری را با خاک یکسان کردن
To lay siege to a city . U شهری را محاصره کردن
that city lies in ruins U است
Every man is a sovereign in his own city . <proverb> U هر کس به شهر خود شهریار است .
Ho Chi Minh City U شهر هوشی مین مرکز ویتنام جنوبی
to serve the city with water U اب برای شهر تهیه کردن
the hill overhangs the city U تپه به شهر مشرف است
Gangs of youths went on the rampage through the inner city. U دسته های جوانان با داد و بیداد از مرکز شهر رد شدند.
A series of city improvement works. U یکرشته کارهای عمرانی شهری
The entire city was plunged in darkness . U تمام شهر غرق درتاریکی بود
The City Council has decreed that all dogs must be kept on a leash there. U شورای شهر مقرر کرده است که تمام سگ ها باید با افسار بسته شوند .
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com