English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
thermal springs U چشمههای اب گرم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
springs U پاطاق
springs U چشمه
springs U سرچشمه
springs U فنر انبرک
springs U جست وخیز
springs U فنر
springs U حالت ارتجاعی فنر پریدن
springs U جهش کردن
springs U جهیدن قابل ارتجاع بودن
springs U حالت فنری داشتن
springs U بهار
springs U چشمه اب
springs U فنر فنری
springs U جست
springs U پریدن
springs U جستن
springs U پرش
springs U حالت فنری
springs U فاهر شدن
that first springs to the mind U متبادر به ذهن
cambridge springs defence U دفاع کیمبریج اسپرینگزدرگامبی وزیر شطرنج
The town is famous for its hot springs . U این شهر بدلیل چشمه های آبگرمش شهرت دارد
The Catholic Church springs [comes] to mind as an obvious example. U کلیسای کاتولیک به عنوان یک نمونه بارز به ذهن می آید.
thermal U کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
thermal U گرمایی
thermal U حرارتی
thermal U مربوط به گرما
thermal U نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
thermal U گرم
thermal U دمایی
thermal pollution U الودگی گرمایی
thermal power U مقدار حرارتی
thermal power U توان حرارتی
thermal protection U محافظت حرارتی
thermal radiation U تشعشع حرارتی
thermal radiation U تابش حرارتی
thermal reservoir U منبع گرمایی
thermal ionization U یونش گرمایی
thermal fatigue U خستگی حرارتی
thermal gradient U گرادیان دما
thermal imagery U عکاسی مادون قرمز
thermal imagery U عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
thermal instability U ناپایداری حرارتی
thermal insulation U گرمابندی
thermal insulation U عایقکاری در برابرگرما
thermal insulation U عایق کاری گرمایشی
thermal reservoir U منبع گرما
thermal resistor U ترمیستور
thermal resolution U حداقل اختلاف حرارت
thermal waves U امواج گرمایی
thermal unit U واحدسنجش گرما
thermal treatment U عملیات گرمایی
thermal wax U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal transfer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal target U هوای گرم بالارونده برای بالون
thermal switch U سویچ حرارتی
thermal stress U ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
thermal stress U تنش حرارتی
thermal spring U چشمه اب گرم
thermal shock U تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
thermal shadow U سایه روشن حرارتی
thermal shadow U سایههای حرارتی
thermal scanning U غربال گرمایی
thermal resolution U حداقل سنجش حرارت
thermal pollution U آلودگی گرمایی
thermal exposure U میزان جذب حرارت
thermal flux U شار گرمایی
thermal ammeter U امپرسنج حرارتی
thermal printer U چاپگر حرارتی
thermal conductivity U رسانندگی گرمایی
thermal conductivity U رسانائی گرمایی یا حرارتی
thermal conductance U گرمارسانایی
thermal conductance U گرمارسانندگی
thermal capacity U فرفیت گرمایی
thermal battery U باطری حرارتی
thermal agitation U اغتشاش گرمایی
thermal sensitivity U حس دما
thermal excitation U برانگیختگی گرمایی
thermal flux U شار گرما
thermal crossover U تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
thermal decomposition U تجزیه گرمایی
thermal expansion U انبساط حرارتی
thermal equilibrium U تعادل گرمایی
thermal enrichment U گرمافزونی
thermal exposure U در معرض حرارت قرار گرفتن
thermal energy U انرژی گرمایی
thermal emission U تابش حرارتی
thermal efficiency U راندمان حرارتی
thermal effect U اثر گرما
thermal effects U اثرات حرارتی
thermal effect U اثر گرمایی
thermal devices U ابزارهای حرارتی
thermal dissociation U تفکیک گرمایی
british thermal unit U واحد بریتانیایی گرما
coefficient of thermal expansion U ضریب انبساط حرارتی
differential thermal analysis U تجزیه گرمایی تفاضلی
internal thermal resistance U مقاومت حرارتی داخلی
lattice thermal resistivity U مقاومت ویژه گرمایی شبکه
thermal agitation voltage U اثر گرما
thermal critical point U نقطه توقف
thermal critical point U نقطه ی بحرانی حرارتی
thermal coefficient of expansion U ضریب انبساط حرارتی
thermal critical point U نقطه تبدیل حرارتی
british thermal unit U واحد گرمایی بریتانیا
thermal wax transfer printer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
maximum junction to case thermal impedan U مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com