English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 197 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
thermal spring U چشمه اب گرم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
thermal U دمایی
thermal U مربوط به گرما
thermal U نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
thermal U کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
thermal U گرم
thermal U حرارتی
thermal U گرمایی
thermal excitation U برانگیختگی گرمایی
thermal equilibrium U تعادل گرمایی
thermal enrichment U گرمافزونی
thermal flux U شار گرمایی
thermal flux U شار گرما
thermal energy U انرژی گرمایی
thermal expansion U انبساط حرارتی
thermal exposure U در معرض حرارت قرار گرفتن
thermal exposure U میزان جذب حرارت
thermal fatigue U خستگی حرارتی
thermal gradient U گرادیان دما
thermal imagery U عکاسی مادون قرمز
thermal imagery U عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
thermal instability U ناپایداری حرارتی
thermal insulation U گرمابندی
thermal insulation U عایقکاری در برابرگرما
thermal emission U تابش حرارتی
thermal efficiency U راندمان حرارتی
thermal agitation U اغتشاش گرمایی
thermal ammeter U امپرسنج حرارتی
thermal battery U باطری حرارتی
thermal capacity U فرفیت گرمایی
thermal conductance U گرمارسانندگی
thermal conductance U گرمارسانایی
thermal conductivity U رسانائی گرمایی یا حرارتی
thermal conductivity U رسانندگی گرمایی
thermal crossover U تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
thermal decomposition U تجزیه گرمایی
thermal devices U ابزارهای حرارتی
thermal effect U اثر گرما
thermal effect U اثر گرمایی
thermal dissociation U تفکیک گرمایی
thermal effects U اثرات حرارتی
thermal sensitivity U حس دما
thermal pollution U آلودگی گرمایی
thermal scanning U غربال گرمایی
thermal shadow U سایههای حرارتی
thermal shadow U سایه روشن حرارتی
thermal shock U تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
thermal springs U چشمههای اب گرم
thermal stress U تنش حرارتی
thermal stress U ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
thermal switch U سویچ حرارتی
thermal target U هوای گرم بالارونده برای بالون
thermal transfer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal wax U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal treatment U عملیات گرمایی
thermal unit U واحدسنجش گرما
thermal waves U امواج گرمایی
thermal resolution U حداقل سنجش حرارت
thermal resolution U حداقل اختلاف حرارت
thermal resistor U ترمیستور
thermal insulation U عایق کاری گرمایشی
thermal ionization U یونش گرمایی
thermal pollution U الودگی گرمایی
thermal printer U چاپگر حرارتی
thermal power U مقدار حرارتی
thermal power U توان حرارتی
thermal radiation U تشعشع حرارتی
thermal reservoir U منبع گرما
thermal reservoir U منبع گرمایی
thermal protection U محافظت حرارتی
thermal radiation U تابش حرارتی
differential thermal analysis U تجزیه گرمایی تفاضلی
thermal agitation voltage U اثر گرما
thermal coefficient of expansion U ضریب انبساط حرارتی
coefficient of thermal expansion U ضریب انبساط حرارتی
british thermal unit U واحد بریتانیایی گرما
british thermal unit U واحد گرمایی بریتانیا
internal thermal resistance U مقاومت حرارتی داخلی
thermal critical point U نقطه تبدیل حرارتی
thermal critical point U نقطه توقف
lattice thermal resistivity U مقاومت ویژه گرمایی شبکه
thermal critical point U نقطه ی بحرانی حرارتی
to take a spring U جست زدن
spring U فنر فنری
spring U جهیدن قابل ارتجاع بودن
spring U جهش کردن
spring U حالت ارتجاعی فنر پریدن
spring U حالت فنری
spring U جست وخیز
spring U فنر انبرک
spring U سرچشمه
spring U چشمه
spring U فاهر شدن
spring U فنر
spring U چشمه اب
spring U جست
spring U پریدن
spring U جستن
spring U پاطاق
spring U پرش
spring U حالت فنری داشتن
well spring U سرچشمه
spring U بهار
thermal wax transfer printer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
coil spring U فنر پیچشی
helical spring U فنر مارپیچی
to spring a leak U تراوش کردن
to spring a leak U چکه کردن از درز
spring wool U پشم بهاره چین
compression spring U فنر فشاری
hot spring U چشمه آبگرم
coil spring U فنر مارپیچی شکل
aft spring U طناب شماره چهار
aft spring U اسپرینگ پاشنه
beechive spring U فلزی از جنس فولاد سخت برای نگهداشتن محل پرچ
box spring U فنر مارپیچ تختخواب
pallet spring U فنرسینیزیربار
to spring a leak U نشت کردن
spring chicken <idiom> U شخص جوان (بصورت منفی)
return spring U فنرارتجاعی
spring-cleaning U خانه تکانی بهاره
torsion spring U فنر پیچشی
spring tester U دستگاه ازمایش فنری
to spring a leaguer U رخنه پیدا کردن
spring binder U پوشهفنری
spring housing U محلارتجائی
spring linkage U متصلکنندهفنری
spring toggle U ضامنفنر
steel spring U فلزفولادی
suspension spring U فنرآویزان
tension spring U کششنخ
valve spring U فنرسرپاپ
jack spring U فنرجک
spring roll U مربوطبهغذایچینی
spring-clean U تمام وکمالتمیزکردن
conical spring U فنر مخروطی
spring contact U کنتاکت فنری
spring tide U جذر و مد با دامنه زیاد حداکثر جذر و مد نهایی دریایی
spring time U فصل بهار
spring time U بهاران
spring time U هنگام بهار
spring washer واشر فنری
spring conditions U شرایط بهاری
that first spring to the mind U متبادر به ذهن
spring cleaning U خانه تکانی درفصل بهار
spring board U تخته شیرجه
spring balanced U ترازوی فنری
spring balance U تعادل فنری
spiral spring U فنر مارپیچ
spring tide U جزر ومد کامل
spring tide U فصل بهار
spring coupling U کوپلینگ فنری
spring deflection U تغییر شکل فنر
spring fever U تب بهاره
spring hook U قلاب فنردار
spring loaded U دارای حالت فنری
spring loaded U فنری کلید ناپایدار در مخابرات
spring mattress U دشک فنری
spring plate U صفحه فنری
spring practice U دوره تمرینهای بهاری دانشگاه
spring shower U رگبار بهاری
spring suspension U تعلیق فنری
spring constant U ضریب فنریت
plate spring U فنر بشقابکی
pierian spring U الهام بخش شعر وسخنوری چشمه مقدس شاعری
mineral spring U چشمه معدنی
helical spring U متر مارپیچ
head spring U ورزش واکروبات با سر
head spring U منبع
head spring U سرچشمه
hair spring U فنر رقاصک
forward spring U اسپرینگ سینه
hot spring U چشمه اب گرم
forward spring U طناب شماره سه
early spring U سیستم جنگ افزار ماهوارهای ضد شناسایی
driving spring U فنر حرکت دهنده
hot spring U ابگرم
interrupter spring U فنر پلاتین
spring of intrados U پاطاق درونی
lock spring U قاب ساعت فنری
leaf spring U فنر تیغهای
lead spring U فنر شمش
driving spring U فنر ارتجاع
laminated spring U فنر تسمه
kill spring U فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن زانو
main spring U شاه فنر
maximum junction to case thermal impedan U مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
spring pressure gage U فشارسنج فنری
arch spring line U پاتاق
forward bow spring U طناب مهار کشتی
forward bow spring U فنر جلوی سینه کشتی
this game is proper to spring U این بازی مخصوص بهار است
arch spring line U شانه طاق
it is good for spring wear U برای پوشش
it is good for spring wear U بهاره خوب است
spring power hammer U چکش فنری
detachable spring flange U لبه فنر جدا شدنی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com