English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
thermal gradient U گرادیان دما
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
gradient U گرادیان
gradient U شیو [ریاضی]
gradient U گرادیان [ریاضی]
gradient U افت
gradient U زینه
gradient U مدرج متحرک
gradient U شیب دار سالک
gradient U درخور راه رفتن
gradient U افت حرارت
gradient U سطح شیب دار
gradient U خیز
gradient U شیب
gradient U درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
gradient U شیبدار
gradient U میزان شیب
gradient U نشیب
concentration gradient U گرادیان غلظت
concentration gradient U شیب غلظت
hydraulic gradient U شیب هیدرولیک
energy gradient U شیب خط انرژی
geothermal gradient U گرادیان دمای زمین
geothermal gradient U شیب دمای زمین
goal gradient U شیب هدف
hydraulic gradient U شیب ابی
gradient circuit U مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
line of most gradient U خط بزرگترین شیب
temperature gradient U تغییر درجه حرارت با زیادشدن عمق اب دریا
stimulus gradient U شیب محرک
pressure gradient U گرادیان فشار
temperature gradient U گرادیان دما
voltage gradient U گرادیان ولتاژ
voltage gradient U شیب ولت,
voltage gradient U شیب پتانسیل
potential gradient U گرادیان ولتاژ
potential gradient U شیب ولت,
potential gradient U شیب پتانسیل
physiological gradient U شیب فیزیولوژیکی
approach gradient U شیب گرایش
avoidance gradient U شیب اجتناب
gradient elution analysis U تجزیه شویشی گرادیانی
vertical pressure gradient U تغییر فشار اتمسفری در واحدتغییر ارتفاع
thermal U گرم
thermal U گرمایی
thermal U حرارتی
thermal U دمایی
thermal U کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
thermal U نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
thermal U مربوط به گرما
thermal printer U چاپگر حرارتی
thermal protection U محافظت حرارتی
thermal radiation U تشعشع حرارتی
thermal radiation U تابش حرارتی
thermal reservoir U منبع گرمایی
thermal reservoir U منبع گرما
thermal resistor U ترمیستور
thermal power U توان حرارتی
thermal power U مقدار حرارتی
thermal pollution U الودگی گرمایی
thermal ionization U یونش گرمایی
thermal insulation U عایق کاری گرمایشی
thermal insulation U عایقکاری در برابرگرما
thermal insulation U گرمابندی
thermal instability U ناپایداری حرارتی
thermal imagery U عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
thermal resolution U حداقل اختلاف حرارت
thermal resolution U حداقل سنجش حرارت
thermal waves U امواج گرمایی
thermal unit U واحدسنجش گرما
thermal treatment U عملیات گرمایی
thermal wax U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal transfer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal target U هوای گرم بالارونده برای بالون
thermal switch U سویچ حرارتی
thermal stress U ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
thermal stress U تنش حرارتی
thermal springs U چشمههای اب گرم
thermal spring U چشمه اب گرم
thermal shock U تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
thermal shadow U سایه روشن حرارتی
thermal shadow U سایههای حرارتی
thermal scanning U غربال گرمایی
thermal pollution U آلودگی گرمایی
thermal flux U شار گرمایی
thermal decomposition U تجزیه گرمایی
thermal crossover U تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
thermal conductivity U رسانندگی گرمایی
thermal conductivity U رسانائی گرمایی یا حرارتی
thermal conductance U گرمارسانایی
thermal conductance U گرمارسانندگی
thermal capacity U فرفیت گرمایی
thermal battery U باطری حرارتی
thermal ammeter U امپرسنج حرارتی
thermal effects U اثرات حرارتی
thermal agitation U اغتشاش گرمایی
thermal sensitivity U حس دما
thermal flux U شار گرما
thermal devices U ابزارهای حرارتی
thermal dissociation U تفکیک گرمایی
thermal imagery U عکاسی مادون قرمز
thermal fatigue U خستگی حرارتی
thermal exposure U میزان جذب حرارت
thermal exposure U در معرض حرارت قرار گرفتن
thermal expansion U انبساط حرارتی
thermal excitation U برانگیختگی گرمایی
thermal equilibrium U تعادل گرمایی
thermal enrichment U گرمافزونی
thermal energy U انرژی گرمایی
thermal emission U تابش حرارتی
thermal efficiency U راندمان حرارتی
thermal effect U اثر گرمایی
thermal effect U اثر گرما
thermal coefficient of expansion U ضریب انبساط حرارتی
differential thermal analysis U تجزیه گرمایی تفاضلی
coefficient of thermal expansion U ضریب انبساط حرارتی
british thermal unit U واحد بریتانیایی گرما
internal thermal resistance U مقاومت حرارتی داخلی
lattice thermal resistivity U مقاومت ویژه گرمایی شبکه
thermal critical point U نقطه ی بحرانی حرارتی
thermal critical point U نقطه توقف
thermal critical point U نقطه تبدیل حرارتی
thermal agitation voltage U اثر گرما
british thermal unit U واحد گرمایی بریتانیا
thermal wax transfer printer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
maximum junction to case thermal impedan U مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com