English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
thermal emission U تابش حرارتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
emission U انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
emission U خروج
emission U گسیل
emission U نشر
emission U انتشار
emission U نشر بیرون دادن
emission U صدور خروج
emission U دفع مایعات
emission U صدور الکترون
emission U صدور
emission U تشعشع
emission U انتشار امواج
emission U تابش
emission U تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
emission control U کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
emission characteristic U مشخصه صدور
electronic emission U انتشار الکترونها
emission current U جریان صدوری
emission efficiency U بازده کاتد
emission nebula U ابری تشعشعی
emission nebula U ابری نشری سحابی گسیلشی
emission spectrum U طیف نشری
field emission U پخش شدن الکترونها از یک فلز یا نیمه هادی به درون یک خلاء تحت تاثیر میدان الکتریکی
emission theory U فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
field emission U صدور میدانی
emission spectroscopy U طیف بینی نشری
thermionic emission U پدیده نشر گرمایونی
spontaneous emission U نشر خود به خود
specific emission U ضریب صدور
secondary emission U صدور ثانوی
primary emission U صدور اولیه
nocturnal emission U احتلام
thermionic emission U صدور گرمیونایی
light emission U انتشار نور
electron emission U صدور الکترون
photo emission effect U صدور نور- برقی
photo electric emission U صدور نور- برقی
secondary electron emission U پیل ثانویه الکترون
secondary emission characteristic U مشخصه صدور ثانوی
secondary emission ratio U شدت صدور ثانوی
emission spectrum lines U خطوط نشری
emission of seminal fluids during orgasm U انزال
field free emission current U جریان صدوری بی میدان
high field emission arc U قوس میدانی
thermal U گرم
thermal U حرارتی
thermal U گرمایی
thermal U دمایی
thermal U کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
thermal U نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
thermal U مربوط به گرما
laser [light amplification by stimulated emission of radiation] U لیزر [تقویت نور به روش گسیل القایی تابش] [فیزیک]
thermal reservoir U منبع گرما
thermal reservoir U منبع گرمایی
thermal radiation U تابش حرارتی
thermal resolution U حداقل اختلاف حرارت
thermal radiation U تشعشع حرارتی
thermal protection U محافظت حرارتی
thermal resistor U ترمیستور
thermal power U توان حرارتی
thermal power U مقدار حرارتی
thermal pollution U الودگی گرمایی
thermal ionization U یونش گرمایی
thermal insulation U عایق کاری گرمایشی
thermal insulation U عایقکاری در برابرگرما
thermal instability U ناپایداری حرارتی
thermal insulation U گرمابندی
thermal resolution U حداقل سنجش حرارت
thermal scanning U غربال گرمایی
thermal printer U چاپگر حرارتی
thermal waves U امواج گرمایی
thermal unit U واحدسنجش گرما
thermal treatment U عملیات گرمایی
thermal wax U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal transfer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal target U هوای گرم بالارونده برای بالون
thermal switch U سویچ حرارتی
thermal stress U ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
thermal stress U تنش حرارتی
thermal springs U چشمههای اب گرم
thermal spring U چشمه اب گرم
thermal shock U تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
thermal shadow U سایه روشن حرارتی
thermal shadow U سایههای حرارتی
thermal pollution U آلودگی گرمایی
thermal flux U شار گرمایی
thermal decomposition U تجزیه گرمایی
thermal crossover U تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
thermal conductivity U رسانندگی گرمایی
thermal conductivity U رسانائی گرمایی یا حرارتی
thermal conductance U گرمارسانایی
thermal conductance U گرمارسانندگی
thermal capacity U فرفیت گرمایی
thermal battery U باطری حرارتی
thermal ammeter U امپرسنج حرارتی
thermal agitation U اغتشاش گرمایی
thermal sensitivity U حس دما
thermal energy U انرژی گرمایی
thermal flux U شار گرما
thermal devices U ابزارهای حرارتی
thermal dissociation U تفکیک گرمایی
thermal effect U اثر گرما
thermal imagery U عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
thermal imagery U عکاسی مادون قرمز
thermal gradient U گرادیان دما
thermal fatigue U خستگی حرارتی
thermal exposure U میزان جذب حرارت
thermal exposure U در معرض حرارت قرار گرفتن
thermal expansion U انبساط حرارتی
thermal excitation U برانگیختگی گرمایی
thermal equilibrium U تعادل گرمایی
thermal enrichment U گرمافزونی
thermal efficiency U راندمان حرارتی
thermal effect U اثر گرمایی
thermal effects U اثرات حرارتی
coefficient of thermal expansion U ضریب انبساط حرارتی
differential thermal analysis U تجزیه گرمایی تفاضلی
internal thermal resistance U مقاومت حرارتی داخلی
thermal critical point U نقطه ی بحرانی حرارتی
british thermal unit U واحد گرمایی بریتانیا
thermal critical point U نقطه توقف
thermal critical point U نقطه تبدیل حرارتی
thermal agitation voltage U اثر گرما
british thermal unit U واحد بریتانیایی گرما
lattice thermal resistivity U مقاومت ویژه گرمایی شبکه
thermal coefficient of expansion U ضریب انبساط حرارتی
thermal wax transfer printer U روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
maximum junction to case thermal impedan U مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com