English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
the producer and the consumer U تولید کننده و مصرف کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
producer U شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
producer U تولیدکننده
producer U عمل اورنده سازنده باراورنده
producer U مولد
producer U ژنراتور
producer U سازنده
producer U تولید کننده
producer U تولید کننده مولد
producer U فراور
producer U فراورگر
producer surplus U اضافه ارزش تولید کننده
producer surplus U مازاد تولید کننده
producer goods U کالاهای سرمایهای
producer goods U کالاهای تولیدی
producer buyer U خریدار صنعتی
producer advertising U تبلیغ محصولات صنعتی
producer advertising U تبلیغ توسط سازنده
marginal producer U تولید کننده نهائی
producer's goods U کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
producer's goods U کالاهای مولد
producer's goods U مواد تولیدی
producer's goods U هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
rational producer U تولید کننده منطقی
producer's risk U ریسک تولید کننده
the well was a bad producer U ان چاه یک چاه نفت خیز خوبی نبود
producer console U کنسولتولید
technical producer U محصولاتتخصصی
producer durable equipment U تجهیزات با دوام تولیدی
technical producer monitor U صفحهنمایشگرمحصولاتفنی
producer price index U شاخص قیمت تولیدی
consumer U مصرف کننده
consumer brand U کالای پر مصرف
consumer appeal U تاثیر محصول روی مصرف کننده
consumer capital U سرمایه مصرفی
consumer choice U انتخاب مصرف کننده
consumer advertising U تبلیغات تجاری بمنظور جلب توجه مصرف کننده
consumer credit U اعتبار مصرف کننده
power consumer U مصرف انرژی مصرف توان
consumer behaviour U رفتار مصرف کننده
consumer goods U کالاهای مصرفی
consumer number U شمارهمصرفشده
consumer goods U کالای مصرفی
smoke consumer U اسباب استفاده از دود برای مصرف درونی ماشین
representative consumer U مصرف کننده نمونه
rational consumer U مصرف کننده عقلائی
consumer goods U اشیاء مصرفی
power consumer U مصرف برق
consumer protection U حمایت از مصرف کننده
consumer economics U علم اقتصاد مصرف کننده
consumer surplus U مازادمصرف کننده
consumer preference U رجحان مصرف کننده
consumer equilibrium U تعادل مصرف کننده
consumer organization U سازمان حمایت از مصرف کنندگان
consumer nondurables U کالاهای مصرفی بی دوام
consumer logistics U امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
consumer industries U صنایع مصرفی
consumer psychology U روانشناسی مصرف کننده
consumer research U مطالعه وضعیت مصرف کنندگان
consumer credit U اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
consumer's surplus U یکنواختی قیمتها برای مصرف کننده
consumer's goods U کالای مصرفی
consumer's choice U انتخاب مصرف کننده
consumer durables U کالاهای مصرفی پر دوام
consumer surplus U نصیب مصرف کننده
soverignty of the consumer U حاکمیت مصرف کننده
consumer sovereignty U حاکمیت مصرف کننده
consumer research U تحقیق درخصوص احتیاجات و نحوه خریدمصرف کنندگان
nondurable consumer goods U کالاهای مصرفی بی دوام
theory of consumer's choice U نظریه انتخاب مصرف کننده
consumer price index U شاخص قیمت کالاهای مصرفی
index of consumer prices U شاخص قیمت کالاهای مصرفی
consumer durable goods U کالاهای مصرفی بادوام
Consumer ( consrmers ) goods . U کالاهای مصرفی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com