English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
terrain evaluation U بررسی وضع زمین
terrain evaluation U ارزیابی وضع زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
evaluation U ارزیابی کردن تقویم اخبار
evaluation U ارزیابی اخبار رسیده
evaluation U تقویم
evaluation U ارزشیابی
evaluation U سنجش
evaluation U ارزیابی
evaluation U براورد
evaluation U عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
self evaluation U خودسنجی
terrain following U پرواز سینه مال از روی عوارض زمین
terrain U زمینه
terrain U عوارض زمین
terrain U زمین ناحیه
terrain U نوع زمین
terrain U زمین
terrain U زمین عملیات
terrain U سرزمین
performance evaluation U ارز یابی کارایی
project evaluation U ارزیابی طرح
stock evaluation U بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
summative evaluation U ارزیابی تلخیصی
supplier evaluation U ارزیابی فروشنده
make an evaluation U ارزیابی کردن
job evaluation U ارزشیابی شغلی
job evaluation U ارزیابی شغل
evaluation rating U درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
evaluation report U گزارش ارزیابی وضعیت
evaluation score U نمره ارزیابی
evaluation score U نمره ازمایش
formative evaluation U ارزیابی تکوینی
terrain spotting U تجسس کردن زمین
terrain exercise U تمرین یک وضعیت نظامی فقط از نظر بررسی وضع زمین
terrain features U عوارض زمین
terrain features U پستی وبلندیهای زمین
terrain relief U شکل فاهری زمین
terrain relief U پستی وبلندی زمین
terrain return U اکوی زمینی
all-terrain vehicle U وسیلهنقلیهبلند
variable terrain U زمین دوعارضه
variable terrain U زمین متغیر
terrain return U انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
terrain spotting U دیدبانی کردن زمین
compartments of terrain U قسمتهایی از زمین
difficult terrain U زمین دو عارضه
terrain corridor U دالان تاکتیکی زمین
key terrain U زمین حساس
key terrain U زمین مهم
rolling terrain U زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
compartments of terrain U دهلیزهای زمین
terrain analysis U تجزیه و تحلیل زمین عملیات
terrain appreciation U ارزیابی و بررسی وضع زمین منطقه از نظر نظامی
terrain avoidance U ممانعت خودکار هواپیما ازنزدیک شدن به زمین
terrain avoidance U اجتناب خودکار هواپیما از برخورد باموانع زمینی هنگام فرود
difficult terrain U زمین مشکل برای عبور
terrain corridor U دالان زمینی
terrain clearance U حفظ ارتفاع امن برای پروازهواپیما تامین خودکار ارتفاع پرواز هواپیما
army training and evaluation program U برنامه اموزش و ارزیابی یکانهای نیروی زمینی
program evaluation review technique (per U روش ارزیابی و بررسی برنامه
key terrain features U عوارض حساس زمین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com