Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
terrain corridor
U
دالان زمینی
terrain corridor
U
دالان تاکتیکی زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
corridor
U
راهرو
corridor
U
غلام گردش راهرو
corridor
U
سرسرا
corridor
U
دالان هوایی
corridor
U
راه سرپوشیده
corridor
U
دهلیز
corridor
U
دالان
climb corridor
U
دالان صعود هواپیما
climb corridor
U
دالان بالا کشیدن
telescopic corridor
U
راهرویتسکوپی
stream corridor
U
دالان رود
air corridor
U
دالان هوایی
substitute corridor
U
راهرویتعویضبازیگر
aircraft climb corridor
U
دالان صعود هواپیما
path
[corridor]
for emergency vehicles
U
راه
[باز شده در جاده]
برای وسایل اورژانس
terrain
U
سرزمین
terrain
U
زمین ناحیه
terrain
U
عوارض زمین
terrain
U
زمینه
terrain following
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین
terrain
U
نوع زمین
terrain
U
زمین
terrain
U
زمین عملیات
terrain relief
U
شکل فاهری زمین
terrain relief
U
پستی وبلندی زمین
terrain return
U
اکوی زمینی
terrain return
U
انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
terrain spotting
U
دیدبانی کردن زمین
terrain spotting
U
تجسس کردن زمین
variable terrain
U
زمین متغیر
variable terrain
U
زمین دوعارضه
all-terrain vehicle
U
وسیلهنقلیهبلند
terrain features
U
پستی وبلندیهای زمین
terrain features
U
عوارض زمین
terrain exercise
U
تمرین یک وضعیت نظامی فقط از نظر بررسی وضع زمین
compartments of terrain
U
قسمتهایی از زمین
difficult terrain
U
زمین دو عارضه
difficult terrain
U
زمین مشکل برای عبور
key terrain
U
زمین حساس
key terrain
U
زمین مهم
terrain clearance
U
حفظ ارتفاع امن برای پروازهواپیما تامین خودکار ارتفاع پرواز هواپیما
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
terrain analysis
U
تجزیه و تحلیل زمین عملیات
terrain appreciation
U
ارزیابی و بررسی وضع زمین منطقه از نظر نظامی
terrain avoidance
U
ممانعت خودکار هواپیما ازنزدیک شدن به زمین
terrain avoidance
U
اجتناب خودکار هواپیما از برخورد باموانع زمینی هنگام فرود
terrain evaluation
U
بررسی وضع زمین
terrain evaluation
U
ارزیابی وضع زمین
compartments of terrain
U
دهلیزهای زمین
key terrain features
U
عوارض حساس زمین
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com