English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
terms and conditions U ضوابط و شرایط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
terms and conditions of the credit U ضوابط و شرایط اعتبار
Other Matches
It is for the Court to fix the terms. [ The terms are a matter for the Court to fix.] U این مربوط به دادگاه می شود که شرایط را تعیین کند.
it is a in terms U پرازاصطلاحات است اصطلاعات فراوان دارد
To come to terms with someone . U با کسی کنا رآمدن
in terms of U برحسب
terms U شرایط
come to terms U سازش کردن
to come to terms U سازش یا موافقت پیداکردن
come to terms <idiom> U به موافقت رسیدن
terms U ضوابط
landed terms U قیمت کالا به شرط تخلیه درمقصد
terms of trade U شرایط مبادله
terms of trade U شرایط معامله
terms of trade U رابطه مبادله
terms of payment U شرایط پرداخت
liner terms U شرایط خط کشتیرانی
implied terms U شرایط ضمنی
implied terms U شرایط تلویحی
mutual terms U شرایط متقابل
mutual terms U شرایطی که بموجب ان دو تن بجای اینکه پول بدهند کارمیکند
terms of shipment U شرایط حمل
settlement terms U شرایط تسویه
nautical terms U اصطلاحات دریایی
settlement terms U شرایط پرداخت
payment terms U شرایط پرداخت
delivery terms U نحوه تحویل
delivery terms U شرایط تحویل
architectural terms U اصطلاحات معماری
We are on very friendly terms . U میانه ماخیلی گرم است
We are not on speaking terms . U با هم قهر هستیم
botanical terms U اصطلاحات گیاه شناسی
perturbation [terms] U آشفته [در نظریه اختلال] [فیزیک]
shipping terms U شرایط حمل
usual terms U شرایطمعمولی
technical terms U شرایطدگرگونی
credit terms U شرایط اعتبار
contradiction in terms U تناقص لفظی
conference terms U شرایط کنفرانس
we are not on speaking terms U با هم حرف نمیزنیم با هم قهر هستیم
scientific terms U شرایطعلمی
popular terms U شرایطتودهای
the conditions U شرایط ان
conditions of use U شرایط کاربرد
necessary conditions U شرایط لازم
under the same conditions U شرایطی برابر
given conditions U شرایط معینه
conditions U شرایط
conditions U اوضاع
conditions U وضعیتها
conditions U شرایط اوضاع
given conditions U شرایط معلوم
conditions U مقررات و شرایط اسبدوانی
conditions U حالات
the difference between the consecutive terms U اختلاف هر دو جمله متوالی [ریاضی]
reasonableness of terms in contract U معقول بودن شرایط قرارداد
She is on familiar (intimate) terms with me. U با من رویش باز است
ink hard terms U اصطلاحات غلنبه که حاکی ازعلم فروشی باشد
She is not well disposed towards me . She is not on particularly . fricndly terms with me . U با من میانه یی ( میانه خوبی ؟ میانه چندانی ) ندارد
I am on intimate terms with one of the ministers . U با یکی از وزراء نزدیک هستم
international commercial terms (incoterm U قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
To talk in contradictory terms. To contradict one self . U ضد ونقیض با من حرف زدن
international commercial terms (incoterm U اینکوترمز
sum of the terms of an infinite sequence U سری [ریاضی]
sum of the terms of an infinite sequence U مجموع یک دنباله [ریاضی]
actude conditions U شرایط شدید
ambient conditions U شرایط محیطی
average conditions U شرایط عادی
to satisfy conditions U شرایط را برآورده کردن [ریاضی] [فیزیک]
average conditions U شرایط متوسط
ballistic conditions U شرایط بالیستیکی
actude conditions U شرایط حاد
usual conditions U شرایط معمول
to impose conditions U با شرایط سنگین بارکردن
competition conditions U شرایط رقابت
competitive conditions U شرایط رقابت
conditions of (the) competition U شرایط رقابت
suitable conditions U شرایط مناسب
To lay down certain conditions . U شرایطی معین کردن
support conditions U شرایط تکیه گاهی
sufficient conditions U شرایط کافی
ligting conditions U نسبتهای روشنایی
light conditions U نسبتهای روشنایی
operating conditions U رژیم
standard conditions U شرایط متعارفی
stability conditions U شرایط ثبات
spring conditions U شرایط بهاری
option of conditions U خیار شرط
second order conditions U شرایط مرتبه دوم
second order conditions U شرایط ثانوی
present conditions U شرایط فعلی
justificatory conditions U عوامل موجهه
tenders conditions U شرایط عمومی مناقصه
boundary conditions U شرایط حدی
excusatory conditions U عوامل رافعه
marginal conditions U شرایط نهائی
boundary conditions U شرایط مرزی
working conditions U شرایط کار
conditions of contract U شرایط قرارداد
conditions of purchase U شرایط خرید
ligting conditions U شرایط روشنایی نسبتهای نور
conditions of sale U شرایط اساسی معامله
emergency conditions U شرایط اضطراری
equilibrium conditions U شرایط تعادل
light conditions U شرایط نور
option of unfulfilled conditions U خیار تخلف شرط
Are you prepared to accept my conditions? U حاضر ید شرایط مرا بپذیرید؟
investigation of foundation conditions U شناسایی زمین پی
investigation of foundation conditions U تحقیق شرایط شالوده
demands of providing healthy living and working conditions U خواسته هایی از فراهم نمودن شرایط زندگی و کار سالم
The prisoners of the terrorist militia were detained under inhumane conditions. U زندانیان گروه شبه نظامی تروریستی در شرایط غیرانسانی بازداشت شده بودند.
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions U این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
To talk in measured terms . To talk slowly. U شمرده صحبت کردن
to buy something on a deferred payment plan [on a time payment plan] [on deferred terms] U چیزی را قسطی خریدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com