Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
temperature scale
U
مقیاس دما
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
absolute temperature scale
U
مقیاس دمای مطلق
absolute temperature scale
U
مقیاس مطلق
celsius temperature scale
U
مقیاس دمای سلسیوس مثیاس دمای سانتی گراد
centigrade temperature scale
U
اشل دمایی سانتیگراد
centigrade temperature scale
U
مقیاس دمای سانتی گراد مقیاس دمای سلیسوس
kelvin temperature scale
U
اشل دمایی کلوین
rankin temperature scale
U
مقیاس دمای رانکین
rankin temperature scale
U
اشل دمایی رانکین
rankine temperature scale
U
مقیاس دمای رانکین
reaumur temperature scale
U
اشل دمایی در سیستم غیرمتریک
thermodynamic temperature scale
U
مقیاس دمای ترمودینامیکی
Other Matches
temperature
U
حرارت
temperature
U
درجه گرما
to take one's temperature
U
درجه گرمای کسیراسنجیدن نبض کسیرادیدن
temperature
U
درجه حرارت
temperature
U
دما
temperature
U
درجه حرارت دما
brightness temperature
U
دمای درخشایی
ignition temperature
U
درجه حرارت احتراق
brittle temperature
U
دمای شکنندگی
ambient temperature
U
درجه حرارت محیطی
temperature function
U
تابع دما
temperature gradient
U
تغییر درجه حرارت با زیادشدن عمق اب دریا
blackbody temperature
U
دمای جسم سیاه
temperature coefficient
U
ضریب حرارتی
temperature coefficient
U
ضریب دما
temperature correction
U
تصحیح دمایی
desired temperature
U
حرارتمطلوب
ambient temperature
U
دمای محیط
annealing temperature
U
دمای تابکاری
barrel temperature
U
دمای پاتیل
high temperature
U
دمای بالا
actual temperature
U
درجهدمایواقعی
he has no temperature to day
U
امروز تب ندارد
brittleness temperature
U
دمای شکنندگی
temperature gradient
U
گرادیان دما
virtual temperature
U
دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
temperature saturation
U
اشباع دمایی
drop in temperature
U
کاهش دما
fall in temperature
U
کاهش دما
temperature sense
U
حس دما
temperature spots
U
نواحی دماگیر
effective temperature
U
دمای موثر
final temperature
U
درجه حرارت نهایی
filament temperature
U
درجه حرارت فیلامان
thershold temperature
U
استانه دمای ذرات
temperature stress
U
تنش حرارتی یا دمایی
equiviscous temperature
U
گرمای لزوجت
equiviscous temperature
U
دمای همدوسندگی
total temperature
U
دمای کل
transition temperature
U
دمای تحول
variations of temperature
U
اختلافات گرما درجات مختلف گرماوسرما
temperature limit
U
مرز دما
low temperature
U
درجه حرارت پایین
temperature programmer
U
برنامه ریز دما
transition temperature
U
دمای تبدیل
critical temperature
U
دمای بحرانی
critical temperature
U
درجه حرارت بحرانی
cryogenic temperature
U
دمای سرمازایی
transition temperature
U
دمای فراگذری
curie temperature
U
دمای کوری
tempering temperature
U
درجه حرارت بازپخت
inversion temperature
U
دمای وارونگی
maximum temperature
U
درجه حرارت حداکثر
temperature gauge
U
صفحهدما
temperature scales
U
میزاندما
neel temperature
U
دمای نل
mixture temperature
U
دمای اختلاط
reversal temperature
U
دمایی که در ان خطوط طیفی گاز برافروخته در مقابل طیف جسم سیاه ناپدیدمیشوند
rise in temperature
U
افزایش دما
softening temperature
U
دمای نرم شدن
kelvin temperature
U
دمای کلوین
maximum temperature
U
دمای ماکزیمم
temperature rise
U
افزایش دما
room temperature
U
دمای اتاق
boyle's temperature
U
دمای بویل
temperature selector
U
تنظیمکنندهحرارت
intermediate temperature
U
درجه حرارت میانی
internal temperature
U
درجه حرارت داخلی
absolute temperature
U
دمای مطلق
optimum temperature
U
دمای بهینه
intermediate temperature
U
درجه حرارت متوسط
operating temperature
U
درجه حرارت کار
operating temperature
U
دمای عملیاتی
temperature variation
U
تغییر دما
temperature control
U
درجهحرارت
internal temperature
U
دمای درونی
glasy trainsition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
standard temperature and pressure
U
شرایط استاندارد
rubbery transition temperature
U
دمای تبدیل لاستیکی
maximum surface temperature
U
درجه حرارت سطحی حداکثر
standard temperature and pressure
U
شرایط متعارفی
gamma transition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
glass transition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
standard temperature and pressure
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
dry bulb temperature
U
دمای خشک مخزن
exhaust gas temperature
U
دمای گاز خروجی
normal temperature and pressure
U
شرایط استاندارد
normal temperature and pressure
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
normal temperature and pressure
U
شرایط متعارفی
magnetic transition temperature
U
درجه حرارت تبدیل مغناطیسی
magnetic transition temperature
U
نقطه کوری
high temperature alloy
U
الیاژ درجه حرارت بالا
heat deflection temperature
U
دمای انحراف گرمایی
high or low temperature
U
گرمای زیادیاکم
temperature control knob
U
دریچهکنترلدما
wet bulb temperature
U
دمای تر مخزن
temperature independent paranagnetism
U
پارامغناطیس گرما مستقل
compressor inlet temperature
U
دمای گازهای ورودی کمپرسور
internal temperature rise
U
افزایش درجه حرارت داخلی
maximum safe temperature
U
درجه حرارت مجاز حداکثر
constant temperature pressure
U
welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
high temperature steel
U
فولاد با ثبات حرارتی
high temperature strength
U
استحکام حرارتی
hot temperature zone
U
ناحیه بسیار گرم
approximate absolute temperature
U
دمای مطلق تقریبی
temperature of dew point
U
علامتشبنمدرهوا
tumble dry at low temperature
U
بادرجهکموخشکبهمبزنید
yield point at normal temperature
U
نقطه تسلیم در دمای بالا
temperature set point knob
U
دکمهتنظیمدما
daily range of soil temperature
U
دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
maximum permissible temperature rise
U
حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
tumble dry at medium to high temperature
U
بادرجهمتوسطبهبالاوخشکبهمبزنید
scale down
U
به نسبت ثابت
k scale
U
مقیاس ک
scale down
U
کاهش
scale down
U
کاهش تدریجی
m f scale
U
مقیاس نرینگی- مادینگی
scale down
U
کاهش مقیاس
scale up
U
افزایش
scale up
U
افزایش به نسبت ثابت
scale up
U
افزایش مقیاس
scale value
U
ارزش مقیاسی
t scale
U
مقیاس T
f scale
U
مقیاس اف
scale
U
مشابه 8865
scale
U
ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
scale
U
فلس پشم
[این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
scale
U
دسته بندی
scale
U
شاخص
scale
U
میزان مقیاس درجه
scale
U
طبله
scale
U
طبلک درجه
scale
U
جدول
scale
U
ترازو
scale
U
کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
scale
U
قطعه
scale
U
مقیاس کردن
scale
U
کمتریا افزایش نسبت
scale
U
حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
scale
U
درجه بندی
scale
U
مقیاس نقشه
scale
U
قپان
two scale
U
دو مقیاسی
scale
U
ن
scale
U
نرخ دو مقدار
scale
U
مقیاس گذاشتن
to scale up or down
U
مقیاس چیزیرابزرگتر یاکوچکتر کردن
to scale down
U
پایین اوردن ومطابق مقیاس قراردادن
two scale
U
دودویی
scale
U
مقیاس
scale
U
درجه
z scale
U
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
z scale
U
مقیاس " زی "
y scale
U
در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
x scale
U
مقیاس طولی عکس
x scale
U
در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
scale
U
خطکش
scale board
U
تخته نازک
scale factor
U
مقیاس گذاری
spectral scale
U
مقیاس طیفی
scale armor
U
زره پولک دار
scale factor
U
پیمایش
site scale
U
دستگاه تراز توپ
point scale
U
مقیاس امتیازی
precision scale
U
مقیاس دقیق
product scale
U
مقیاس فراورده
psychological scale
U
مقیاس روانی
range scale
U
طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
plotting scale
U
خط کش مختصات
windage scale
U
مقیاس تغییر سمت
ration scale
U
مقیاس نسبتی
ration scale
U
مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
reasonable scale
U
مخارج متعارفه
return to scale
U
بازده نسبت به مقیاس
rating scale
U
مقیاس درجه بندی
plotting scale
U
خط کش مسافت یاب
scale factor
U
ضریب اندازه
the scale preponderates
U
کفه ترازو پایین میرود
belly scale
U
شکمصاف
Celsius scale
U
درجهیسیلیوس
cine scale
U
صفحهنشانگر
depth scale
U
مقیاسعمیق
distance scale
U
مقیاسمسافت
graduated scale
U
ترازویدرجهدار
height scale
U
پایهارتفاع
swan scale
U
تعادل ژیمناست روی یک پاروی چوب موازنه
stanine scale
U
مقیاس نه بخشی
kitchen scale
U
ترازویآشپزخانه
aperture scale
U
دهانهمقیاسدرجه
altitude scale
U
ارتفاعدیجیتالی
to scale awall
U
بالارفتن ازدیوار
to sink in the scale
U
پایین رفتن
to sink in the scale
U
در مقام تنزل کردن
to turn the scale
U
قاطع بودن
to turn the scale
U
قطعی بودن
tonal scale
U
مقیاس صوتی
transverse scale
U
مقیاس عرضی
vertical scale
U
عقربه نشان دهنده میزان صعود هواپیما عقربه صعود مقیاس ارتفاع
Richter Scale
U
میزان ریشتر
Richter Scale
U
درجهی ریشتر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com