Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
technical producer monitor
U
صفحهنمایشگرمحصولاتفنی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
technical producer
U
محصولاتتخصصی
producer
U
فراورگر
producer
U
شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
producer
U
تولیدکننده
producer
U
عمل اورنده سازنده باراورنده
producer
U
مولد
producer
U
ژنراتور
producer
U
سازنده
producer
U
تولید کننده
producer
U
تولید کننده مولد
producer
U
فراور
producer advertising
U
تبلیغ محصولات صنعتی
producer surplus
U
اضافه ارزش تولید کننده
producer advertising
U
تبلیغ توسط سازنده
marginal producer
U
تولید کننده نهائی
producer buyer
U
خریدار صنعتی
producer goods
U
کالاهای تولیدی
producer's risk
U
ریسک تولید کننده
the producer and the consumer
U
تولید کننده و مصرف کننده
producer's goods
U
هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
producer's goods
U
مواد تولیدی
producer's goods
U
کالاهای مولد
producer's goods
U
کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
the well was a bad producer
U
ان چاه یک چاه نفت خیز خوبی نبود
producer surplus
U
مازاد تولید کننده
producer console
U
کنسولتولید
producer goods
U
کالاهای سرمایهای
rational producer
U
تولید کننده منطقی
producer durable equipment
U
تجهیزات با دوام تولیدی
producer price index
U
شاخص قیمت تولیدی
monitor
U
مبصر
monitor
U
پایش
[پزشکی ]
monitor
U
دیده بانی کردن
monitor
U
فرانگر
monitor
U
صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد
monitor
U
برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
monitor
U
برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitor
U
مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitor
U
سیستمی که خطاهای مدار را بررسی میکند
monitor
U
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
monitor
U
تولید شده توسط کامپیوتر
monitor
U
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitor
U
به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitor
U
یک برنامه کنترلی
monitor
U
صفحه نمایش تصویر
monitor
U
مونیتور نمایشگر
monitor
U
صفحه نمایش
monitor
U
فرابین
monitor
U
بازبین
monitor
U
بازبینی کردن نظارت کردن
monitor
U
اگاهی دهنده
monitor
U
نظارت کردن
monitor
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor
U
بازدید کار دستگاه
monitor
U
انگیزنده گوشیار
monitor
U
اگاه ساز
monitor screen
U
صفحهنمایشگر
multisync monitor
U
صفحه نمایش که حاوی قفل امنیتی برای فرکانس اسکن هر نوع کارت گرافیکی باشد
multisync monitor
U
مونیتور همزمانی چندگانه
ankle monitor
U
لباس ردیاب
performance monitor
U
برنامهای که سطوح خدمات ارائه شده توسط یک سیستم کامپیوتری را پی گیری میکند
rgb monitor
U
R
System Monitor
U
امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
video monitor
U
مانیتور تصویری
digital monitor
U
مونیتور رقمی
video monitor
U
مونیتوربصری
sound monitor
صفحه نمایشگر صدا
monitor speaker
U
نمایشگرگوینده
monitor wall
U
دیوارهصفحهنمایشگر
output monitor
U
صفحهنمایشگرخارجی
preview monitor
U
نمایشگرصحنههایتکراری
monochrome monitor
U
نمایشگر تک رنگ
monochrome monitor
U
مونیتور تک رنگ
monitor roof
U
بام فانوسی
medical monitor
U
دستگاه پایش
[پزشکی]
analog monitor
U
مونیتور انالوگ
analog monitor
U
مونیتورقیاسی
color monitor
U
صفحه نمایش رنگی
color monitor
U
مونیتوررنگی
ankle monitor
U
مانیتور مچ پا
frequency monitor
U
دستگاه کنترل فرکانس
hardware monitor
U
مبصر سخت افزاری
missile monitor
U
نوعی سیستم توزیع اتش الکترونیکی متحرک پدافندهوایی که در سطح گروه وگردان و اتشبار مورد استفاده میباشد
monitor program
U
برنامه مبصر
monitor unit
U
واحد مبصر
monitor system
U
سیستم مبصر
monitor routine
U
روال مبصر
technical
U
متغیر
technical
U
مربوط به ماشین یا فرآیند خاص
technical
U
وسیله تکنیکی به کاربر برای شرح نحوه استفاده از نرم افزار یا سخت افزار یا علت عدم کارکردن آن
technical
U
تخصصی
technical
U
کم اهمیت
technical
U
اصولی اجرایی
technical
U
اختصاصی
technical
U
دگرگون شونده
technical
U
فن
technical
U
اصطلاحات وقواعد فنی
technical
U
فنی
technical
U
صناعت
technical
U
صنعتی
technical know how
U
دانش فنی
main preview monitor
U
صفحهدوبارهنمایشگراصلی
stereo phase monitor
U
نمایشگرمرحلهاستریو
operating system monitor
U
مبصر سیستم عامل
paper white monitor
U
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
composite color monitor
U
مونیتور رنگی مرکب
multi scan monitor
U
مشابه 6632
vector/waveform monitor
U
صفحهنمایشدیجیتالی
technical bulletin
U
بولتن فنی
technical bulletin
U
نشریه فنی
technical bureau
U
دفتر فنی
technical characteristics
U
خصوصیات فنی یک دستگاه یاوسیله
technical infringement
U
خطاهای فنی
technical data
U
اطلاعات فنی
technical data
U
عوامل فنی
technical development
U
توسعه فنی
technical education
U
اموزش فنی
technical assistance
U
کمکهای فنی
technical assistance
U
کمک فنی
technical produce
U
نولیداتتخصصی
technical inspection
U
معاینه فنی
[خودرو]
technical college
U
مدرسه عالی فنی
technical college
U
دانشکده فنی
technical colleges
U
مدرسه عالی فنی
technical analysis
U
آنالیز کردن
technical analysis
U
تجزیه و تحلیل تکنیکی
technical colleges
U
دانشکده فنی
technical coefficients
U
ضرائب فنی
technical terms
U
شرایطدگرگونی
technical writer
U
نویسنده فنی
technical university
U
دانشگاه فنی
technical translator
U
مترجم فنی
technical observer
U
بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
technical manual
U
دستور فنی
technical manual
U
ائین نامه فنی
technical language
U
زبان تخصصی
technical language
U
زبان فنی
technical equipment
U
تجهیزات فنی
technical knockout
U
ناک اوت فنی
technical grade
U
خلوص صنعتی
technical foul
U
خطای شروع بازی واترپولو پیش ازاعلام داور
technical foul
U
به تاخیرانداختن بازی واترپولو
technical foul
U
حفظ توپ واترپولوزیر اب
technical foul
U
بازی با توپ واترپولو در حال ایستادن کف استخر
technical foul
U
خطای فنی
technical escort
U
پرسنل فنی متخصصی که همراه یک وسیله برای نصب یا اموزش یا کار انداختن ان حرکت می کنند
technical escort
U
اسکورت فنی
technical personnel
U
کادر فنی
technical school
U
هنرستان دبیرستان فنی
technical services
U
خدمات فنی
technical staff
U
کارمندان یا اعضای فنی
technical standards
U
معیارهای فنی استانداردهای فنی
technical school
U
مدرسه فنی
technical school
U
اموزشگاه فنی
technical report
U
گزارش فنی
technical studies
U
بررسی فنی
technical progress
U
پیشرفت فنی
technical support
U
پشتیبانی فنی
technical teaching
U
اموزش فنی
technical specifications
U
مشخصات فنی
digital video effects monitor
U
صفحهنمایشدیجیتالی
red green blue monitor
U
مانیتور قرمز- سبز- ابی
senior technical college
U
دانشگاه فناوری
technical sales and distribution
U
فروش فناوری و پخش
contract technical instructor
U
مربی فنی پیمانی
technical identification band
U
نوارمشخصههایتکنیکی
technical equipment compartment
U
قسمتوسایلتخصصی
project technical report
U
گزارش فنی طرح
project technical report
U
گزارش فنی پروژه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com