English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
technical data U اطلاعات فنی
technical data U عوامل فنی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
technical U دگرگون شونده
technical U کم اهمیت
technical know how U دانش فنی
technical U تخصصی
technical U فنی
technical U فن
technical U صنعتی
technical U اصولی اجرایی
technical U متغیر
technical U اصطلاحات وقواعد فنی
technical U وسیله تکنیکی به کاربر برای شرح نحوه استفاده از نرم افزار یا سخت افزار یا علت عدم کارکردن آن
technical U مربوط به ماشین یا فرآیند خاص
technical U صناعت
technical U اختصاصی
technical school U اموزشگاه فنی
technical colleges U مدرسه عالی فنی
technical colleges U دانشکده فنی
technical translator U مترجم فنی
technical teaching U اموزش فنی
technical support U پشتیبانی فنی
technical studies U بررسی فنی
technical standards U معیارهای فنی استانداردهای فنی
technical progress U پیشرفت فنی
technical report U گزارش فنی
technical specifications U مشخصات فنی
technical services U خدمات فنی
technical school U هنرستان دبیرستان فنی
technical personnel U کادر فنی
technical school U مدرسه فنی
technical staff U کارمندان یا اعضای فنی
technical characteristics U خصوصیات فنی یک دستگاه یاوسیله
technical escort U اسکورت فنی
technical education U اموزش فنی
technical development U توسعه فنی
technical coefficients U ضرائب فنی
technical bureau U دفتر فنی
technical bulletin U نشریه فنی
technical bulletin U بولتن فنی
technical assistance U کمکهای فنی
technical assistance U کمک فنی
technical infringement U خطاهای فنی
technical escort U پرسنل فنی متخصصی که همراه یک وسیله برای نصب یا اموزش یا کار انداختن ان حرکت می کنند
technical foul U خطای فنی
technical foul U بازی با توپ واترپولو در حال ایستادن کف استخر
technical observer U بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
technical manual U دستور فنی
technical manual U ائین نامه فنی
technical language U زبان تخصصی
technical language U زبان فنی
technical knockout U ناک اوت فنی
technical grade U خلوص صنعتی
technical foul U خطای شروع بازی واترپولو پیش ازاعلام داور
technical foul U به تاخیرانداختن بازی واترپولو
technical foul U حفظ توپ واترپولوزیر اب
technical equipment U تجهیزات فنی
technical college U دانشکده فنی
technical college U مدرسه عالی فنی
technical analysis U آنالیز کردن
technical inspection U معاینه فنی [خودرو]
technical terms U شرایطدگرگونی
technical university U دانشگاه فنی
technical produce U نولیداتتخصصی
technical analysis U تجزیه و تحلیل تکنیکی
technical producer U محصولاتتخصصی
technical writer U نویسنده فنی
technical identification band U نوارمشخصههایتکنیکی
technical sales and distribution U فروش فناوری و پخش
technical producer monitor U صفحهنمایشگرمحصولاتفنی
project technical report U گزارش فنی طرح
project technical report U گزارش فنی پروژه
contract technical instructor U مربی فنی پیمانی
technical equipment compartment U قسمتوسایلتخصصی
senior technical college U دانشگاه فناوری
data U دادههای اماری
data U مختصات
data U ارقام
data U اطلاعات
known data U عناصر تیرمعلوم
known data U عناصر معلوم
data name U نام داده
t data U دادههای ازمون
data U سوابق دانسته ها
data U داده
data U داده ها
data U سوابق عناصر داده ها
data U مفروضات
data value U مقدار داده
data table U جدول داده ها
data redundancy U زائد بودن داده ها
data register U ثبات داده ها
data retrieval U بازیابی داده ها
data scope U یک دستگاه مخصوص نمایش که کانال ارتباطات داده راکنترل نموده و محتوای اطلاعات منتقل شده روی ان را نمایش میدهد
data tablet U یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی
data security U امنیت داده ها
data termianl U پایانه دادهای
data redundancy U حشو داده ها
data reduction U تقلیل داده ها کاهش داده ها
data reduction U تقلیل داده ها
data reduction U داده کاهی
data recording U ضبط داده ها
data section U بخش داده ها
data structures U ساختارهای داده
data source U منبع داده
data statement U حکم دادهای
data stream U سیر داده
data structure U ساختار داده ها
data stream U مسیل یا نهر داده
data strike U چاهک داده ها
data structure U ساخت داده ها
data sheet U ورق داده ها صفحه داده ها
data structure U ساختمان داده ها
data sheet U برگ داده ها
data sharing U اشتراک داده
data set name U نام مجموعه داده ها
data set U ترتیب داده
data set U مجموعه داده ها
data set U دادگان
data recording U داده نگاری
data recorder U ضباط داده ها
data recorder U داده نگار
data origination U سرچشمه داده ها
data origination U اساس داده
data organization U سازمان داده ها
data modification U اصلاح داده ها
data modem U modem
data logging U ضبط دادههای مربوط به حوادثی که در زمانهای متوالی اتفاق می افتند
data management U مدیریت داده ها
data manipulation U دستکاری داده ها
data mask U نقاب داده ها
data medium U داده رسان
data medium U رسانه داده ها
data mile U میل دریایی
data mile U میل
data origination U سر منشاء داده ها
data packet U منبع ارسال سری داده در یک بسته
data record U رکورد داده ها
data rate U میزان داده
data rate U نرخ
data pulse U ضربان داده
data protection U حفافت داده ها
data processor U پردازنده داده ها
data processor U داده پرداز
data privacy U محرمانه بودن داده ها
data preparation U امایش داده ها اماده سازی داده مهیاسازی داده ها
data preparation U امایش داده ها
data preparation U داده امایی
data point U نقطه داده
data plotter U رسم کننده داده ها
data plotter U رسام داده ها
data packet U نرم افزاری که حاوی یک رشته بررسی خطا میباشد
data model U مدل داده
data terminal U ترمینال داده
logistical data U اطلاعات لجستیکی
raw data U داده خام
raw data U ارقام خام
raw data U دادههای اولیه
raw data U دادههای خام
quantitative data U دادههای کمی
qualitative data U دادههای کیفی
output data U داده خروجی
original data U داده اصلی
ordnance data U اطلاعات مربوط به جنگ افزارو مهمات
ordinal data U داده ترتیبی یا وصفی
objective data U دادههای واقعی
objective data U دادههای عینی
numeric data U دادههای عددی
received data U داده دریافت شده
replot data U عناصر دوباره بردن هدفها
restricted data U اطلاعات طبقه بندی شده
hunger for data U میل شدید به داده ها
data panel U دکمهاطلاعات
data hold U ذخیرهاطلاعات
transmitted data U دادههای ارسال شده
transmitted data U دادههای مخابره شده
transaction data U دادههای تراکنشی
tidal data U دادههای کشندی
test data U دادههای ازمایشی
test data U دادههای ازماینده
data cell U یاخته داده
symbolic data U داده سمبلیک
source data U دادههای منبع
serial data U داده سری
sample data U داده نمونه
numeric data U داده عددی
nominal data U داده اسمی
experimental data U دادههای تجربی
discrete data U داده گسسته
digutal data U داده رقمی
digital data U داده دیجیتالی
digital data U داده رقمی
data word U کلمه داده
data verification U بازبینی داده
data validation U معتبرسازی داده
data unit U واحدداده ها
data unit U واحد داده
data type U نوع داده ها
data transmission U مخابره داده
data transmission U ارسال داده
data transmission U مخابره داده ها
data transfer U انتقال داده ها
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com