English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
team handball court U زمین بازی هند بال
team handball court U مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
handball U بازی بین دو تیم هفت نفره با شش بازیگر ویک دروازه بان
handball U هندبال
intentional handball U هند عمدی
uninternational handball U هند غیرعمدی
team U تیم
team up U تشریک مساعی
first team U تیم اصلی
team U گروهه
team U دسته
team up U هم دست شدن [در کار]
team U دست جفت
team U گروه
team U یک دستگاه
team U دسته درست کردن
team U بصورت دسته یاتیم درامدن
team up U توحید مساعی کردن
team U تیم گروهانی
team U گروهان تقویت شده
team-mates U همگروه
pararescue team U تیم تجسس و نجات
programming team U تیم برنامه نویسی
team area U محدوده بین دو خط 53 یاردی در هر دو طرف زمین فوتبال امریکایی
special team U تیم ذخیره ها
specialty team U تیم ذخیره ها
helicopter team U تیم سوار بر هلی کوپتر
company team U تیم مرکب
double team U تیم دونفره
embarkation team U تیم یا قسمت مخصوص کمک به سوار شدن یا بارگیری
expansion team U تیم تازه وارد به لیگ
factory team U تیم کارخانه اتومبیل سازی
four man team U تیم چهار نفره
functional team U تیم اجرایی
functional team U تیم عمل کننده
team foul U خطای مهم
team game U بازی گروهی
crisis team U گروه ضد بحران
work team U گروه کار
work team U دسته
team spirit U روحیهوفاداریمابینیکتیم
team shirt U لباستیم
team bench U نیمکتبازیکنان
team-mates U یار
team-mate U یار
team-mate U همگروه
triple team U سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
team tennis U بازیهای مختلف تنیس
team teaching U تدریس گروهی
team roping U مسابقه تیم 2 نفره گاوبازی جهت کمنداندازی و بستن گاودر حداقل وقت
team pursuit U مسابقه تعقیبی تیمی
team line up U به صف ایستادن تیم
prosecution team U تیم دادرسی
company team U تیم گروهانی
combat team U گروهان مرکب رزمی گروه رزمی پیاده
combat team U تیم رزمی
boat team U تیم قایق اب خاکی
boat team U تیم سوارشونده در یک قایق در عملیات اب خاکی
brigade landing team U تیم پیاده شونده تیپی
heavy fire team U تیم اتشهای زمینی سنگین
control and assessment team U تیم کنترل و ارزیابی نتایج تک ش م ر
combat control team U تیم کنترل رزمی
central planning team U تیم طرح ریزی مرکزی
combined arms team U تیم مرکب
combined arms team U تیم رستههای مرکب
Both of us will make a good team. U ما دو تا تیم خوبی میسازیم.
chief programmer team U سرپرست یک تیم برنامه نویسی
light fire team U تیم اتش سبک
battalion landing team U تیم ساحلی گردان
battalion landing team U تیم پیاده شونده گردانی
light fire team U تیم دو هلی کوپتره
army assault team U تیم هجومی نیروی زمینی
mobile training team U تیم اموزشی سیار
member of the national team U عضو تیم ملی
The future of the team is shrouded in uncertainty. U آینده این تیم بلاتکلیف است.
It is for the Court to fix the terms. [ The terms are a matter for the Court to fix.] U این مربوط به دادگاه می شود که شرایط را تعیین کند.
out of court U محکوم علیه
out of court U داد باخته
ad court U زمین سرویس سمت چپ تنیس
the court above U محکمه بالاتر
right court U زمین سرویس سمت راست
to appear before the court U در دادگاه ظاهر شدن
court U محکمه
court U دربار
court U دادگاه افهار عشق
court U خواستگاری
court U دادگاه
court U عشق بازی کردن
court U زمین ورزشهای محوطهای
court U حیاط
court U بارگاه
court of a U محکمه استیناف
to take somebody to court U کسی را محاکمه کردن
religious court U محکمه شرع
rear court U انتهای زمین
to put out of court U شایسته مطرح کردن ندانستن
to put out of court U از دستور خارج کردن
traffic court U دادگاه تخلفات رانندگی
to pay court U عرض بندی کردن
juvenile court U دادگاه نوجوانان
traffic court U دادگاه عبور و مرور
traffic court U دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات رانندگی
trailer court U محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
court shoe U رجوع شود به pump
volleyball court U 9 در 81 متر
volleyball court U زمین والیبال
court of appeal U دادگاه استیناف
court of appeal U دادگاه پژوهش
trial court U دادگاه رسیدگی به امورموضوعی
service court U محل فرود سرویس اسکواش
to court favour U توجه و التفات کسی را طلب کردن
the superme court U دیوانعالی کشور
summary court U دادگاه اولیه دادگاه پادگانی
superior court U دادگاه عالی
superior court U دادگاه تمیز
supreme court U دیوان عالی کشور
squash court U زمین بازی اسکواش
hold court <idiom> U همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
summary court U دادگاه بدوی
base court U حیاط بیرونی یاعقبی
assize court U دادگاه جنایی
assize court U محاکم سیار جنایی
service court U محل فرود سرویس
court of appeal U دادگاه عالی محکمه استیناف
tennis court U زمین تنیس
juvenile court U دادگاه اطفال
tennis court U 07/32 در59/01 متر
supreme court U دیوان تمیز
provost court U دادگاه فرمانداری نظامی یا نیروی اشغالی
court style U سبک کورت [دوره جدیدتری از سبک گوتیک شعاع ساز و گوتیک در فرانسه]
court-martialling U دردیوان حرب محاکمه کردن
court-martials U دردیوان حرب محاکمه کردن
to have recourse to a court U به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
to apply to a court U به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
court division U دادگاه
to settle out of court U به توافق رسیدن خارج از دادگاه
court-martialled U دردیوان حرب محاکمه کردن
court rug U فرش تالاری یا درباری [این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
contempt of court U توهین به دادگاه [جرم جنایی]
contempt of court U اهانت به دادگاه [جرم جنایی]
base-court U حیات بیرونی
court-martial U دردیوان حرب محاکمه کردن
ante-court U [اولین صحن در خانه های بزرگ]
to bring somebody before the court [s] U کسی را دادگاه بردن
military court U دادگاه نظامی
out of court settlement U توافق بدون محکمه [حقوق]
court division U بخش دادگاه
court referee U داورزمینبازیسرپوشیده
centre court U حیاطمیانی
court of inquiry U دادگاه تفتیش
court of inquiry U بازپرسی
court of appeal U دادگاه استان
court of appeal U محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
law court U دادگاه قضایی
kangaroo court U دادگاه مندرآوردی
kangaroo court U دادگاه غیرقانونی
kangaroo court U دادگاه پوشالی
right service court U داورسرویسراست
court of inquiry U کمیسیون تحقیق
kangaroo court <idiom> U
The ball is in your court. <idiom> U حالا نوبت تو است.
The ball is in your court. <idiom> U حالا نشان بده که چند مرد حلاجی!
ball is in your court <idiom> U [نوبت تو هست که قدم بعدی را برداری یا تصمیم بگیری]
High Court U دادگاهویژهجرائممهم
crown court U دادگاهیدر انگلستانو ولز
court of law U دادگاه
court shoes U رجوع شود به pump
international court U دادگاه بین المللی
court of first instance U محکمه بدایت
grenade court U میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
circuit court U دادگاه استیناف
clerk of the court U کاتب
front court U محوطه جلو خط سرویس اسکواش
court of grievances U دادگاه مظالم
court of iquiry U دادگاه رسیدگی
court of justice U دادگاه
half court U زمین سرویس
court of appeals U دادگاه استیناف
inns of court U کانون چهار انجمن قانونی درلندن که حق دارندمردم رااجازه وکالت بدهند
court of first instance U دادگاه شهرستان
front court U نیمهای که به ان حمله میشود
court martiall U شورای نظامی
high court of U دیوانعالی کشور
high court of U دیوانعالی تمیز
circuit court U دادگاه منطقهای
half court U قسمت سرویس زمین تنیس
court material U دادگاه نظامی
court of first instance U دادگاه بدوی
dut of court U ممنوع از اینکه دادگاه بافهارارتش رسیدگی می نماید
court of record U دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
criminal court U عشق بازی کردن
criminal court U محکمه جنائی
court yard U حیاط
court tennis U تنیس داخل سالن
court session U جلسه دادگاه
court procedure U محاکمه
court plume U پرهای شتر مرغ که برای ارایش درموی سر بکار برند
court order U قرار صادره از دادگاه
court of review U دادگاه تجدید نظر
court of province U دادگاه استان
criminal court U راز و نیاز کردن
commercial court U دادگاههای صنفی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com