Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
target description
U
خصوصیات هدف
target description
U
شرح مشخصات هدف
target description
U
شرح هدف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
description
U
زاب
description
U
توصیف تشریح
description
U
کلمهای که مشاخصات چیزی را بیان میکند
description
U
لیست داده ها و خصوصیات آنها
description
U
بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
description
U
زبان برنامه سازی که دستوراتی را برای معرفی اندازه موقعیت ونوع متن گرافیک روی صفحه می پذیرد
description
U
شرح
description
U
وصف
description
U
تعریف
description
U
توصیف
beyond description
U
بیش ازحدوصف
brief description
U
شرح کوتاه
description
U
جور
[گونه]
[قسم]
[جنس]
[گروه ]
brief description
U
چکیده
brief description
U
خلاصه
description of error
U
توضیح مشکل
description of error
U
توضیح خرابی
functional description
U
شرح وفیفهای
error description
U
توضیح خرابی
defect description
U
توضیح خرابی
fault description
U
توضیح خرابی
false description
U
توصیف غلط
fault description
U
توضیح اشکال
defect description
U
توضیح مشکل
trade description
U
اوصاف مال التجاره
Of all sorts. Of every description.
U
جور واجور ( جور به جور ؟ گوناگون )
purchase description
U
خصوصیات جنس مورد نیازخرید
problem description
U
شرح مسئله
defect description
U
توضیح اشکال
lively description
U
شرح روشن یا واقع نما شرحی که حالت واقعی یااصلی رانشان دهد
description of error
U
توضیح اشکال
problem description
U
تشریح مسئله
job description
U
شرح وفایف شغلی
job description
U
شرح شغل
job description
U
شرح مشاغل
job description
U
کتاب شرح مشاغل
job description
U
توصیف شغلی
error description
U
توضیح اشکال
fault description
U
توضیح نقص
error description
U
توضیح مشکل
condition about description
U
شرط صفت
error description
U
توضیح نقص
description of error
U
توضیح نقص
defect description
U
توضیح نقص
fault description
U
توضیح عیب
error description
U
توضیح عیب
description of error
U
توضیح عیب
defect description
U
توضیح عیب
fault description
U
توضیح مشکل
drugs of every description
[of all descriptions]
U
همه نوع دارو
a felon of the worst description
U
بدترین جور گناهکار
option of incorrect description
U
خیار تخلف وصف
page description language
U
زبان تشریح صفحه
people of every description
[of all descriptions]
U
همه جور آدم
hardware description language
U
زبان تشریع سخت افزاری
data description language
U
زبان تعریف داده
cattle
[rooms]
of the worst description
U
دام
[اتاق]
در بدترین وضعیت
target
U
سیبل
known target
U
هدف شناخته شده یا مشخص
target
U
نشان
target
U
هدف گیری کردن
target
U
تیر نشانه
target
U
تخته هدف
target
U
نقطه برداشت یا قرائت
target
U
سپر
target
U
هدف مشخص
target
U
هدف
target
U
اماج
target
U
گل
target
U
هدف فرود هدف شمشیرباز
target
U
پنجرهای که متن یا گرافیک روی آن نمایش داده می شوند
known target
U
هدف معلوم
target
U
برنامه هدف یا برنامه کامپیوتری به صورت کد هدف که توسط کامپایلر حفافت میشود
target
U
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
target
U
دیسکی که روی آن فایل کپی میشود
target
U
کامپیوتری که نرم افزار روی آن اجرا میشود.
target
U
مدت زمانی که برنامه هدف اجرا میشود
target
U
هدفی که می خواهید به آن برسید
target
U
نشانگاه
target
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target
U
حد و مرز
target
U
سینه حریف
on target
U
روی هدف
on target
U
بالای اماج زمان روی هدف
target programm
U
برنامه هدف
target range
U
برد هدف
target range
U
مسافت هدف میدان تیر مشقی
target rifle
U
تفنگ مشقی
target rifle
U
تفنگ مخصوص تیراندازی به هدف
target round
U
یک دور تیراندازی با تیر وکمان
target pattern
U
شکل قرار گرفتن هدف
target materials
U
مواد و وسایل بردن هدفهاروی نقشه یا نشان دادن ومشخص کردن انها روی طرحها
target program
U
برنامه هدف
target overlay
U
کالک هدفها
target overlay
U
کالک اماج
target pattern
U
شکل هدف مسیر تک هواپیما به هدف
target of opportunity
U
هدف ناگهانی
target of opportunity
U
هدف انی
target price
U
قیمت مورد نظر
target price
U
قیمت موردنظر
target profit
U
سود مورد نظر
target profit
U
سود مطلوب
target program
U
برنامه مقصود
target point
U
تیر نوک تیز
target routine
U
روال هدف
target selector
U
دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
soft target
U
هدفبدوندفاع
To hit the target.
U
بهدف خوردن
target-oriented
<adj.>
U
هدف گرا
target-oriented
<adj.>
U
مقصد گرا
target-oriented
<adj.>
U
هدف دار
target areas
U
ناحیههدف
triplane target
U
هدف کش زیرابی
target system
U
سیستم هدفها
target system
U
سیستم هدفهای میدان تیر سری هدفهای مستقر در یک منطقه
thermal target
U
هوای گرم بالارونده برای بالون
time on target
U
زمان روی هدف
time on target
U
اتش زمان روی هدف
time on target
U
زره
transient target
U
هدف متحرک
transient target
U
هدف موقت هدف درحال حرکتی که مدت کمی در میدان دید قرار می گیرد
time over target
U
زمان رسیدن روی هدف زمانی که هواپیما روی هدف می رسد
area target
U
هدف منطقهای
pinpoint target
U
هدف دقیق تعیین شده
planned target
U
هدف طرح ریزی شده
planned target
U
اماج طرح ریزی شده هدف پیش بینی شده
point target
U
هدف کوچک
point target
U
اماج نقطهای
record as target
U
اماج را ثبت کنید
record as target
U
ثبت کردن بعنوان هدف
record as target
U
ثبت اماج
scheduled target
U
اماج طبق برنامه
silhouette target
U
ادمک
silhouette target
U
هدف مصنوعی هیولای هدف
silhouette target
U
سایه هدف
sleeve target
U
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
strategic target
U
هدف مهم نظامی
target allocation
U
واگذاری هدف
target allocation
U
سهمیه بندی هدف
target angle
U
زاویه هدف
pinpoint target
U
هدف نقطهای
opportunity target
U
هدفی که غیرمنتظره فاهر میشود
opportunity target
U
هدف ناگهانی
area target
U
اماج منطقهای
auxiliary target
U
هدف کمکی
auxiliary target
U
نقطه کمکی
crossing target
U
هدف متحرک
crossing target
U
هدفی که درسمت حرکت میکند هدف عبور کننده در مسیر رژه
crossing target
U
هدفهای متحرک عرضی
demolition target
U
هدف تخریب
demolition target
U
منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
disappearing target
U
هدف ناپدید شونده
disappearing target
U
هدف غایب شونده هدف ناپایدار
phantom target
U
جعبه بازاوا
fleeting target
U
هدف متحرک و زودگذر هدفی که با سرعت حرکت میکند
fresh target
U
هدف جدید
off target hit
U
ضربه بی ارزش شمشیرباز
linear target
U
هدفهای خطی
linear target
U
هدفهای درخط
lost target
U
تیر خطا
target aquisition
U
سیستم هدف یابی
target aquisition
U
سیستم تجسس هدف
target market
U
بازاری که سخت افزار یا نرم افزار مخصوصا برای ان طراحی شود
target designation
U
روش انتخاب هدف
target discrimination
U
قدرت رادار برای درگیری باهدفهای مختلف یا تشخیص هدفهای مختلف
target disk
U
دیسک مقصود
target diving
U
شیرجه از ارتفاعات مختلف به روی اب بمنظور سنجش دقت
target dossiers
U
پرونده هدفها
target dossiers
U
پرونده اطلاعات جمع اوری شده درمورد هدفهای منطقه
target echo
U
علایم دریافتی از هدف یاپدیدار شده روی صفحه راداراز هدف
target folders
U
پوشههای پرونده هدف پوشه اطلاعات هدف
target grid
U
شبکه هدف
target grid
U
مختصات هدف
target indications
U
عناصر هدف
target indications
U
اطلاعات مربوط به هدف
target indicator
U
شاخص نشان دهنده هدف شاخص هدف
target list
U
لیست اماجها
target language
U
زبان هدف
target language
U
زبان مقصود
target list
U
لیست هدفها
target designation
U
سیستن انتخاب هدف
target date
U
زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
target computer
U
کامپیوتر هدف
target archery
U
مسابقه تیراندازی از فاصله معین با تیر و کمان
target area
U
منطقه هدف
target array
U
نیمرخ هدف
target array
U
نمودار گرافیک نیروها و تاسیسات و وضعیت دشمن در منطقه هدف
target arrow
U
تیر مخصوص تیراندازی
target audience
U
جماعت هدف تبلیغات
target audience
U
گروه اجتماعی که هدف تبلیغ هستند
target cap
U
گشتی هوایی رزمی مخصوص تجسس منطقه هدف
target captain
U
عضو تیم چهارنفره تیراندازی با تیر و کمان که ضمنا"دستور اغاز و پایان را میدهد
target audience
U
افراد مورد نظر
target behavior
U
رفتار اماج
target bow
U
کمان مخصوص تیراندازی باتیر و کمان
target chart
U
نقشه هدفهای بمباران هوایی
target information center
U
مرکز جمع اوری اطلاعات هدفها
air target mosaic
U
مجموعه عکسهای تهیه شده از هدف عکس موزاییک هدفهای هوایی
gun target line
U
خط توپ هدف
air target chart
U
نمودارهدفهای هوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com