Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tactical aircraft
U
هواپیمای جنگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tactical
U
جنگی
tactical
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
U
تاکتیکی
tactical
U
ماهر ماهرانه
tactical
U
مربوط به تدابیر جنگی
tactical complication
U
پیچیدگی تاکتیکی
tactical intelligence
U
اطلاعات تاکتیکی
tactical loading
U
بارگیری رزمی یا جنگی
tactical march
U
حرکت جنگی
tactical march
U
نقل
tactical march
U
انتقال جنگی
tactical minning
U
مین گذاری تاکتیکی
tactical missile
U
موشک جنگی
tactical missile
U
موشک رزمی
tactical movement
U
حرکات تاکتیکی
tactical movement
U
نقل و انتقال نظامی
tactical formation
U
یکان تاکتیکی صورت بندی تاکتیکی
tactical air
U
نیروی هوایی تاکتیکی هواپیمایی تاکتیکی
tactical formation
U
ارایش تاکتیکی
tactical complication
U
بغرنجی تاکتیکی
tactical control
U
کنترل و هدایت تاکتیکی
tactical control
U
کنترل تاکتیکی
tactical diameter
U
قطر تاکتیکی
tactical diversions
U
تصحیحات تاکتیکی مسیرناوگان تصحیح مسیر حرکت ناوگان
tactical element
U
عنصر تاکتیکی
tactical command
U
یکان تاکتیکی
tactical command
U
فرماندهی تاکتیکی
tactical airlift
U
حمل و نقل تاکتیکی هوایی
tactical airlift
U
ترابری تاکتیکی هوایی
tactical concept
U
تدبیر عملیات تاکتیکی
tactical plan
U
طرح عملیات تاکتیکی
tactical plan
U
طرح عملیات نظامی
tactical troops
U
عدههای تاکتیکی
tactical reconnaissance
U
خبرگیری از جنگ
tactical support
U
پشتیبانی رزمی
tactical smoke
U
دود استتاری
tactical smoke
U
دود مصنوعی
tactical reserve
U
نیروهای احتیاط تاکتیکی
tactical reserve
U
احتیاط تاکتیکی
tactical reconnaissance
U
براوردموقعیت رزمی در حالتی که درگیری نزدیک است
tactical intelligence
U
اطلاعات جنگی
tactical element
U
یکان رزمی یکان تاکتیکی
tactical voting
U
رایدادنبهنفعکسیبرایاینکهفرددیگرپیروزنشود
tactical troops
U
یکانهای تاکتیکی
tactical air operation
U
عملیات تاکتیکی هوایی
tactical air observer
U
دیدبان تاکتیکی هوایی
tactical air observer
U
دیدبان هوایی
tactical air navigation
U
رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
tactical air navigation
U
سیستم تاکان
tactical air force
U
نیروی هوایی تاکتیکی
tactical air commander
U
فرمانده نیروی هوایی تاکتیکی
tactical command ship
U
ناو فرماندهی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
tactical call sign
U
معرف رادیویی تاکتیکی
basic tactical unit
U
یکان مبنای تاکتیکی
tactical range recorder
U
رادارصوتی تاکتیکی
tactical range recorder
U
سونار تاکتیکی ناو
officer in tactical command
U
فرمانده تاکتیکی
tactical operation center
U
مرکز عملیات تاکتیکی
tactical air command center
U
مرکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی تاکتیکی
tactical air control center
U
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
aircraft
U
هواپیما
aircraft
U
طیاره
marine aircraft
U
هواپیمایی برای عمل کردن روی سطح اب هواپیمای قابل شناور شدن روی سطح اب
one aircraft was shot down
U
یک هواپیما
notional aircraft
U
هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
lead aircraft
U
هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
maritime aircraft
U
هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
naval aircraft
U
هواپیمای ناوپایه
landing aircraft
U
هواپیمای در حال فرود
large aircraft
U
هواپیمای بزرگ
one aircraft was shot down
U
سرنگون گردید
program aircraft
U
جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
aircraft company
U
شرکت ساخت هواپیما
[اقتصاد]
The aircraft got off the ground .
U
هواپیما اززمین بلند شد
ultralight aircraft
U
هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
tailless aircraft
U
هواپیمای بی دم
active aircraft
U
هواپیمای درگیر در رزم
unmanned aircraft
U
هواپیمای بدون سرنشین
shipboard aircraft
U
هواپیمای ناو پایه
passenger aircraft
U
هواپیمای مسافربری
integrated aircraft
U
هواپیمای یک پارچه
anti-aircraft
U
ضد هواپیما
aircraft battery
U
منبع الکتریکی برای هواپیما
aircraft defective
U
هواپیمای معیوب
aircraft defective
U
هواپیمایی که به علت نقص فنی نتواندپرواز کند
aircraft engine
U
موتور هواپیما
aircraft guide
U
مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
aircraft handover
U
تعویض کنترل هواپیما
aircraft handover
U
تبادل کنترل هواپیما
aircraft inspection
U
بازرسی هواپیما
aircraft plotter
U
وسیله ناوبر هواپیما
aircraft plotter
U
وسیله ترسیم مسیر هواپیما
aircraft plumping
U
لوله کشی هواپیما
aircraft records
U
اسناد هواپیما
aircraft repair
U
تعمیر هواپیما
aircraft arrestment
U
مهارکردن هواپیما
aircraft arrestment
U
عملیات مهار هواپیما
light aircraft
U
هواپیمای سبک
aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر
aircraft carrier
U
carrier : syn
aircraft carriers
U
carrier : syn
active aircraft
U
هواپیمای فعال
aircraft accident
U
سانحه هوایی
aircraft alternation
U
اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
aircraft arresting
U
دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
aircraft arresting
U
دستگاه مهار هواپیما
aircraft rigging
U
تنظیم نهایی هواپیما
assault aircraft
U
هواپیمای هجومی
civil aircraft
U
هواپیمای غیر نظامی
army aircraft
U
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
axial of an aircraft
U
محور هواپیما
aircraft carriers
U
ناو هواپیمابر
escort aircraft
U
هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
anti aircraft
U
پدافند هوایی
aircraft vectoring
U
کنترل مسیر سمتی هواپیما
aircraft vectoring
U
کنترل سمتی هواپیما
aircraft turn around
U
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
aircraft structure
U
ساختمان هواپیما
aircraft scrambling
U
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
aircraft section
U
قسمت هواپیمایی
aircraft section
U
رسدهواپیمایی
clean aircraft
U
هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
aircraft specification
U
خصوصیات هواپیما
aircraft system
U
سیستم ساختمان هواپیما
anti aircraft
U
ضد هوایی
awaiting aircraft availability
U
زمان انتظار درخط تعمیر
aircraft accident report
U
گزارش سانحه هوایی
attack aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر تهاجمی
aircraft gun laying
U
رادار هواپیما
awaiting aircraft availability
U
زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
variable geometry aircraft
U
هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
aircraft maintenance truck
U
کامیونتعمیرهوایی
anti-aircraft missile
U
گلولهموشکضدهوایی
aircraft modification and control
U
کنترل و هدایت هواپیما
The lights of the aircraft were blinking.
U
چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
lighter than air aircraft
U
هواپیمای سبکتر از هوا
heavier than air aircraft
U
هواپیمای سنگین تر از هوا
control line aircraft
U
نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
rotary wing aircraft
U
هواپیما با بال گردنده
aircraft arresting barrier
U
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aircraft mission equipment
U
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft log book
U
بایگانیها هواپیما
high tailed aircraft
U
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
anti aircraft artillery
U
توپخانه ضد هوایی
fixed wing aircraft
U
هواپیما با بال ثابت
aircraft cross servicing
U
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
aircraft control unit
U
کابین کنترل هواپیما
aircraft control unit
U
قسمت کنترل هواپیما
aircraft climb corridor
U
دالان صعود هواپیما
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
anti aircraft artillery
U
توپخانه پدافند هوایی
anti aircraft defense
U
پدافند ضد هوایی
aircraft arresting hook
U
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
aircraft arresting hook
U
قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting gear
U
جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
aircraft arresting complex
U
وسایل مهار هواپیما
aircraft role equipment
U
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft arresting reset unit
U
وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com