Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
system planning
U
طرح ریزی سیستم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
financial planning system
U
سیستم برنامه ریزی مالی
planning system
U
نظام برنامه ریزی
Other Matches
planning
U
طراحی
planning
<adj.>
برنامه ریزی
planning
U
طرح ریزی
planning
U
سازماندهی نحوه انجام کاری
planning
U
طرحریزی طرح نقشه
overall planning
U
برنامه ریزی کلی
planning
U
زمینه سازی
planning
U
نقشه کشی
career planning
U
طرح ریزی تهیه تخصصهای نظامی
town planning
U
شهرسازی
planning model
U
الگوی برنامه ریزی
planning horizon
U
مدت برنامه ریزی
planning horizon
U
افق برنامه ریزی
planning guidance
U
راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
planning factor
U
معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning directive
U
دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
planning cycle
U
دوره برنامه ریزی
planning comission
U
هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
planning staff
U
ستاد طرح ریزی کننده
family planning
U
تنظیم خانواده
adhoc planning
U
برنامه ریزی روزمره
product planning
U
برنامه ریزی محصولات
agricultural planning
U
برنامه ریزی کشاورزی
family planning
U
برنامه ریزی خانواده
planning permission
U
اجازه عمران و ابادی اراضی
production planning
U
برنامه ریزی تولید
social planning
U
برنامه ریزی اجتماعی
spatial planning
U
امایش سرزمین
population planning
U
برنامه ریزی جمعیت
regional planning
U
برنامه ریزی منطقهای
sectoral planning
U
برنامه ریزی بخشی
rural planning
U
برنامه ریزی روستائی
planning principles
U
اصول برنامه ریزی
planning organization
U
سازمان برنامه
project planning
U
نقشه کشی ساختمان
centralized planning
U
برنامه ریزی متمرکز
financial planning
U
برنامه ریزی مالی
comprehensive planning
U
برنامه ریزی جامع
corporate planning
U
برنامه ریزی شرکت
economic planning
U
برنامه ریزی اقتصادی
imperative planning
U
برنامه ریزی اجباری
manpower planning
U
برنامه ریزی نیروی انسانی
decentralized planning
U
برنامه ریزی غیر متمرکز
educational planning
U
برنامه ریزی اموزشی
development planning
U
برنامه ریزی توسعه
national planning
U
برنامه ریزی ملی
directive planning
U
برنامه ریزی هدایت شده
generalized planning
U
برنامه ریزی تعمیم یافته
optimal planning
U
برنامه ریزی مطلوب
optimal planning
U
برنامه ریزی بهینه
fire planning
U
طرح ریزی کردن اتش
consolidated planning
U
برنامه ریزی تلفیقی
career planning
U
طرح ریزی مشاغل
centeralized planning
U
برنامه ریزی متمرکز
fire planning
U
طرح ریزی اتش
central planning
U
برنامه ریزی مرکزی
state planning
U
برنامه ریزی دولتی
materials requirements planning
U
برنامه ریزی مواد مورد نیاز
inter sectoral planning
U
برنامه ریزی بین بخشی
short run planning
U
برنامه ریزی کوتاه مدت
family planning programs
U
برنامههای تنظیم خانواده
production planning and control
U
برنامه ریزی و کنترل تولید
production resource planning
U
برنامه ریزی منابع تولید
long run planning
U
برنامه ریزی بلند مدت
multi level planning
U
برنامه ریزی چند سطحی
central planning team
U
تیم طرح ریزی مرکزی
medium term planning
U
برنامه ریزی میان مدت
material requirements planning
U
برنامه ریزی نیازمندیهای کالا
basic planning guide
U
راهنمای اولیه طرح ریزی
military planning process
U
مراحل طرح ریزی نظامی
planning programming budgetting
U
system
planning programming budgetting
U
نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
linear system
[system of linear equations]
U
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
p system
U
سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
c.g.s. system
U
دستگاه سگث
system
U
سامانه
the system of
U
the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
the system of
U
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
i.f.f. system
U
دستگاه تشخیص
cw system
U
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
value system
U
نظام ارزشها
an system
U
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
system
U
سازگان
system
U
هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
system
U
نظم منظومه
system
U
نظام سیستم
system
U
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system
U
طرز اسلوب
system
U
اصول وجود
system
U
تشکیلات
system
U
اسلوب
system
U
نظام
system
U
قاعده رویه
system
U
سلسله
system
U
سازمان
system
U
همست
system
U
طریقه
system
U
همستاد روش
system
U
سیستم
system
U
منظومه
system
U
نظم ترتیب
system
U
ترتیب
system
U
مجموعه سازمان
system
U
جهاز
system
U
دستگاه
system
U
سلسله رشته
system
U
طرز روش
system
U
رشته دستگاه
system
U
روش اصول
isolated system
U
سیستم منزوی
irrigation system
U
شبکه ابیاری
interphone system
U
سیستم تلفنی
system log
U
گزارش روزانه عملیات سیستم
interactive system
U
سیستم فعل و انفعالی
intercommunication system
U
سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
system log
U
شرح ماوقع سیستم
system library
U
کتابخانه سیستم
system interrupt
U
وقفه سیستم
intercommunication system
U
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
system of units
U
دستگاه یکانها
system loader
U
بارکننده سیستم
system international
U
سیستم بین المللی
system installation
U
نصب سیستم
system indicator
U
طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
magnetic system
U
سیستم مغناطیسی
system engineer
U
مهندس سیستم
system dynamics
U
شناخت اثرعوامل تغییر دهنده نظام
makagonov system
U
سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
system dynamics
U
پویائی نظام
system disk
U
دیسک سیستم
management system
U
سیستم مدیریت
management system
U
سیستم اداره
system diagnostics
U
امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم
market system
U
نظام بازار
maroczy system
U
سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
system engineering
U
مهندسی سیستم
magnet system
U
سیستم اهنربایی
system file
U
فایل سیستم
system implementation
U
پیاده سازی سیستم
system generator
U
مولد سیستم
system flowchart
U
نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
limbic system
U
دستگاه کناری
london system
U
سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
system generation
U
تولید سیستم
system generation
U
ایجاد سیستم
system follow up
U
ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
system floder
U
مخزن سیستم
multiprogramming system
U
سیستم عملکرد چند برنامهای
lymphatic system
U
دستگاه لنفاوی
system diagnostics
U
امکانات عیب شناسی سیستم
system's design
U
مدل سیستم طرزساخت سیستم
system standard
U
معیار سیستم
hexagonal system
U
دستگاه شش گوشهای
system software
U
نرم افزار سیستم
system security
U
حفافت سیستم
system resource
U
وسیله سیستم
system resource
U
منبع سیستم
system resolution
U
تفکیک سیستم کار دستگاه
system reset
U
راه اندازی مجدد سیستم
system prompt
U
اعلان سیستم
system programs
U
برنامههای سیستم
system standard
U
استانداردسیستم
heliocentric system
U
دستگاه خورشید مرکزی
freshwater system
U
سیستم لوله کشی اب شیرین
system's design
U
طرح سیستم
system's design
U
ساختمان سیستم
geniculostriate system
U
دستگاه مخطط زانویی
geocentric system
U
دستگاه زمین مرکزی
giorgi system
U
دستگاه جورجی
system unit
U
محفظه سیستم
system time
U
ساعت سیستم
system time
U
زمان سیستم
system testing
U
ازمایش سیستم
system test
U
ازمون سیستم
system study
U
مطالعه سیستم
system programming
U
برنامه نویسی سیستم
system programmer
U
برنامه نویس سیستم
system of ventilation
U
سیستم تهویه
induction system
U
سیستم مکش
system of units
U
دستگاه واحدها
system of units
U
سلسه احاد
tandem system
U
سیستم دو پشته
system of forces
U
دستگاه نیروها
information system
U
سیستم اطلاعاتی
information system
U
سیستم اطلاعات
System Monitor
U
امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
system mangement
U
مدیریت سیستم
system maintenance
U
تامین و نگهداری سیستم
inquiry system
U
سیستم پرسش- پاسخ
indeterminate system
U
آن قابل پیش بینی نیست
indeterminate system
U
سیستمی که وضعیت منط قی
system program
U
برنامه سیستم
household system
U
نظام خانوادگی
household system
U
نظام تولیدخانوادگی
system priorities
U
تقدم های سیستم
hydraulic system
U
سیستم هیدرولیک
system overhead
U
مازاد سیستم
system overhead
U
بالاسری سیتم
ignition system
U
سیستم احتراق موتور
illuminating system
U
سیستم روشنایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com