English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
symmetrical alternating quantity U کمیت متناوب متقارن نامتوازن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
alternating quantity U کمیت متناوب
symmetrical U متقارن
symmetrical compression U سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
symmetrical exchange U تعویض قرینه
symmetrical system U جریان متقارن
symmetrical distribution U توزیع متقارن
symmetrical pawn structure U ساختمان پیادهای متقارن
component of a symmetrical system U مولفه دستگاه متوازن
alternating U تناوبی
alternating U متناوب
alternating light U چراغ متغیر
alternating responses U پاسخهای تناوبی
alternating reflexes U بازتابهای تناوبی
alternating perspective U نمای متناوب
alternating arc U قوس متناوب
alternating copolymer U همبسپار متناوب
alternating voltage U ولتاژ C.A
alternating stress U تنش متناوب
alternating stress U تنش نوسان دار دائمی
alternating light U چراغ چشمک زن متغیر
alternating field U میدان متناوب
alternating load U بار متناوب
alternating current U جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
alternating current U جریان متناوب
alternating current resistance U مقدار مقاومت موثر
power of alternating current U توان جریان متناوب
resistance to alternating current U مقدار مقاومت موثر
alternating current rectifier U یکسوکننده
rectification of an alternating current U یکسوکنندگی جریان متناوب
free alternating current U جریان متناوب هرز
alternating stress test U ازمایش تنش متناوب
three phase alternating current U جریان متناوب سه فازه
alternating current motor U موتور جریان متناوب
forced alternating current U جریان متناوب فشرده
industrial alternating current U جریان متناوب صنعتی
magnitude of alternating current U دامنه جریان متناوب
alternating axis of symmerty U محور تقارن متناوب
multiphase alternating current U جریان متناوب چند فازه
alternating current circuit U مدار جریان متناوب
alternating current generator U مولد جریان متناوب
alternating current instrument U سنجه جریان متناوب
alternating current magnet U مغناطیس جریان متناوب
single phase alternating current U جریان متناوب یک فازه
high frequency alternating current U جریان متناوب فرکانس بالا
high frequency alternating current U جریان فرکانس بالا
initial alternating short circuit curren U جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
quantity U حد
quantity U چندی
quantity U تعداد یا شماره چیزی
quantity U تعداد زیاد
quantity U کمیت
quantity U قدر اندازه
quantity U مبلغ
quantity U مقدار
scalar quantity U کمیت غیر برداری
quantity rebate U تخفیف عمده فروشی
unknown quantity U مقدارمجهول یانامعلوم کسیکه کردارش رانتوان پیش بینی کر د
quantity supplied U مقدار عرضه شده
quantity surveryor U براوردکننده مقادیر
r.m.s. value of a periodic quantity U جذر متوسط مربعهای کمیتهای دورهای
rated quantity U مقدار اسمی
sinusoidal quantity U کمیت سینوسی
scalar quantity U کمیت عددی
scalar quantity U کمیت اسکالر
scalar quantity U کمیت نردهای
the quantity of a vowel U کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
dimensionless quantity U کمیت بدون بعد [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
scalar quantity U کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
partial quantity U زیرمجموعه [ریاضی]
infinite quantity U مقدار بی نهایت
copy quantity U مقدارکپی
conserved quantity U کمیت ثابت [فیزیک]
conserved quantity U کمیت پایسته [فیزیک]
vector quantity U کمیت برداری
scalar quantity U اسکالر [فیزیک] [ریاضی]
quantity of supply U مقدار عرضه
quantity surveyor U ارزیاب کمیت مواد
mean value of periodic quantity U میانگین کمیت دورهای
observable quantity U کمیت مشاهده پذیر
oscillating quantity U کمیت نوسانی
peridic quantity U کمیت تناوبی
magnetic quantity U کیفیت مغناطیسی
physical quantity U کمیت فیزیکی
pseudoscalar quantity U کمیت شبه عددی
pulsating quantity U کمیت ضربانی
electrical quantity U مقدار الکتریسیته
quantity surveyor U براورد کننده مقادیر
quantity surveyors U براورد کننده مقادیر
quantity surveyors U ارزیاب کمیت مواد
an infinite quantity U بی نهایت
batch quantity U کمیت گروهی
certificate of quantity U گواهی کمیت
certificate of quantity U گواهی مقدار
certificating of quantity U گواهی کمیت
contract quantity U حجم قرارداد
quantity allowance U تخفیف کلی
quantity allowance U تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
quantity of capital U مقدار سرمایه
quantity of labor U مقدار کار
quantity discount U تخفیف عمده فروشی
quantity of leisure U مقدار فراغت
quantity equation U معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
quantity of leisure U مقدار ساعات بیکاری
quantity of money U مقدار پول
quantity discount U تخفیف کلی
quantity control U کنترل کمیت
quantity controls U کنترلهای کمی
quantity demanded U مقدار تقاضا شده
quantity of demand U مقدار تقاضا
quantity discount U مقدار تخفیف
quantity discount U میزان تخفیف
quantity theory of money U نظریه مقداری پول
quantity theory of money U حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
quantity theory of money U نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
damped sinusoidal quantity U کمیت سینوسی میرنده
input energizing quantity U اندازه تحریک ورودی
economic order quantity U کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
economic order quantity U حد مطلوب سفارش
quantity equation of exchange U یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
phase of a sinusoidal quantity U فاز کمیت سینوسی
demand versus quantity demanded U تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
time constant of an exponential quantity U ثابت زمانی یک کمیت نمایی
quantity theory of money and prices U نظریه مقداری پول و قیمت
to run to a quantity [to run into a sum] U بر مبلغی [مقداری] بالغ شدن [یا بودن]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com