English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
symmetric matrix U ماتریس متقارن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
symmetric U متقارن
symmetric U هم اندازه
symmetric U هم اندازه متقارن
symmetric U برابر
symmetric U منظم
symmetric U متناسب
symmetric knot U گره ترکی [گره نامتقارن] [که بدور دو تار زده می شود و معمولا از قلاب جهت خفت زدن استفاده می شود.]
symmetric list U لیست متقارن
axially symmetric U متقارن محوری
symmetric difference U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
z matrix U ماتریس "زد"
matrix U ماتریس [ریاضی]
y matrix U ماتریس ایگرگ
matrix U الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
matrix U آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
matrix U آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
matrix U قالب
matrix U ماترس
matrix U شبکه
matrix U جدول اعداد
matrix U ماتریس
matrix U جای پیدایش ماتریس
matrix U بچه دان موطن
matrix U رحم
matrix U زمینه ملاط
matrix U زهدان
matrix U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix U الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
matrix U روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrix U جابجایی سط ر و ستون در آرایه
square matrix U ماتریس مربع
singular matrix U ماتریس ویژه
residual matrix U ماتریس مازاد
semidefinite matrix U ماتریس نیمه معین
singular matrix U ماتریش ویژه
singular matrix U ماتریس منفرد
unit matrix U ماترسی که عناصر قطر اصلی همگی برابر یک و بقیه عناصرش صفر باشند
unit matrix U ماتریس واحد
triangular matrix U ماتریس مثلثی
matrix notation U نمایش ماتریسی
transpose matrix U ماتریس برگردان
square matrix U ماتریس مربعی
singular matrix U ماتریس غیر عادی
singular matrix U ماتریس تکین
transpose matrix U ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
nail matrix U جایگاهناخن
adjunct matrix U ماتریس الحاقی [ریاضی]
triangular matrix U ماتریس مثلثی [ریاضی]
Jacobi matrix U ماتریس ژاکوبی [ریاضی]
square matrix U ماتریس مربعی [ریاضی]
adjoint matrix U ماتریس الحاقی [ریاضی]
matrix multiplication U ضرب ماتریس [ریاضی]
invertible matrix U ماتریس وارون [ریاضی]
identity matrix U ماتریس همانی [ریاضی]
unit matrix U ماتریس همانی [ریاضی]
the transpose of a matrix U ترانهاده یک ماتریس [ریاضی]
belief value matrix U شبکه باورها و ارزشها
impedance matrix U ماتریس امپدانس
impedance matrix U ماتریس مقاومت فاهری
incidence matrix U ماتریس تلاقی
inverse matrix U ماتریس عکس
invert matrix U ماتریس معکوس
lattice matrix U ماتریس
leontief matrix U ماتریس لئونتیف
leontief matrix U اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
matrix algebra U جبر ماتریس
identity matrix U ماتریس واحد
identity matrix U ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
black matrix U صفحه تصویر CRT که نقاط فسفری اطراف رنگ سیاه هستند تا شدت را بیشتر کنند
boolean matrix U ماتریس بولی
correlation matrix U ماتریس همبستگی
diagonal matrix U ماتریس قطری
core matrix U ماتریس چنبرهای
diagonal matrix U ماتریسی که همه اجزای ان به جز اجزای قطر اصلی صفر باشد
dot matrix U ماتریس نقطهای
dot matrix U روش شکل دادن به حروف با استفاده ازنقاط درون ماتریسهای مستط یلی
factor matrix U ماتریس عاملی
matrix mechnics U مکانیک ماتریسی
matrix or matrices U تخمدان
matrix storage U انباره ماتریسی
minor of matrix U کهاد ماتریس
null matrix U ماتریس صفر
nonsingular matrix U ماتریس غیر منفرد
order of matrix U مرتبه ماتریس
nonsingular matrix U ماتریس ناویژه
payoff matrix U ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
nonsingular matrix U ماتریس ناتکین
matrix printer U چاپگر ماتریسی
matrix or matrices U زهدان
matrix or matrices U رحم
matrix or matrices U شکم
nonsingular matrix U ماتریس عادی
matrix or matrices U بچه دان
matrix or matrices U قالب
matrix or matrices U قرارگاه گوهر
matrix or matrices U کالبد
null matrix U ماتریس تهی
the main diagonal of a matrix U قطر اصلی یک ماتریس [ریاضی]
lower triangular matrix U ماتریس پایین مثلثی [ریاضی]
dot matrix printers U چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printers U چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printer U چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printer U چاپگر یا ماتریس نقطهای
primary diagonal [matrix] U قطر اصلی [ریاضی]
upper triangular matrix U ماتریس بالا مثلثی [ریاضی]
impluse response matrix U ماتریس انتقال ضربه
positive definite matrix U ماتریس همیشه مثبت
multivariable multimethod matrix U ماتریس چند متغیری- چندروشی
dot matrix character U کاراکتر ماتریس نقطهای
wire matrix printer U یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
principal diagonal [matrix] U قطر اصلی [ریاضی]
matrix isolation spectroscopy U طیف بینی مجزا شده درماتریس
magnetic matrix memory U حافظه ماتریس مغناطیسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com