English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
subsistence theory of wages U نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
subsistence theory of wages U به قانون مفرغ مزدها نیزمعروف است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bargaining theory of wages U نظریه چانه زنی مزدها
wage fund theory of wages U نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
subsistence U مربوط به زیست
subsistence U زیستی
subsistence U معاش حق معاش
subsistence U حیات
self subsistence U امرارمعاش کننده در نفس خود
self subsistence U اعاشه خود بخود
subsistence U وسایل زیست
subsistence U نگاهداری
subsistence U اعاشه
subsistence U زیست
subsistence U گذران
subsistence U معاش خرجی
subsistence U وسیله معیشت
subsistence U امرارمعاش
subsistence U دوام
bare subsistence U زندگی بخور و نمیر
subsistence allowance U مد د
subsistence allowance U معاش
subsistence department U اداره کارپردازی وخواربارارتش
subsistence economy U اقتصاد معیشتی
basic allowance for subsistence U حق معاش
minimum subsistence level U سطح حداقل معیشت
basic allowance for subsistence U جیره نقدی
wages U مزد
wages U دستمزد
d. wages U مزد دوبرابر
wages U اجر
wages U اجیر کردن
wages U جنگ برپا کردن
wages U حمل کردن
wages U کار مزد دسترنج
wages U اجرت
wages U اجرت کارمزد
wages U ضمانت حسن انجام کار
defense subsistence supply center U مرکز اماد زیستی وزارت دفاع
wages tax U مالیات مزد و حقوق
rigidity of wages U انعطاف ناپذیری مزدها
board wages U جیره خشکه
frozen wages U مزدهای ثابت
frozen wages U مزدهای غیرقابل تغییر مزدهای منجمد
i paid his d. wages U مزد او را انچه لازم بود دادم
The wages wI'll be raised. U دستمزد ها بالاخواهند رفت
All wages were scaled up to 15 per cent . U کلیه دستمزدها به میزان 15درصد افزایش یا فتند
index of real wages U شاخص دستمزدهای واقعی
general level of wages U سطح عمومی مزدها
spiral of wages and prices U حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
second best theory U نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
second best theory U نظریه بهترین دوم
in theory U د رعالم فرض
in theory U درعلم نظری
value theory U نظریه ارزش
theory of value U نظریه ارزش
So much for theory! <idiom> U به اندازه کافی از تئوری صحبت شد.
theory U فرضیه
theory U اصول نظری
theory U فرضیه علمی تعلیم
theory U مباحث ریاصیاتی محض
theory U علم نظری
theory U تئوری
theory U اصل کلی
theory U فرض علمی
theory U تحقیقات نظری
theory U نگرش
theory U نگره فرضیه
theory U نظریه
quantum theory U تئوری کوانتوم
neoclassical theory of value U تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
quantum theory U مکانیک کوانتومی [فیزیک]
sampling theory U نظریه نمونه گیری
representation theory U نظریه نمایش
replacement theory U نظریه جایگزینی
recapitulation theory U نظریه بازپیدایی
plutonic theory U فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
theory of law U فلسفه حقوق
perturbation theory U نظریه اختلال
one factor theory U نظریه یک عاملی
noncontinuity theory U نظریه ناپیوستگی
network theory U نظریه شبکه
need press theory U نظریه نیاز- فشار
molecular theory U نظریه مولکولی
poisson theory U تئوری پویسن
price theory U نظریه قیمت
queuing theory U نظریه صف
queuing theory U نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
queuing theory U نظریه صف بندی
queing theory U نظریه صف
quantum theory U نظریه کوانتومی
probability theory U نظریه احتمال
probability theory U نظریه احتمالات
price theory U اقتصاد خرد
mechanistic theory U نظریه ماشینی نگری
social theory U نظریه اجتماعی
two factor theory U نظریه دو عاملی
underconsumption theory U نظریه مصرف ناکافی
underconsumption theory of U cycle business
Order theory U ترتیب جزئی [ریاضی]
underconsumption theory of U نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
valence theory U نظریه والانسی
viscoelastic theory U نظریه ویسکوالاستیک
switching theory U تئوری سوئیچینگ
Group theory U نظریه گروه ها [ریاضی]
theory of numbers U نظریه اعداد [ریاضی]
set theory U نظریه مجموعه ها [ریاضی]
trireceptor theory U نظریه سه گیرندهای
theory of epigensis U فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
switch theory U نظریه راه گزینی
tetrachromatic theory U نظریه چهاررنگی
theory of accumulation U نظریه انباشته
theory of fault U تئوری تقصیر
theory of numbers U نظریه اعداد
theory of preformation U فرضیهای که بموجب ان هربخشی ازموجودالی درنطفه موجودبوده بایدبزرگ شود
theory of relativity U نظریه نسبیت
theory of rent U نظریه اجاره
theory of saving U نظریه پس انداز
theory of saving U نظریه مربوط به پس انداز
three component theory U نظریه سه مولفهای
transformational theory U نظریه تطور
trichromatic theory U نظریه سه رنگی
economic theory U نظریه اقتصادی
field theory U نظریه اساسی میدان
fuzzy theory U نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
game theory U نظریه بازیها
game theory U این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
game theory U نظریه بازی
game theory U تئوری بازی
general theory U نظریه عمومی
classical theory U نظریه کلاسیک
capital theory U نظریه سرمایه
graph theory U نظریه گرافها
graph theory U تئوری گراف
group theory U نظریه گروهها
group theory U نظریه گروهی
hartree theory U نظریه هارتری
communication theory U نظریه ارتباطات
field theory U تئوری میدان ها
field theory U نظریه میدانی
electomagnetic theory U نظریه الکترومغناطیسی
electron theory U نظریه الکترونی
electron theory U نظریه الکترونها
electron theory U تئوری الکترونی
duplicity theory U نظریه دو جزیی
emission theory U فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
decision theory U تئوری تصمیم
decision theory U نظریه تصمیم گیری
equilibrium theory U نظریه تعادل
continuity theory U نظریه پیوستگی
consumption theory U نظریه مصرف
communication theory U تئوری مخابرات
facet theory U نظریه رویه ها
communication theory U نظریه ارتباط
information theory U نظریه اگاهی
information theory U نظریه خبر
local theory U نظریه اختصاصی
atomic theory U فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
labor theory of value U تئوری ارزش کار
logic theory U نظریه منطقی
labor theory of value U نظریه ارزش کار
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
location theory U نظریه تعیین محل استقرار صنعت
location theory U نظریه تعیین مکان
learning theory U نظریه یادگیری
leg theory U روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
automata theory U نظریه ماشینها
kinetic theory U نظریه جنبشی
innovation theory U ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
innovation theory U نظریه نواوری
cloaca theory U اعتقاد به مقعدزایی
information theory U نظریه اطلاعات
set theory U نظریه مجموعه ها
kinetic theory U فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
set theory U تئوری مجموعه ها
balance theory U نظریه توازن
innovation theory U این نظریه اولین بار توسط جوزف شومپتر
crystal field theory U نظریه میدان بلور
valence bond theory U نظریه پیوند والانس
dust cloud theory U نظریه غباری
big bang theory U خرس بزرگ
density wave theory U نظریه موج چگالی
A comparison of theory and practice. U مقایسه ای از نظری و عمل.
big bang theory U دب اکبر
affective arousal theory U نظریه برانگیختگی عاطفی
baeyer strain theory U نظریه کرنش- کشیدگی بایر
bard cannon theory U نظریه بارد- کنون
classical theory of money U نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
benefit theory of taxation U نظریه مالیات بندی بر پایه انتفاع
union [set theory] U اجتماع [مجموعه] [ریاضی]
young helmholtz theory U نظریه یانگ- هلمهولتس
analytic number theory U نظریه تحلیلی اعداد [ریاضی]
material theory of heat U پندار مادیت نسبت بگرما تصور اینکه گرما ماده است
general theory of relativity U نظریه نسبیت عمومی
ring strain theory U نظریه کرنش- کشیدگی حلقه
relativistic quantum theory U نظریه کوانتومی نسبیتی
maxwell theory og light U نظریه الکترومغناطیسی نورماکسول
james lange theory U نظریه جیمز- لانگه
quantum theory of valence U نظریه کوانتومی والانس
quantity theory of money U نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
quantity theory of money U نظریه مقداری پول
quantity theory of money U حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com