Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
structure of an animal
U
ساختمان
structure of an animal
U
جانور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
animal
U
حیوان
animal
U
حیوانی جانوری
animal
U
مربوط به روح وجان یا اراده
animal
U
حس و حرکت
animal
U
جانور
animal husband
U
پرورش جانوران اهلی
animal husband
U
دام پروری
animal louse
U
شپشه
pack animal
U
حیوان باربر
animal magnetism
U
مغناطیس حیوانی
animal oil
U
روغن حیوانی
animal glue
U
چسب
animal fat
U
چربی حیوانی
animal electricity
U
الکتریسیته بدن
animal black
U
ذغال حیوانی
an ovoviviparous animal
U
جانوری که دردرون شکم تخم می گذاردوبچه خودرادرهمانجا ازتخم بیرون می اورد
animal content
U
محتوای حیوانی
pack animal
U
چهارپا
animal psychology
U
روانشناسی حیوانی
animal soap
U
صابون حیوانی
clean animal
U
جانورپاک یاحلال
the animal is not s. to touch
U
دست زدن به ان جانورشرط سلامت نیست
spinal animal
U
حیوان نخاعی
draft animal
U
حیوان بارکش
reclaim animal
U
حیوانات وحشی تربیت شده
he ran the animal through
U
ان جانور را با شمشیریا نیزه سوراخ کرد
lost animal
U
حیوان گمشده
lost animal
U
حیوان ضاله
animal design
U
طرح حیواندار
[شکل حیوان در فرش های حیواندار و گل باغی]
animal kingdom
U
جهان جانوران
animal glue
U
چسب سریش
animal glue
U
سریشم از انساج حیوان
animal strach
U
گلیکوژن
animal strach
U
نشاسته حیوانی
animal husbandry
U
دام پروری
bald animal or tree
U
درخت یا حیوان برهنه
animal distress calls
U
فریادهای درماندگی حیوان
structure
U
ساخت
structure
U
پیکره
structure
U
چهارچوب دار
[قالی]
structure
U
طریقه
structure
U
ساختار ساخت
structure
U
سازه
structure
U
ساختمان اسکلت فلزی
structure
U
سازمان سازمان دادن
structure
U
استخوان بندی
structure
U
ساختمان
structure
U
ترکیب سبک
structure
U
سازمان
structure
U
پی ریزی کردن ساختار
structure
U
اساس
structure
ساختار
structure
U
بنا
structure
U
بنیان
structure
U
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure
U
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structure
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structure
U
نحوه سازماندهی یا فرمت چیزی
structure
U
ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structure
U
تشکیلات دادن
structure
U
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structure
U
روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی
structure
U
سبک
structure
U
تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
personality structure
U
ساخت شخصیت
perceptual structure
U
ساخت ادراکی
primary structure
U
ساختمان اصلی
nut structure
U
ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
pawn structure
U
ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
program structure
U
ساخت برنامه
primary structure
U
ساختمان اولیه
phrase structure
U
با ساخت عبارتی
plex structure
U
ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
pyramidal structure
U
ساختار هرمی
population structure
U
ترکیب جمعیت
power structure
U
ساخت قدرت
population structure
U
ساخت جمعیت
nuclear structure
U
ساختار هستهای
laminated structure
U
ساختمان لایهای
latent structure
U
ساخت نهفته
lewis structure
U
ساختار لوویس
linear structure
U
ساختار خطی
list structure
U
ساختار لیست
loop structure
U
ساختار حلقهای
market structure
U
ساخت بازار
market structure
U
بنیان بازار
mental structure
U
ساخت ذهنی
molecular structure
U
ساختار مولکولی
nested structure
U
ساختار لانهای
network structure
U
ساختار شبکهای
nonisomorphic structure
U
ساختارهای ناهمریخت
kekule structure
U
ساختار ککوله
relational structure
U
ساختار رابطهای
unit structure
U
سازمان یکان
unit structure
U
استخوانبندی یکان
fabric structure
U
ساختارپارچه
metal structure
U
بنیانفلزی
structure of a plant
U
ساختمانگیاه
structure of the biosphere
U
چرخهزیستکره
support structure
U
ساختارپشتیانیکننده
tubular structure
U
ساختمانمیلهای
algebraic structure
U
ساختار جبری
[ریاضی]
vase structure
U
بافت سه پوده گلدانی
[در بعضی از فرش های قرن دهم و یازدهم طرح های گلدانی را بصورت سه پوده می بافتند که دو پود آن پشمی و پود سوم پنبه یا ابریشم بوده است.]
internal structure
U
سازه داخلی
structure
[first order]
U
ساختار
[ریاضی]
tree structure
U
ساختاردرختی
tree structure
U
ساختار درخت
ring structure
U
ساختار حلقهای
selection structure
U
ساختار گزینشی
sequence structure
U
ساختار ترتیبی
shell structure
U
ساختار لایهای
shell structure
U
ساختارپوستهای
simple structure
U
ساخت ساده
soil structure
U
ساختمان خاک
static structure
U
ساخت ایستا
structure chart
U
نمودار ساختار
structure factor
U
عامل ساختار
structure of a poem
U
سبک یاساختمان شعر
structure of a mushroom
U
ساختمانقارچ
super structure
U
روسازی
surface structure
U
روساخت
tree structure
U
ساخت درختی
inverted structure
U
ساختار معکوس
affect structure
U
ساخت عاطفه
laminated structure
U
ساختمان متورق
concrete structure
U
ساختمان با استخوانبندی بتنی
concrete structure
U
سازه بتنی
control structure
U
ساخت کنترل
control structure
U
ساختار کنترلی
control structure
U
ساختارکنترل
crystal structure
U
ساختار بلور
crystalline structure
U
ساختار بلوری
crystalline structure
U
سازه بلوری ساختمان کریستالی
crystalline structure
U
ساختاربلورین
data structure
U
ساخت داده ها
data structure
U
ساختار داده ها
data structure
U
ساختمان داده ها
database structure
U
ساختار پایگاه داده ها
decision structure
U
ساختار تصمیم
deep structure
U
ژرف ساخت
columnar structure
U
ساختمان ستونی
age structure
U
ساختار سنی
aircraft structure
U
ساختمان هواپیما
atomic structure
U
ساختار اتمی
band structure
U
ساختار نواری
banded structure
U
ساختمان نواری
banded structure
U
ساختارنواری
block structure
U
ساخت کندهای
block structure
U
ساختار بلوکی
block structure
U
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
capital structure
U
ساخت سرمایه
capital structure
U
بنیان سرمایه
cartesian structure
U
ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
cellular structure
U
ساختار شبکهای
cellular structure
U
ساختارسلولی سازه سلولی
class structure
U
ساخت طبقاتی
diamond structure
U
ساختار الماس
diamond structure
U
ساختارالماسی
internal structure
U
ساختار داخلی
hoisting structure
U
چوب بست بالابر
force structure
U
سازمان یکانها
grain structure
U
ساختار بلوری
group structure
U
ساخت گروهی
helical structure
U
ساختار مارپیچی
hierachical structure
U
ساختار سلسله مراتبی
hyperfine structure
U
ساختار فوق فریف
infra structure
U
زیربنا
infra structure
U
زیر ساخت
infra structure
U
زیر بنا
ingots structure
U
ساختار شمش
ingots structure
U
ساختاربلوری اولیه شمش
institutional structure
U
ساختار نهادی
intermediate structure
U
ساختمان داخلی
internal structure
U
ساختمان داخلی سازه داخلی
force structure
U
استخوان بندی یکان
dynamic structure
U
ساخت پویا
economic structure
U
ساختار اقتصادی
economic structure
U
بنیان اقتصادی
electronic structure
U
ساختار الکترونی
factor structure
U
ساختار عاملی
family structure
U
ساخت خانواده
file structure
U
ساخت پرونده
file structure
U
ساختار فایل
file structure
U
ساخت پرونده ساختمان فایل
fine structure
U
ساختار فریف
fine structure
U
استخوانبندی فریف
sequential data structure
U
ساختار ترتیبی داده
sequence control structure
U
ساختار کنترل ترتیبی
symmetrical pawn structure
U
ساختمان پیادهای متقارن
army management structure
U
سازمان مدیریت نیروی زمینی
secondary structure of portein
U
ساختار دوم پروتئین
ring
[algebraic structure]
U
حلقه گروهی
[ریاضی]
field
[algebraic structure]
U
میدان
[ریاضی]
contiguous data structure
U
ساختار دادههای همجوار
close packed structure
U
ساختار تنگچین
loop control structure
U
ساختار کنترل حلقه
graphic data structure
U
ساختار داده گرافیکی
valence bond structure
U
ساختار پیوند والانسی
work breakdown structure
U
ساختار تفکیک کار
check and drop structure
U
ابشار تنظیم سطح اب
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com