Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
straw boss
U
وردست سر عمله
straw boss
U
مباشرکارگران
straw boss
U
[سرپرست فاقد اختیارات کافی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
boss
U
نقش برجسته تهیه کردن
boss
U
برجستگی
boss
U
گل میخ
boss
U
قبه
boss
U
اربابی کردن
boss
U
برامدگی تزیینی
boss
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
boss
U
کارفرما
boss
U
برجسته کاری ریاست کردن بر
boss
U
ارباب برجسته
boss
U
رئیس کارفرما
boss
U
ناف روی قطعات ریختگی قوز
boss
U
گلمیج برجستگی
He is not the boss for nothing.
U
بیخود نیست رئیس شده
boss
U
پشت بند حصیری هدف
last straw
<idiom>
U
[آخرین مشکل از یک سری مشکلات]
last straw
<idiom>
[به آخر خط رسیدن]
straw
U
ماشوره
straw
U
پوشال بسته بندی
straw
U
ناچیز
straw
U
حصیر نی
straw
U
بوریا
straw
U
کاه
straw
U
پوشال
straw
U
کلش
boss formerly boce
U
[بلوک منبت کاری شده برجسته]
He is in bad with the boss.
U
با رئیس اش بد است
boss-eyed
U
چشمهایبهطرفهم
straw yellow
U
رنگ زرد براق مایل به قرمز رنگ زرد کهربایی
straw in the wind
<idiom>
U
نشانه کوچک قبل از وقوع حادثه
lapfulof straw
U
یک دامن کاه
straw board
U
مقوای ضخیم
straw vote
U
اخذ رای غیر رسمی وازمایشی
straw poll
U
نظرخواهیغیررسمی
it is not worth a straw
U
پر کاهی نمیارزد
straw spreader
U
چنگکافشان
to thatch with straw
U
کاهگل کردن
straw wine
U
شراب شیرین کشمش
He is the boss . He runs the show.
U
اوهمه کاره است
The suggestion didn't go down very well with our boss.
U
کارفرما این پیشنهاد را اصلا نپذیرفت.
plaster of clay and straw
U
کاهگل
mud straw mixture
U
کاهگل
You cannot make bricks without straw.
<proverb>
U
بى کاه نتوان خشت ساخت .
straw that breaks the camel's back
<idiom>
U
مشکل پشت مشکل کمر انسان را خم میکند
He seems to be a level – headed ( rational and knowledgeale ) boss .
U
رئیس فهمیده ای بنظر می رسد ( می آید )
I worked ten hours a day this week and my boss bit my head off for not doing my share of the work!
U
من این هفته روزی ده ساعت کار کردم، اما رئیسم بخاطر کم کاری توبیخم کرد!
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com