English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
stock saddle U نوعی زین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
saddle U پالان زدن
saddle U تحمیل کردن
saddle U سواری کردن
saddle U زین
in the saddle U صاحب اختیار
in the saddle U یراق صاحب مقام
in the saddle U اماده
saddle U حائل
in the saddle U سوار
saddle U زین کردن
saddle U زمین زینی شکل گردنه
saddle U صفحه رنده بند ماشین تراش
saddle U گردنه
saddle U حایل
in the saddle <idiom> U تحت فرمان
saddle U پایه
in the saddle U حاضر
saddle bag U کیسه اب
saddle bearer U تکیه گاه
saddle bearer U زیرسری
saddle bearer U متکا
saddle blanket U نمد زین
side-saddle U زین یک بری
saddle backed U خرپشته
saddle bow U کوهه زین
pack saddle U زین مخصوص بار
pack saddle U زین بارگیری
boot and saddle U سوار شوید
side-saddle U زین زنانه
side saddle U زین یک بری
side saddle U زین زنانه
saddle bow U قاش زین
saddle bronc U زین گذاری اسب نیمه رام
saddle strap U تسمه زین
saddle strap U فتراک
saddle tree U قلتاق
saddle tree U یکجورگل لاله درامریکای شمالی
to saddle any one with a task U کاری را بدوش کسی گذاشتن
saddle pad U زین
saddle pillar U پایهصندلی
For the moment he is in the saddle. U فعلا که ایشان سوارند ( قدرت را دردست دارد )
saddle bag U خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
saddle cover U رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
saddle point U نقطه زینی
saddle point U منطقه تعادل در تئوری بازیهاهنگامیکه ماکزیمم مینیمم هابا مینیمم ماکزیمم ها برابراست و استراتژی مطلق وجوددارد
saddle cover U زین پیچ
saddle point U نقطه زینی شکل
saddle cover U زین پوش
saddle nose U بینی فرو رفته
saddle link U حلقه زین دار
saddle leather U چرم زین سازی
saddle cloth U پارچه زیر یا روی زین باشماره اسب
saddle cover U غاشیه
saddle horse U اسب سواری
butterfly saddle rug U قالیچه نقش پروانه ای [این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
saddle bronc riding U سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
out of stock <adj.> U غیر موجودی کالا [در انبار]
in stock <idiom> U روی بورس
take stock <idiom> U جمع بندی کردن
take stock of <idiom> U شمردن فرصتها
stock U ازادکردن ماهی پرورشی در اب میله عرضی لنگر
to take stock of U برانداز کردن
to have in stock U موجود داشتن
stock still U بی حرکت
stock still U بی جنبش
out of stock;ex stock U از موجودی یاذخیره
stock U دسته ابزار و اسلحه
stock U ماده اولیه
stock U درانبار
stock U قنداق تفنگ
stock U ته ساقه
stock U اماده
stock U انبارکردن
stock U ذخیره کردن
stock U به موجودی افزودن
stock U سهم
stock U موجودی ذخیره
stock U تنه
stock U دم دست
stock U پایه دسته ریشه
stock U بدنه رنده
stock U دسته حدیده
stock U جامع نسب
stock U دودمان
stock U عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
stock U مواشی پیوندگیر
stock U دسته چوب ماهیگیری
stock U سهام سرمایه
stock U نیا
stock U :حاضر
stock U موجود
stock U کنده
stock U میله لنگر
stock U موجودی
stock U عادی ازلحاظ مدل
stock U : مایه
stock-still U بی جنبش
stock U موجودی انبار
stock-still U بی حرکت
stock U جوراب ساق بلند
stock U قبضه جنگ افزار قنداق تفنگ
stock U ذخیره اولیه
stock U موجودی موجودی کالا
stock U اماد ذخیره
stock U ذخیره
stock U ذخیره ذخیره کردن
stock U موجودی کالا ذخیره
stock U مال التجاره
stock U سهام
stock U انباشته انباره
stock U رها کردن پرنده دست اموز برای شکارقنداق تفنگ
stock U انبار
stock broker U دلال بورس
stock broker U کارگزار بورس
stock broker U دلال سهام
stock bottle U شیشه ذخیره
stock certificate U گواهی موجودی کالا در انبار گواهی سهم
stock dividend U سهام صادره بابت سود سهام
stock control U کنترل وسفارش موجودی انبار
stock control U کنترل موجودی
stock control U کنترل ذخیره انبار
stock control U کنترل موجودی انبار
stock company U شرکت سهامی
stock clerk U انباردار
stock check U کنترل موجودی
stock audit U حسابرسی موجودی
stock and die U دسته حدیده و حدیده
dead stock U کالای بدون خریدان
safety stock U موجودی ذخیره انبار
safety stock U موجودی تضمینی
seed stock U ذخیره بذرکاشتنی
seed stock U نیروی ذخیره
service stock U امادرزمی
stock account U حساب موجودی
spares stock U موجودی لوازم یدکی
service stock U اماد و کالاهای جنگی
stock accounting U حسابداری موجودی
stock accounting U حساب کالاهای موجود
stock adjustment U تعدیل موجودی
stock adjustment U تطبیق موجودی
rolling stock U گردونههای ریل دار
stock evaluation U بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
vine stock U نیایبرگمو
stock pot U قابلمهگود
laughing stock U مورد تمسخر
laughing stock U مضحکه
laughing stock U مایهی خنده
warehouse stock U موجودی انبار
valuation of stock U ارزیابی موجودی
treasury stock U سهم منتشره شرکت که بعنوان سرمایه منظور میگردد
to lay in a stock U موجودی تهیه کردن
to i. one's capital in stock U سرمایه حودرادرسهام گذاشتن
surplus stock U موجودی مازاد
surplus stock U موجودی اضافی
stock yard U حیاط طویله
We dont have it in stock . U این جنس موجود نیست ( نداریم )
take stock in (usually negative) <idiom> U باورداشتن
outside [stock exchange] <adj.> U خارج از بورس [فروخته شده ]
stock exchange U بورس سهام
stock exchange U بورس اوراق بهادار
stock exchange U بورس اوراق بهادار
stock exchange U بورس سهام
stock exchanges U بورس سهام
stock exchanges U بورس اوراق بهادار
rolling stock U ترنهای روی خط اهن
stock watering U سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
stock valuation U ارزیابی موجودی
stock trading U خرید و فروش سهام
stock level U سطح انبار
stock jobbing U سفته بازی
stock jobbery U سفته بازی
stock jobber U محتکر سهام دلال سهام
stock jobber U سفته باز
stock in trade U لوازم وابزار کار فوت وفن
stock in trade U مال التجاره
stock in trade U موجودی کالای مغازه
stock holder U سهامدار
stock holder U صاحب سهم
stock funds U اعتبار خریدنقدی
stock funds U اعتبار نقدی اماد
stock exchnge U بازار سهام تجارتی اتحادیه سهامداران
stock level U سطح ذخیره انبار
stock number U شماره فنی جنس
stock talking U سیاهه برداری از موجودی
stock taking U رسیدگی به موجودی
stock solution U محلول ذخیره
stock shears U قیچی پادار
stock room U انبار کالا
stock room U انبار
stock requisition U تقاضا جهت کالا
stock requisition U درخواست کالا
stock record U سابقه موجودی
stock piling U ذخیره کردن در انبار
stock piling U ذخیره نمودن
stock piling U انبار کردن
stock number U شماره فنی انبار شماره انبار
stock exchnge U بورس
feed stock U مواد اولیه که جهت تولید به کارخانه وارد میشود
cycle stock U موجودی فعال
consumable stock U موجودی مصرفی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com