English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
steps in the production of electricity U مراحلتولیدالکتریسیته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
electricity production U تولیدالکتریسیته
production of electricity by the generator U الکتریسیتهتولیدشدهبوسیلهژنراتور
production of electricity from nuclear energy U تولیدالکتریسیتهازانرژیهستهای
production of electricity from solar energy U دستیابیبهالکتریسیتهبوسیلهانرژیخورشیدی
take steps U اقدامات بعمل امده
to take steps U اقدام کردن
to take steps U اقدامات بعمل اوردن
to f. in one's steps U پی کسیراگرفتن
take steps <idiom> U آمادگی یافتن
come down the steps U از پلگان بیایید پایین
goose-steps U رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
altar-steps U [بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
He took a few steps forward . U چند قدم جلو آمد
regular steps U گامهای منظمو
steps to ripeness U مراحلرسیدهشدن
crow steps U لاریز:برجستگی هایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی م
stone steps U پلهسنگی
corbie steps U برجستگیهایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی میسازن
goose-steps U قدم اهسته
crown-steps U لاریز [برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
universal passenger steps U پلههایعمومیمسافرین
mobile passenger steps U پلههایمتحرکمسافرین
He was walking with slow steps . U با قدمهای آهسته راه می رفت
To walk with firm steps . U با قدمهای محکم راه رفتن
method for turning the steps U روش دور دادن پلکان
Is there electricity? U آیا برق وجود دارد؟
electricity U مین نور یا گرما یا نیرو
electricity U نیروی کهربایی
electricity U برق
electricity U الکتریسیته
positive electricity U برق مثبت
static electricity U الکتریسیته ساکن
static electricity U برق ساکن
negative electricity U الکتریسیته منفی
negative electricity U برق منفی
pyro electricity U گرما برق
nuclear electricity U الکتریسیته هستهای
overcharged with electricity U دارای برق زیاد
positive electricity U الکتریسیته مثبت
thermo electricity U گرما برق
voltaic electricity U برق ولتایی
electricity transmission U انتقالالکتریسیته
frictional electricity U برق مالشی
electricity distribution U توزیعالکتریسیته
electricity cable U کابلالکتریسیته
induced electricity U الکتریسیته القائی
magneto electricity U نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
mains electricity U منبع الکتریسیته محلی مشتریان
electricity meter U کنتور برق
contact electricity U فشار الکتریکی تماسی الکتریسیته تماسی
hydro-electricity U برقحاصلازآب
He's always moaning that we use too much electricity. U او [مرد] همیشه قر می زند که ما بیش از اندازه برق خرج می کنیم.
electricity cut U رفتن برق
electricity cut U قطع برق
electricity cut U خاموشی
animal electricity U الکتریسیته بدن
atmospheric electricity U برق جوی
electricity generating room U اتاقتولیدالکتریسیته
waterproofed electricity supply U منبعالکتریسیتهضدآب
transformation of mechanical work into electricity U انتقالکارمکانیکیبهالکتریسیته
The water and electricity have been cut off our conversation , the U آب وبرق ما قطع شده است
high-tension electricity transmission U امتدادبلندناقلالکتریسیته
production U تولید کردن
production U حاصل دادن
production U ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production U ارائه
production U اقامه
production U ایجاد
production U تولید محصول
production U فراوری
over production U محصول زیادی
over production U عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
production U تولید
production U عمل اوری ساخت
production U استخراج
production U فراورده محصول
production U محصول عمل
production U ساخت مواد برای فروش
production U فرآورده کارگاه
production U تولید دستهای
production U تولید حجم بزرگ محصولات
production U سرعت ساخت محصول
production U الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
production U ارائه ساخت
production U کنترل ساخت یک محصول
production cost U ارزش ساخت
production cost U هزینه تولید
production control U کنترل تولید
production efficiency U کارائی تولید
production coefficient U ضریب تولید
production process U روند ساخت
production capacity U فرفیت تولید
production cycle U زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
production program U برنامه تولید
production base U مبنای تولید یا تولیدات ملی
production rule U قاعده
production rule U تولید
production run U اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
production technique U فن تولید
production technique U روش فنی تولید
production routine U روال تولید
production programme U برنامه تولید
production account U حساب تولید
series production U سری سازی
production efficiency U کارائی در تولید
production engineer U مهندس تولید
track production U شروع تعقیب هدف
surplus production U فزونی تولید
surplus production U مازاد تولید
volume of production U حجم تولید
scale of production U مقیاس تولید
surplus production U تولید اضافی
roundabout production U تولید با کارائی بیشتر
relations of production U رابطه تولید
production adviser مشاوره محصولات
production time U زمان ساخت
production time U زمان تولید
production platform U سکویتولیدات
production desk U میزمحصولات
production gap U شکاف تولید
production function U تابع تولید
production frontier U مرز تولید
production facility U سهولت تولید
track production U فهور هدف
production lines U خط تولید
energy production U تولید نیرو
factor of production U عامل تولید
factory production U تولید کارخانهای
flow of production U جریان تولید
flow of production U گردش تولید
food production U تولید غذا
forces of production U نیروهای تولید
full production U تولید کامل
full production U تولید در حداکثرفرفیت
ingot production U تولید شمش
batch production U تولیدانبوه
pair production U تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
mass production U بس فراوری
mass production U تولید بمقدارزیاد
mass production U تولید ماشینی
mass production U تولید انبوه
energy production U تولید انرژی
elasticity of production U کشش تولید
cost of production U هزینه تولید
production line U خط تولید
mass-production U تولید انبوه
agents of production U عوامل تولید
factors of production U عوامل تولید
production factors U عوامل تولید
aliterary production U فراورده یا محصول ادبی تالیف
aliterary production U تصنیف
an artistic production U عمل یا کار صنعتی
batch production U تولید زیاد یک نوع کالا
branches of production U شاخههای تولید
branches of production U رشتههای تولید
bulk production U تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
bulk production U تقسیم سوخت درفروف کوچک
census of production U امارگیری در خصوص تولید
census of production U امار تخمینی تولیدات در یک کشور در مدت معین
census of production U امار سرشماری
production process U فرایند تولید
period of production U دوره تولید
production index U شاخص تولید
pilot production U تولید نمونه
power of production U نیروی تولید
production management U مدیریت تولید
production method U روش تولید
production missile U موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
production of oil U استخراج نفت
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
production part U بخش تولید
production period U دوره تولید
production planning U برنامه ریزی تولید
production process U جریان تولید
production of sound تولیدات صدا
means of production U ابزار تولید
mechanical production U تولید ماشینی
mode of production U وجه تولید
means of production U وسایل تولید
mode of production U شیوه تولید
mode of production U طرز تولید
To step up ( increase ) production. U سطح تولید رابالابردن
labor intensive production U تولید کاربر
He works in the production section . U درقسمت تولید کار می کند
net primary production U تولید خالص نخستین
mass production of goods U تولید توده وار کالا
production planning and control U برنامه ریزی و کنترل تولید
mass production of goods U تولید انبوه کالا
production possibility bondary U مرز امکانات تولید
production possibility frontier U مرز امکانات تولید
production possibility curve U منحنی امکانات تولید
production indifference curve U منحنی بی تفاوتی تولید
aggregate production function U تابع تولید کل
production resource planning U برنامه ریزی منابع تولید
mobility of factors of production U تحرک عوامل تولید
piece production cost U ارزش تولید قطعه
fixed production coefficients U ضرایب تولید ثابت
production control room U اتاقکنترلمحصولات
multi stage production U تولید چند مرحلهای
nuclear power production U تولید انرژی هستهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com