Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
static pressure
U
فشار ثابت هوا
static pressure
U
فشار ایستایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
To bring pressure to bear . To exert pressure .
U
اعمال فشار کردن
To bring pressure to bear . To exert pressure .
U
فشار خون دارد
static
U
حافظه غیر فرار که نیاز به تنظیم مجدد ندارد
static
U
زیر تابعی که از هیچ متغیری جدا از آدرس ها عمودند استفاده نمیکند
static
U
MAR که تا وقتی داده می پذیرد که منبع تغذیه روشن است و داده نیازی به تنظیم مجدد ندارد
static
U
چاپ وضعیت سیستم پس از خاتمه فرآیند
static
U
بارالکتریکی که در یک قطعه الکتریکی یا شخص قابل ایجاد است
static
U
1-
static
U
که در زمان تغییر نمیکند. 2-
static
U
که پویا نیست
static
U
بدون تحرک
static
U
ایستاده
static
U
ساکن
static
U
ایستا
static
U
استاتیک
static
U
ثابت
static
U
الکتریسیته ساکن وضعیت ثابت
static
U
نیروی ثابت
static
U
فشار ثابت هوا
static
U
وابسته به اجسام ساکن
static balance
U
توازن ایستا
static analysis
U
تجزیه و تحلیل ایستا
static analysis
U
تحلیل استاتیک
static analysis
U
تحلیل ایستا
static allocation
U
تخصیص ایستا
static sensitivity
U
حساسیت استاتیک
static sense
U
حس تعادل
static balance
U
بالانس ایستا
static characteristic
U
مشخصه استاتیک
static charge
U
برق ساکن
static vent
U
روزنه اندازه گیری فشار ثابت هوا
static transformer
U
مبدل ثابت
static test
U
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
static structure
U
ساخت ایستا
static storage
U
انباره ایستا
static stability
U
پایداری استاتیک
static economy
U
اقتصاد ساکن وضعیت اقتصادی یی که مدت زیادی دوام یابد
static economy
U
اقتصاد ایستا
static dump
U
روبرداری ایستا
static dump
U
روگرفت ایستا
static seal
U
لایی
static seal
U
واشر
static friction
U
اصطکاک در استانه حرکت
static flux
U
شار استاتیک
static file
U
فایل ایستا
static equilibrium
U
تعادل ایستا
static employment
U
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
static electricity
U
الکتریسیته ساکن
static breeze
U
وزش الکتریکی
static electricity
U
برق ساکن
static friction
U
اصطکاک ساکن
static generator
U
مولد برق ساکن
static relocation
U
جابجایی ایستا
static relocation
U
جابجاسازی ایستا
static refresh
U
بازسازی ایستا
static ram
U
حافظه ایستا
static ram
U
RA ایستا
static convergence
U
همگرایی استاتیک
static memory
U
حافظه ایستا
static load
U
بار استاتیک
static line
U
بند ثابت چتر یا بازکننده چترنجات
static lift
U
برای استاتیک
static head
U
فشار ایستایی
static reflex
U
بازتاب تعادل
static file
U
پرونده ایستا
static equilibrium
U
تعادل استاتیک
[فیزیک]
[مهندسی]
static interference
U
پارازیت جوی
static equilibrium
U
تعادل مکانیکی
[فیزیک]
[مهندسی]
Science does not remain static.
U
علم همواره در حرکت است
static luminous sensitivity
U
حساسیت نوری استاتیک
static propeller thrust
U
تراستی که توسط یک ملخ تولید میشود
pitot static tube
U
لوله ثابت انتن فشارسنج هوا
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
static storage allocation
U
تخصیص انباره ایستا
negative static stability
U
ناپایداری ایستای منفی
man made static
U
پارازیت غیر جوی
static random access memory
U
حافظه دستیابی مستقیم ایستا
f.pressure
U
فشارمایع
pressure
U
فشار
pressure
U
فشار هوا
pressure
U
بار سنگین مصائب وسختیها
pressure
U
مشقت
pressure
U
سنگین
pressure
U
بار
pressure
U
فشردن مضیقه
pressure from outside
U
فشار از بیرون
[خارج]
pressure gaverner
U
تنظیم کننده فشار
pressure gaverner
U
ناطم فشار
pressure gauge
U
فشارسنج
pressure gauge
U
فشار سنج ابگونه وموادمنفجره
pressure front
U
جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
pressure face
U
سمت فشار
molding pressure
U
فشار پرس
oil pressure
U
فشارسنج روغن
oil pressure
U
دستگاه اندازه گیری فشار روغن
osmotic pressure
U
فشار اسمزی
pressure gradient
U
گرادیان فشار
molding pressure
U
فشار قالب
pressure head
U
ارتفاع فشار
pressure suit
U
لباس مخصوص پرواز درارتفاعات زیاد
sense of pressure
U
حس فشار
pressure sense
U
حس فشار
pressure regulator
U
شیر فشار شکن
pressure regulator
U
شیر تنظیم
pressure points
U
نقطههای گیرنده فشار
pressure of speech
U
فشار تکلم
pressure lubrication
U
دستگاه روغنکاری فشاری
pressure lamp
U
چراغ تلمبهای
pressure hull
U
بدنه ضد فشار
pressure surface
U
سطح فشار
partial pressure
U
فشار جرئی یا سهمی
pressure balance
U
فشارسنج
pressure breathing
U
تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
pressure device
U
ماسوره فشاری
pressure curve
U
خم فشار
pressure cabin
U
هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
pressure curve
U
منحنی فشار
pressure cook
U
تحت فشار پختن
pressure cabin
U
بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
pressure casting
U
قطعه ریخته گری فشاری
pressure cook
U
دردیگ زودپزپختن
pressure altitude
U
ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
pressure adjustment
U
تنظیم فشار
partial pressure
U
فشار جزئی
pressure drop
U
افت فشار
partial pressure
U
فشار جزیی
pressure device
U
عامل فشاری مین
piston pressure
U
فشار پیستون
pitot pressure
U
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
pitot pressure
U
فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
pore pressure
U
فشار درونی
pore pressure
U
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
pressure above the atmosphere
U
فشار بالای جو
pressure cook
U
دیگ زودپز
total pressure
U
فشار کل
pressure change
U
تغییراتفشار
pressure control
U
کنترلفشار
pressure dial
U
درجهفشار
pressure plate
U
صفحهنگهدار
pressure screw
U
پیچفشرده
pressure tube
U
لولهفشار
pressure vessel
U
فرف
pressure vessel
U
فشار
water under pressure
U
آبتحتفشار
The pressure of the atmosphere
U
فشار جو ؟( اتمسفر )
He always works best under pressure .
U
اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند
pressure bar
U
قسمتفشار
pressure cookers
U
دیگ زودپز
to bear pressure upon
U
فشار اوردن بر
tire pressure
U
فشار هوای لاستیک
systolic pressure
U
فشارخون انقباضی
swelling pressure
U
فشار در اثر ازدیاد حجم
vapor pressure
U
فشار بخار
vapour pressure
U
فشار بخار اب
water pressure
U
فشار اب
wave pressure
U
فشار حاصل از موج
wheel pressure
U
فشار چرخ
wind pressure
U
فشار باد
partial pressure
U
[فشار اولیه و جزئی که در اثر شانه کوبی و یا کشیدن تار در چله کشی به نخ های تار وارد می شود.]
uplift pressure
U
فشار بالابرنده
time pressure
U
فشار زمانی
radiation pressure
U
فشار تشعشع
pulse pressure
U
فشار نبض
pressure welding
U
جوشکاری فشاری
pressure welding
U
جوش فشاری
pressure weldable
U
قابل جوشکاری فشاری
pressure weld
U
جوش دادن فشاری
pressure wave
U
موج فشار
pressure transducer
U
مبدل فشار
pressure tendency
U
گرایش فشار
pressure taping
U
انشعاب فشار سنجی
pressure sweeping
U
روبیدن فشاری
reacted pressure
U
فشار واکنش شده
reduced pressure
U
فشار کاهیده
pressure of time
U
فشار زمانی
to be under deadline pressure
U
عجله داشتن
vapor pressure
U
فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
starting pressure
U
فشار استارت
sound pressure
U
فشار صوت
social pressure
U
فشار اجتماعی
reservoir pressure
U
فشار مخزن
pressure surface
U
سطح پیزومتریک
head pressure
U
ارتفاع فشاری
dynamic pressure
U
فشار دینامیکی
discharge pressure
U
فشار تخلیه
direct pressure
U
تعاقب کردن مستقیم دشمن
direct pressure
U
فشار مستقیم
differential pressure
U
اختلاف فشار بین دو سیستم یادو حجم
diastolic pressure
U
فشار دیاستولی
diastolic pressure
U
فشار خون انبساطی
deflationary pressure
U
فشار ضدتورمی
deflationary pressure
U
فشار انقباضی
critical pressure
U
فشار بحرانی
contact pressure
U
فشار تماس
contact pressure
U
فشار تماسی
constant pressure
U
فشار ثابت
compression pressure
U
فشار گیج در سیلندرموتورهای پیستونی دروضعیت نقطه مرگ بالا
collapse pressure
U
حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
dynamic pressure
U
فشار محرکه درونی
dynamic pressure
U
فشار پویا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com