English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
static interference U پارازیت جوی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
interference U مزاحمت مهرههای خودی شطرنج
interference U سد کردن غیرمجاز راه حریف
interference U ممانعت غیرمجاز
interference U تداخل
interference U دخالت
interference U معارضه
interference U انترفرنس
interference U تداخل امواج
interference U مداخله
interference U اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
interference U محاسبه داده طبق میدانهای مغناطسی که به صورت الکتریکی تولید شده اند
interference U اختلال در سیگنال
interference U مانع
interference U فضولی
non interference U بر کناری
interference U دست درازی
interference U خش خش
radio interference U تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
interference level U سطح پارازیت
interference power U توان پارازیت
interference wave U موج مزاحم
interference wave U موج انترفرنس
biplane interference U تداخل ایرودینایکی بین دو بال که روی یکدیگر قرار گرفته اند
constructive interference U تداخل فزاینده
pass interference U جلوگیری غیر مجاز حریف ازگرفتن پاس
diathermy interference U تداخل امواج دیاترمی
interference vcoltage U ولتاژ پارازیت
radio interference U پارازیت رادیویی
image of interference U تصویر انترفرنس
interference micriscope U میکروسکوپ انترفرنس
interference meter U ولتمتر انترفرنس
interference eliminator U صافی تداخل
interference field U میدان انترفرنس
interference current U جریان مزاحم
interference characteristic U مشخصه انترفرنس
interference zone U ناحیه ی تداخل امواج
interference area U ناحیه ی تداخل امواج
inductive interference U تداخل امواج القائی انترفرنس القائی
interference filter U صافی تداخل
interference generator U مولد پارازیت
interference filter U صافی پارازیت
electromagnetic interference U مداخله الکترومغناطیسی درکار رادارها
interference drag U پسای داخلی
interference inverter U دیود پارازیت گیر
interference limiter U محدودکننده پارازیت
interference field U میدان مزاحم
atmospheric interference U پارازیت جوی
armature interference U اغتشاش ارمیچر
interference voltage meter U ولتمتر پارازیت
inductive interference voltage U ولتاژ تداخل امواج القائی
radio frequency interference U تداخل فرکانس رادیویی
high frequency interference U تداخل امواج فرکانس بالا سیگنال مزاحم
anti interference capacitor U خازن ضد تداخل
anti interference device U دستگاه ضد تداخل
static U الکتریسیته ساکن وضعیت ثابت
static U نیروی ثابت
static U فشار ثابت هوا
static U ساکن
static U ثابت
static U استاتیک
static U وابسته به اجسام ساکن
static U ایستاده
static U بدون تحرک
static U ایستا
static U که پویا نیست
static U که در زمان تغییر نمیکند. 2-
static U 1-
static U بارالکتریکی که در یک قطعه الکتریکی یا شخص قابل ایجاد است
static U چاپ وضعیت سیستم پس از خاتمه فرآیند
static U MAR که تا وقتی داده می پذیرد که منبع تغذیه روشن است و داده نیازی به تنظیم مجدد ندارد
static U حافظه غیر فرار که نیاز به تنظیم مجدد ندارد
static U زیر تابعی که از هیچ متغیری جدا از آدرس ها عمودند استفاده نمیکند
static balance U بالانس ایستا
static balance U توازن ایستا
static characteristic U مشخصه استاتیک
static analysis U تجزیه و تحلیل ایستا
static analysis U تحلیل استاتیک
static analysis U تحلیل ایستا
static allocation U تخصیص ایستا
static sensitivity U حساسیت استاتیک
static sense U حس تعادل
static seal U لایی
static relocation U جابجاسازی ایستا
static seal U واشر
static relocation U جابجایی ایستا
static charge U برق ساکن
static dump U روگرفت ایستا
static dump U روبرداری ایستا
static equilibrium U تعادل استاتیک [فیزیک] [مهندسی]
static vent U روزنه اندازه گیری فشار ثابت هوا
static transformer U مبدل ثابت
static test U ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
static structure U ساخت ایستا
static storage U انباره ایستا
static stability U پایداری استاتیک
static economy U اقتصاد ساکن وضعیت اقتصادی یی که مدت زیادی دوام یابد
static economy U اقتصاد ایستا
static equilibrium U تعادل مکانیکی [فیزیک] [مهندسی]
static refresh U بازسازی ایستا
static flux U شار استاتیک
static file U فایل ایستا
static file U پرونده ایستا
static equilibrium U تعادل ایستا
static employment U کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
static electricity U الکتریسیته ساکن
static electricity U برق ساکن
static reflex U بازتاب تعادل
static breeze U وزش الکتریکی
static friction U اصطکاک در استانه حرکت
static friction U اصطکاک ساکن
static generator U مولد برق ساکن
static ram U حافظه ایستا
static ram U RA ایستا
static convergence U همگرایی استاتیک
static pressure U فشار ایستایی
static pressure U فشار ثابت هوا
static memory U حافظه ایستا
static load U بار استاتیک
static line U بند ثابت چتر یا بازکننده چترنجات
static lift U برای استاتیک
static head U فشار ایستایی
static luminous sensitivity U حساسیت نوری استاتیک
man made static U پارازیت غیر جوی
negative static stability U ناپایداری ایستای منفی
pitot static system U سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pitot static tube U لوله ثابت انتن فشارسنج هوا
Science does not remain static. U علم همواره در حرکت است
static storage allocation U تخصیص انباره ایستا
static propeller thrust U تراستی که توسط یک ملخ تولید میشود
static random access memory U حافظه دستیابی مستقیم ایستا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com