English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
starting torque U گشتاور پیچشی راه انداز
starting torque U کشتاور راه اندازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
torque U گشتاورچرخشی
torque U گشتاور نیرو
torque U کارایی یک نیرو برای به گردش دراوردن جسم
torque U لنگر پیچشی
torque U گشتاور
torque U نیروی پیچشی گشتاوری
torque U نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
torque U چنبره طوق
torque U طوقه
torque U گشتاور پیچشی
no load torque U گشتاور پیچشی بی باری
running torque U گشتاور پیچشی حرکت
stalling torque U گشتاور پیچشی ناتوان
torque wrench U اچار ترک
torque regulator U تنظیم کننده گشتاور پیچشی
torque effect U اثر ترک
torque converter U مبدل گشتاور پیچشی
synchronizing torque U گشتاور پیچشی همزمان
torque or torc U طوق خبیرهای
driving torque U گشتاور پیچشی گرداننده
lock torque U قفل پیچش
internal torque U گشتاور نیروی درونی
torque twist curve U منحنی گشتاور و پیچش
anti-torque tail rotor U دم چرخانضدلفزش
starting U راه اندازی
Now I'm starting to believe it. U دارم یواش یواش قبولش میکنم.
starting winding U سیم پیچی راه اندازی
starting pressure U فشار استارت
starting positions U موقعیتآغاز
starting procese U فرایند راه اندازی
starting time U زمان راه اندازی
starting rheostat U رئوستای راه انداز
starting rate U خرج پر کردن
starting whistle U سوت آغاز بازی [ورزش]
starting point U نقطهشروعسفر
starting cable U کابلراهاندازی
starting dive U شیرجهآغاز
starting furlong U شروعدرازا
starting line U خطآغاز
starting motor U راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
starting power U قدرت راه اندازی
starting power U توانایی راه اندازی
starting post U تیری که در مسابقه دوجای اغاز و حرکت را نشان میدهد
starting current U امپر استارت
starting crank U هندل اتومبیل
starting chamber U محفظه استارت
starting box U محل هر سگ در مسابقه سگدوانی
jump-starting U شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
starting box U رئوستای راه انداز
starting block U تخته استارت
starting block U سکوی شروع
starting battery U باتری استارت
cold starting U راه اندازی در حالت سرد
starting current U جریان راه اندازی
starting position U وضعیت راه اندازی
starting position U وضعیت صفر
starting platform U سکوی شروع
starting motor U موتور راه اندازی
starting motor U موتور استارت
starting post U تیرمبدا
starting lever U اهرم راه اندازی
starting gate U دروازه شروع
starting fee U مبلغی که صاحب اسب برای کسب اجازه شرکت در مسابقه شرطبندی می پردازد
starting electrode U الکترد اغازگر
starting with the issue of July 1 U هنگامی که با نشریه اول ژوئن شروع کنیم
magnetic starting switch U سویچ مغناطیسی
centrifugal starting switch U سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
starting bar (backstroke) U میلهایستاده
What advice would you give to someone starting up in business? U چه توصیه ای شما به کسی که کسب و کار راه می اندازد می کنید؟
foot operated starting switch U کلید راه انداز پایی
foot operated starting switch استارتر پایی
grid current starting point U نقطه راه اندازی جریان شبکه
motor brush starting switch U سویچ زغالی
compressed air starting unit U واحدراهاندازیهوایکمپرسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com