English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
star voltage U ولتاژ ستاره
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
co-star U نقش مشترک داشتن
star U نوعی قایق دونفره
star U انجم
two star U دریا دار
all star U تیم تمام ستاره
all-star U تیم تمام ستاره
two star U سرلشکر
co-star U همبازیگر
co-star U همبازی
co-star U همبازیگری کردن
star U ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
star U باستاره زینت کردن
two star U دوستارهای
five star U افسر پنج ستارهای
star U ستاره
star U نشان ستاره اختر
star U کوکب
star U نجم
d. star U ستاره جفتی
star turn U موضوع مهم وقابل توجه
evening star U ستاره شامگاهی
evening star U عطارد
evening star U مشتری
star turn U ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
star thistle U قنطوریون ستارهای گل توری
star spangled U ستاره نشان
star spangled U مزین به ستاره
jet star U نوعی هواپیمای کوچک حمل ونقل چهار موتوره جت
star shell U گلوله منور
star washer واشر ستاره ای
star anise U بادیان ختایی
fixed star U ستاره ثابت
morning star U ستاره صبح
giant star U ستاره بزرگ و درخشان
interconnected star U اتصال زیگزاگی
star design U طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
gaint star U ستاره غول
star circuit U مدار ستارهای
star chart U نقشه ستارگان
star chamber U جابرانه وسری
star chamber U دادگاه عالی مدنی وجنایی
star catalogue U فهرست ستارگان
the north star U ستاره قطبی یا شمالی
fixed star U ثوابت
star bit U بیت ستاره
star shell U گلوله نورافشان
star sapphire U یاقوت کبود درخشان
star program U بدون خطا اجرا شود
star cloud U ابری ستارهای
silver star U نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
radio star U اختر رادیو
pulsating star U ستاره تپنده
pulsating star U ستاره ضربان دار
proto star U پیش ستاره
north star U جدی
north star U ستاره شمالی
north star U ستاره قطبی
neutron star U ستاره نوترونی
multiple star U ستاره چندگانه
morning star U ستاره بامدادی
morning star U زهره
moring star U ستاره بامداد
moring star U ستاره صبح ناهید
moring star U شباهنگ
star cloud U سحابی ستارهای
star nebula U ابری ستارهای
star program U برنامه کامل
star of bethlehem U عیسی
star of bethlehem U ستاره بیت اللحم
star network U شبکه ستارهای
star handle U دستگیره گردان
star grass U هر نوع گیاه گل ستارهای
star globe U ستاره یاب کروی
star finder U ستاره یاب
star drag U وسیله کشیدن نخ روی قرقره ماهیگیری
star crossed U دارای ستاره نحس
star crossed U بدشانس
star connection U اتصال ستاره
star connection U اتصال ستارهای
star nebula U سحابی ستارهای
moring star U زهره
evening star U برجیس
word star U یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
binary star U دوتایی
lucky star <idiom> U ستاره بخت واقبال
Lesghi star U ستاره لسگی [این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
falling star U شخانه
falling star U تیر شهاب
falling star U حجر سماوی
falling star U تیرشهاب
star facet (8) U تراشستارهای
falling star U ثاقب
dog star U ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
falling star U شهاب
Pole Star U جدی
binary star U ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
blazing star U ستاره دنباله دار
day star U خورشید
day star U ستاره بامداد
shooting star U شهاب ثاقب
Star Wars U جنگ فضایی
star diagonal U ستارهمورب
cascaded star U روش گره ها در شبکه با توپولوژی ستاره با بیش از یک hub که در صورت مشکل پشتیبانی از آن ایجاد میکند
campaign star U نشان جنگی ستاره
rising star U آیندهدار باآتیه
star sign U علامتزودیاک
star-studded U فیلمیااجرائیکهستارههایزیادیدرآنبازیمیکنند
blazing star U هرچیزی که موردتوجه دیگران باشد
film star U ستارهیکفیلم- سوپراستار
Pole Star U ستاره قطبی
shooting star U ستاره ثاقب
Energy Star U استانداردی در صفحه نمایش کامپیوتر یا سایر وسایل الکتریکی برای اینکه بگوید محصول به خوبی طراحی شده است و الکتریسیته را هدر نمیدهد
double star U دوگانه
double star U دوتایی
double star U ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
dwarf star U ستاره کوتوله
evening star U ناهید
evening star U زهره
Pole Star U Polaris
shooting star U تیرشهاب
born under an unlucky star U بد اختر
Guernsey Star-of-Bethlehem U سیر ناپل
hitch one's wagon to a star <idiom> U دنبال هدف رفتن
bronze star medal U مدال ستاره برنز
bronze service star U نشان خدمت برنزی
star network topology U شبکهای از چندین ماشین که هر گره آن به hub مرکزی وصل است
heliacal setting of a star U افول نمودارستاره پیش ازخورشید
star delta switch U کلید ستاره مثلث
open star cluster U خوشه باز ستارهای
He has not a single star in all the seven skies. <proverb> U یک ستاره در هفت آسمان ندارد.
heliacal rising of a star U طلوع نمودارستاره پیش ازخورشید
The box office star of 1980. U پول ساز ترین هنر پیشه سال 1980
section of a follicle: star anise U قسمتهایمختلفبرگه
voltage U خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
useful voltage U ولتاژ موثر
voltage U وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
y voltage U ولتاژ ستاره
voltage U ولتاژ تانسیون
voltage U ولتاژ
voltage U فشار الکتریکی
voltage U نیروی الکتریک برحسب ولت اختلاف سطح
voltage U نیروی الکتروحرکتی در واحد ولت
voltage decrease U کاهشدهندهولتاژ
signal voltage U ولتاژ ورودی
voltage vector U بردار ولتاژ
voltage balance U موازنه ولتاژ تعادل ولتاژ
zener voltage U ولتاژ زنر
voltage variation U تغییر ولتاژها
normal voltage U ولتاژ عادی
operating voltage U ولتاژ کار
service voltage U ولتاژ کار
output voltage U ولتاژ خروجی
output voltage U ولتاژ ثانویه فشار الکتریکی ثانویه
voltage gradient U گرادیان ولتاژ
peak voltage U ولتاژ پیک
peak voltage U ولتاژ حداکثر
peak voltage U ولتاژ اوج
voltage rise U افزایش ولتاژ
re striking voltage U ولتاژ بازگیری جرقه
series voltage U ولتاژ سری
no load voltage U ولتاژ بی باری
no voltage release U فیوز مغناطیسی ولتپای
voltage gradient U شیب ولت,
voltage gradient U شیب پتانسیل
nominal voltage U ولتاژ اسمی
spark voltage U ولتاژ جرقه
signal voltage U ولتاژ سیگنال
signal voltage U ولتاژ دریافتی
over voltage protection U وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
voltage triangle U مثلث ولتاژها
voltage stabilization U تثبیت فشار الکتریکی
voltage multiplier U چند برابر کننده ولت
voltage measuring U سنجش فشارالکتریکی
voltage measuring U سنجش ولتاژ
voltage loss U گمگشتگی فشارالکتریکی
voltage loss U تلف ولتاژ
voltage loss U اتلاف ولتاژ
voltage limiter U محدود کننده ولتاژ
voltage level U سطح فشارالکتریکی
voltage level U سطح ولتاژ
voltage indicator U دستگاه نشان دهنده فشارالکتریکی
voltage increase U افزایش ولتاژ
voltage impluse U ضربان ولتاژ
voltage impluse U ایمپولز ولتاژ
voltage gain U بهره ولتاژ
voltage factor U ضریب فزون سازی دو الکترد
voltage drop U افت فشار الکتریکی
voltage peak U پیک ولتاژ
voltage pulse U پالس ولتاژ
voltage ratio U نسبت ولتاژ
voltage stability U ثبات ولتاژ
voltage stability U ثبات فشار الکتریکی
voltage source U منبع الکتریسیته
voltage source U منبع فشار الکتریکی
voltage source U منبع قدرت
voltage saturation U اشباع اند
voltage saturation U اشباع ولتاژی
voltage relay U رله ولتاژ
voltage stabilization U تثبیت ولتاژ
voltage regulator U تنظیم کننده ولتاژ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com