Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
standard form
U
صورت متعارف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
form
U
شکل
form
U
تشکیل دادن
form
U
صورت
form
U
شکل قالب
form
U
امادگی
form
U
سابقه فعالیت اسب
form
U
قسم
form
U
نوع
form
U
صورت دیس
form
U
فراگرفتن
form
U
ریخت
form
U
ترکیب
form
U
تصویر وجه
form
U
روش
form
U
طریقه
form
U
برگه ورقه
form
U
فرم
form
U
تشکیل دادن ساختن
form
U
بشکل دراوردن
form
U
قالب کردن
form
U
پروردن
form
U
شکل گرفتن سرشتن
form
U
طرز ورفتار
form
U
نظم فرم
form
U
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
form
U
شکل دادن
three form
U
فرم تریو
re form
U
دوباره درست کردن
out of form
U
غیراماده
out of form
U
بدحالت
in form
U
اماده
form
U
ورقه
form
U
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
form
U
کد چهار حرف که نوع داده را به صورت فایل RIFF مشخص میکند
form
U
وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
form
U
یات مربوطه را وارد میکند
form
U
دستوری به چاپگر برای قرار دادن صفحه بعدی
form
U
حساس کننده روی چاپگر که وقتی کاغذ تمام شود اعلام میکند
form
U
یات هر آدرس وارد آن شود مثل نام و آدرس و شغل
form
U
1-متن چاپ شده با فضای خالی که اطلاعات می توانند وارد شوند. 2-نمایش گرافیکی که مشابه حالت چاپ موجود است و برای ورود داده به پایگاه داده است
form
U
صفحهای از صفحات کامپیوتری
form
U
ایجاد یک شکل
form
U
ساخت
in form
U
خوش حالت
standard
U
اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standard
U
الگو
standard
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standard
U
کالای جانشین رزمی
standard
U
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standard
U
استانده
standard
U
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standard
U
نمونه قانونی
standard
U
عیار قانونی استاندارد مقرر
standard
U
قانونی
standard
U
همسان
standard
U
همشکل
standard
U
استاندارد
standard
U
مرسوم
standard
U
استاندارد همگون
standard
U
معیار
standard
U
قالب
standard
U
متعارف
standard
U
طبیعی یا معمولی
standard
U
مقرر قانونی
standard
U
نمونه قبول شده معین
standard
U
متعارفی
standard
U
نشان پرچم
standard
U
متداول
standard
U
همگون یکنواخت یکجور
standard
U
یکسان معیار
standard
U
متن یا فرم یا پاراگراف چاپ شده طبیعی که چندین بار استفاده شود.
standard
U
خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standard
U
واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند
standard
U
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standard
U
اولین مگا بایت حافظه در PC.
standard
U
حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
standard
U
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standard A
U
استانداردA
standard
U
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standard
U
نورم مقیاس
standard
U
قسمت ساکن دستگاه
standard
U
سنجه
standard
U
معمولی
form line
U
خط متساوی البعد
normal form
U
صورت هنجار
normal form
U
صورت عادی
natural form
U
وضع بدن هنگام تیراندازی
meso form
U
شکل مزو
normalized form
U
صورت هنجار
order form
U
نمونه سفارش نامه پر نکرده
form insulation
U
عایق کاری قالب
form grind
U
سنگ زدن در مقطع طولی
pausal form
U
دردستور عبری شکلی که کلمه هنگام ایست درجمله پیدا میکند
power form
U
تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
proposal form
U
فرم پیشنهاد
proposal form
U
فرم درخواست بیمه
pyranose form
U
شکل پیرانوزی
matter and form
U
جوهر و عرض
keto form
U
شکل کتو
form mill
U
فرز کردن پروفیل
form utility
U
مطلوبیت شکلی
form utility
U
کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
form utility
U
در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود
form work
U
قالب بندی
form work
U
کاذب سازی
form work
U
کفراژ
free form
U
نوعی پیمایش نوری که در ان عمل پیمایش توسط علائمی که به وسیله دستگاه ورودی در هنگام ورود اطلاعات داخل می شوند کنترل می گردد
furanose form
U
شکل فورانوزی
gauche form
U
شکل کج
reduced form
U
فرم تعدیل شده
in a tabular form
U
بشکل جدول یافهرست
in a topic form
U
بصورت عنوان
in binding form
U
به وجه ملزم
in due form
U
بطرز شایسته
form line
U
خط بین نقاط هم ارتفاع
form lining
U
پوشش قالب بندی
quadratic form
U
شکل درجه دوم
quadratic form
U
معادله درجه دوم
to form a notion
U
تصور کردن
to form a notion
U
اندیشه کردن خیال بستن
to form a plot
U
توط ئه دیدن
to form a plot
U
اسباب چینی کردن
to form into groups
U
گروه بندی کردن
to form into groups
U
دسته بندی کردن
to form into groups
U
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
to melted in to another form
U
بطور غیر محسوس تبدیل شکل دادن
to set a form
U
فرم بستن
tooth form
U
شکل دندانه
true form
U
فرم واقعی
turnaround form
U
شکل برگشت
wave form
U
شکل موج تکراری در نموداردامنه و زمان یا روی لوله اشعه کاتدی
sixth form
U
دورهی آماده سازی برای دانشگاه
form-piece
U
[تکه های سنگ در مشبک کاری]
eye-form
U
[شکل کیسه ماهی برای عبور نازک نور]
registration form
U
فرم ثبت نام
to form a habit
U
تشکیل عادت دادن
to form a habit
U
عادتی پیداکردن
wave form
U
شکل موج
radial form
U
شکل ستارهای
reduced form
U
فرم تقلیل یافته
resonance form
U
شکل رزونانسی
sentential form
U
صورت جملهای
sight form
U
نمونه رصد
sliding form
U
قالب بندی کشویی
slip form
U
قالب لغزنده
solemn form
U
طریقه رسمی
solemn form
U
در CL تصدیق وصیتنامه یا از طریق رسمی یعنی در دادگاه است یا ازطریق غیر رسمی یا عادی است که توسط دفاتر اسنادرسمی به عمل می اید
staggered form
U
شکل نامتقابل
structural form
U
شکل بنیانی
structural form
U
شکل اولیه معادلات در سیستم معادلات هم زمانی در اقتصاد سنجی
substance and form
U
جوهروعرض
symbolic form
U
علایم رمز مخابراتی هواسنجی و هواشناسی بین المللی
tendering form
U
ورقه پیشنهاد
tendering form
U
برگ پیشنهاد برگ درخواست
the precatory form
U
صیغه تمنی یا در خواست
Form without substance .
U
صورت بدون معنی
form cutter
U
دستگاه فرز پروفیل
boat form
U
قایقی شکل
boat form
U
شکل قایقی
coding form
U
فرم برنامه نویسی
canonical form
U
شکل رزونانسی
application form
U
برگ درخواست
endless form
U
ورقه بی انتها
erythro form
U
شکل اریترو
coding form
U
ورقه برنامه نویسی
executable form
U
برنامهای که به کد ماشین ترجمه یا کمپایل شده باشد تا پردازنده بتواند اجرا کند
executable form
U
شکل قابل اجرا
coil form
U
مغزی پیچک
eclipsed form
U
شکل متقابل
continuous form
U
ورقه پیوسته
continued form
U
دنباله
complement form
U
فرم متمم شکل متمم
complement form
U
صورت متمم
complement form
U
صورت متممی
cold form
U
در حالت سرد شکل دادن
coil form
U
شکل بوبین
coil form
U
نوع بوبین
die form
U
فشردن
die form
U
شکل دادن حدیدهای
canonical form
U
صورت متعارفی
executable form
U
فرم قابل اجرا
end of form
U
انتهای ورقه
form determinant
U
تعیین کننده شکل
form drag
U
مقاومت ناشی از شکل جسم
form feed
U
خورش ورقه
life form
U
زی نمود
form factor
U
ضریب شکل
fanfold form
U
ورقه با تای بادبزنی
form drag
U
پسای شکل
form letter
U
فرم نامه
form alignment
U
هم ترازی ورقه
form letters
U
فرم نامه
form feed
U
تغذیه کاغذ
form block
U
بلوک فرمکاری
field form
U
نمودار میدان
standard load
U
بار تنظیم شده
standard language
U
زبان متعارف
standard function
U
تابع استاندارد
standard item
U
اقلام نمونه یا استاندارد یامطابق معیار تعیین شده
standard load
U
بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com