English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 184 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
stage curtain U پردهنمایش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
over curtain U پردهرویی
air curtain U پوشش هوایی
curtain lecture U صحبتهای پشت پرده
curtain of fire U پرده اتش
curtain raiser U پیش درامد نمایش پیش پرده
curtain rod U چوب پرده
curtain wall U دیوار پردهای
curtain wall U تیغه
welding curtain U پردهجوشکاری
curtain lecture U صحبتهای خصوصی زن وشوهر
curtain loop U بازوبندپرده
air curtain U پرده هوا هوا پوشنه
To draw the curtain . U پرده را کشیدن
bamboo curtain U سرحدات چین کمونیست
bamboo curtain U مانع پردهء حصیری
To draw the curtain. U پرده راکنارزدن (کشیدن)
benined the curtain U پشت پرده
benined the curtain U پنهان
window curtain U پردهپنجره
curtain band U بازوبندپرده
types of curtain U انواعپرده
door curtain U پرده
door curtain U پرده در
cafe curtain U پردهآشپزخانه
balloon curtain U پردهپفکی
attached curtain U پردهکرکرهای
curtain calls U بازگشت هنرپیشگان به صحنه
curtain calls U کف زدن حضار
curtain call U بازگشت هنرپیشگان به صحنه
to ring the curtain up or down U پرده نمایش را باصدای زنگ بالاوپائین بردن
smoke curtain U پرده دود برای استتار از دیدزمینی
curtain pole U پایهپرده
curtain track U میلهپرده
drop curtain U پرده جلو صحنه
fire curtain U پرده محافظ اتش
sheer curtain U پردهخالص
grout curtain U لایه سیمانی تزریق شدهای که در زیر پی سد مانع تراوشات میگردد
grout curtain U پرده تزریق
loose curtain U پردهیشل
frilled curtain U پردهچیندار
draw curtain U پردهکشیدهشده
the curtain falls U پرده میافتد
curtain-raiser U پرده کوتاه پیش ازاغازنمایش بزرگ
curtain call U کف زدن حضار
curtain-raisers U پرده کوتاه پیش ازاغازنمایش بزرگ
curtain-wall U تیغه
Iron Curtain U پرده اهنین
single curtain rail U ریلپردهتکی
double curtain rail U میلهدوتاییپرده
second stage U مرحلهدوم
stage U در صحنه فاهرشدن
stage U صحنه نمایش
stage U پرده گاه مرحله
stage U طبقه
stage U صحنه
stage U منزل
stage U پایه وهله
to go on the stage U بازیگرشدن
not stage U مدار یا جزئی در یک سیستم لاجیک که وجود یا عدم وجودخروجی برعکس حالت ورودی و یا نقیض ان میباشد
behind the stage <adj.> <adv.> U خصوصی [اصطلاح مجازی]
stage U سکو
zero stage U طبقه معمولی اضافی که به جلوی کمپرسورخطی اضافه میشود
behind the stage <adj.> <adv.> U محرمانه [اصطلاح مجازی]
to go on stage U وارد صحنه [نمایش] شدن
first stage U مرحلهاول
to go on the stage U اکترشدن
third stage U مرحلهسوم
stage U مرحله دار شدن اشکوب
stage U اشکوب
stage U یکی از چند نقط ه در یک فرآیند
at this stage <adv.> U درحال حاضر [عجالتا] [اکنون ] [فعلا]
stage U مقام
stage U قراردادن اتومبیل در خط اغاز
stage U مراحل مختلف یک موشک
stage U درجه مرحله
stage U چوب بست
stage U سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
stage U اسکان دادن
stage U نیمکت اویزان
stage U مرحله
stage payments U پرداختهای مرحلهای پرداختهای که در چند مرحله صورت میگیرد
two stage sampling U نمونه گیری دو مرحلهای
two stage experiment U ازمایش دو مرحلهای
turbine stage U طبقه توربین
stage race U مسابقه مرحلهای دوچرخه سواری
stage set U تعویض سن
termination stage U مرحله پایانی
landing stage U حملباقایق
this play does not stage well U این داستان خوب در نمایش در نمیاید
to put on the stage U بمعرض نمایش گذاشتن نمایش دادن
stage door U در عقب صحنه
speed stage U سطح سرعت
mechanical stage U پایهمکانیکی
regulator first stage U صفحهنمایشنخستینرگلاتور
stage clip U سطحنمایش
centre-stage U شرائطبسیار حساسو مهم
stage manager U مدیر نمایش
At that point [stage] , ... U وقتی که موقعش رسید...
speed stage U مرحله سرعت
stage doors U در عقب صحنه
stage whisper U نجوای روی صحنه
stage whispers U نجوای روی صحنه
stage-struck U عاشق هنرپیشگی و صحنهی نمایش
stage-struck U شیفتهی بازیگری
at the rear of the stage <adj.> <adv.> U در پس پرده
at the rear of the stage <adj.> <adv.> U پشت پرده نمایش [مخصوص اطاق رخت کن]
To appear on the scene (stage). U روی صحنه ظاهر شدن
stage managers U مدیر نمایش
killer stage U صافی رنگ
converter stage U طبقه مبدل
developmental stage U مرحله تکوینی
developmental stage U مرحله پیشرفت
differential stage U مرحله تفاضلی
energy stage U لایه انرژی
first audio stage U مرحله صوتی نخست
flood stage U تراز بحرانی طغیان
impluse stage U طبقه فشار مستقیم
initial stage U طبقه نخستین
input stage U طبقه ورودی
input stage U طبقه اولیه
larval stage U مرحله کرمی
macro stage U مرحله کلان
buffer stage U مرحله میانگیر
anal stage U مرحله مقعدی
stage managers U کارگردان نمایش
stage manage U اداره کردن
stage manage U کارگردانی کردن
stage-manage U اداره کردن
stage-manage U کارگردانی کردن
stage-managed U اداره کردن
stage-managed U کارگردانی کردن
stage-manages U اداره کردن
stage-manages U کارگردانی کردن
stage-managing U اداره کردن
stage-managing U کارگردانی کردن
stage fright U وحشت حاصله در اثر فهوردر صحنه نمایش
stage fright U صحنه هراسی
stage manager U کارگردان نمایش
main stage U طبقه اصلی
stage fever U کرم بازیگری یا اکتری
oral stage U مرحله دهانی
output stage U مرحله خروجی
phallic stage U مرحله التی
stage direction U مدیریت
quick stage U ان مرحله ازابستنی که زن جنبش بچه رادرزهدان خودحس میکند
single stage U یک طبقهای
single stage U یک طبقه
stage coach U دلیجان
stage craft U فن درست کردن نمایش
stage direction U کاگردانی
stage director U مدیر نمایش
oedipal stage U مرحله ادیپی
stage set U تنظیم صحنه برای ایفای نقش معینی از نمایش
main stage U عرشه اصلی
mixer stage U طبقه مخلوط کننده
multi stage U چند طبقه
modulator stage U طبقه مدولاسیون
multi stage U چند مرحلهای
multi stage production U تولید چند مرحلهای
push pull stage U طبقه پوش- پول
mechanical stage control U کنترلپایهمکانیکی
three stage least squares method U روش حداقل مربعات سه مرحلهای برای تخمین پارامترهای معادلات همزمانی در اقتصاد سنجی
intermediate frequency stage U طبقه ی فرکانس میانی
To stage political demonstrations. U تظاهرات سیاسی برپاکردناسلااهل تظاهر نیستم
low power stage U طبقه کم قدرت
multi stage press U پرس چند طبقه
power output stage U طبقه خروجی
power amplifier stage U مرحله فزون ساز توان
anal expulsive stage U مرحله مقعدی دفعی
high pressure stage U طبقه فشار قوی
multi stage amplifier U امپلی فایر چند طبقه
multi stage experiment U ازمایش چند مرحلهای
multi stage amplifier U تقویت کننده چند طبقه
two stage least squares method U برای تخمین پارامترها در اقتصادسنجی
It was stage –managed . It was trumped up. U صحنه سازی بود
multi stage scaffolding U داربست چند طبقه
multi stage sampling U نمونه گیری چند مرحلهای
anal retentive stage U مرحله مقعدی ضبطی
two stage least squares method U روش حداقل مربعات دومرحلهای
frequency divider stage U طبقه مقسم فرکانس
bed building stage of river U تراز سطح متوسط اب رودخانه
Stage party ( films , movies ) . U میهمانی ( فیلمهای ) مردانه
The stage was bare but for [save for] a couple of chairs. U صحنه نمایش به استثنای چند تا صندلی لخت بود.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com