English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 194 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
square pyramid U هرم مربع القاعده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pyramid U هرم
pyramid U اهرام شکل هرم ساختن
pyramid U رویهم انباشتن
pentagonal pyramid U هرم مخمس القاعده
food pyramid U هرم غذایی
educational pyramid U هرم اموزشی
pyramid spot U نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
trigonal pyramid U هرم مثلث القاعده
pyramid of credit U هرم اعتبارات
number pyramid U هرم شمارهای
biomass pyramid U هرم زیست توده
biomass pyramid U هرم توده زنده
color pyramid U هرم رنگ نما
four-square U کاملا مربع
four-square U چهار گوشهی کامل
mean square U یک مربع حسابی
square out U ضربه از خارج محدوده میلههای کریکت
by the square U درست
by the square U بدقت
by the square U مطابق نمونه
square away <idiom> U برنامه ریزی کردن
square one <idiom> U درآغاز
four-square U چهارگوش
four-square U رک و راست
four-square U قرص
four-square U مصممانه
four-square U رک
square away U سروسامان دادن به دردسترس قرار دادن
four-square U با صراحت
four-square U به طور صریح
four-square U پراراده
four-square U مصمم
four-square U استوار
square in U پاس با دویدن دریافت کننده توپ به جلو و تغییر مسیر به کنار و به موازات خط تجمع
four-square U محکم
four-square U بیشیله پیله
four-square U راستگو
on the square U بدون کجی
on the square U بدرستی
on the square U بانصاف
four-square U صادق
four-square U بیرودربایستی
out of square U کج
four-square U صریح
four-square U پابرجا
out of square U خارج از چهار گوش بطور نامنظم یا نادرست
square U وفق دادن
square U چهارگوش کردن مربع کردن
square U راست حسینی
square U مجذور
square U عادلانه
square U منظم حسابی
square U منصف
square U جذر میدان
square U مربع توان دوم
square U گوشه دار
square U چارگوش
three square U سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
three square U بشکل مثلث
three square U دارای سه ضلع مساوی
t square U خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
t square U خطکش چلیپایی
square U بتوان دوم بردن مجذور کردن
to square up U خود را آماده کردن [برای دعوی یا حمله]
square U جوردراوردن
try square U گونیای فلزی
square U خانه شطرنج
square U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square U برابر
square U به یک طرف میله وعمود به ان
square U مساوی
all square U مساوی
square U مرتب کردن کلاه
square U گونیا
square U واریز کردن
square U چهار گوش
square U مربع
weak square U خانه ضعیف شطرنج
square wood U چارتراش کردن الوار
square wood U بریدن الوار
t mitre the square U گونیا را فارسی کردن
steel square U گونیای فولادی
weak square U حفره سوراخ
to play square U راست وحسینی بازی کردن
weak square U نقطه ضعف
word square U acrostic
three square file U سوهان سه گوش
word square U جدول کلمات متقاطع
t mitre the square U گوشه نودزینه را نیم کردن
black square U خانهسیاه
square number U مربع کامل [ریاضی]
square design U طرح خشتی [طرح مربع شکل] [این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
cross-in-square U [کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
hollow square U [گچ بری هرمی رومی]
to be back to square one <idiom> U دوباره به سر [آغاز] کار رسیدن
to be back to square one <idiom> U دوباره به اول داستان رسیدن
I cannot square it with my conscience to ... U من این را نمی توانم به وجدانم وفق بدهم ...
square bracket U قلاب
square radian U استرادیان [یکای زاویه فضایی ] [ریاضی]
fair and square <idiom> U راست وبی پرده
square bet U شرطچهارگوش
square matrix U ماتریس مربعی [ریاضی]
square flag U پرچممربع
square move U حرکت
square neck U یقهچهاگوش
square root of U جذرعددی
square sail U بادبانچهاگوش
square trowel U مالهچهاگوش
white square U خانهسفید
set square U گونیا
square bracket U براکت
square bracket U کروشه
square meal U غذایمقوی
The Ferdowsi Square . U میدان فردوسی
square wave U باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
square deal U باشرف بودن رک وراست
chi square U مربع خی
color square U مربع رنگ نما
flight square U خانه فرار شطرنج
magic square U چار گوشی که خانههای شطرنجی دارد
mean square deviation U اختلاف
mean square deviation U مغایرت
mean square deviation U میزان انحراف متداول
miter square U گونیا
root mean square U ریشه دوم میانگین حسابی توانهای دوم همه مقادیرممکن یک تابع
square ball U پاس عرضی
square base U کف گلوله یا قسمت ته گلوله
square dance U رقص محلی امریکا
square dance U رقص چوبی
carpenters try square U گونیای درودگری
bevel square U گونیا
betwixt square U گونیا
square deals U تقلب نکردن
square deals U باشرف بودن رک وراست
square root U جذر
square root U ریشه دوم
square roots U جذر
square roots U ریشه دوم
square deal U تقلب نکردن
square brackets U قلابهای گوشه دار
back square U گونیای فلزی که در کارگاههااستفاده میشود
square dome U چهار طاقی
square foot U فوت مربع
square wave U موج مربع
square planar U مسطح مربعی
square toed U دارای پنجه مربع
square potential well U چاه مربعی پتانسیل
square rigger U نوعی کشتی بادی
square shooter U ادم درستگار
square shooter U باشرف
square shouldered U چهارشانه
square shouldered U دارای شانه پهن
square stone U سنگ بادبر
square toed U قدیمی مسلک
square toed U امل
square toed U متروکه
square wave U موج چهار گوش
square wave U موج مربعی
square mil U میل مربع
square metre U متر مربع
square inch U اینچ مربع
square matrix U ماتریس مربع
square lattice U شبکه مربعی
square knot U گره مربع
square knot U گره مربر
square matrix U ماتریس مربعی
square means second p U مجذوریعنی توان دوم
square knot U گره مرکب از دونیم کره
square leg U محل بازیگر در ردیف توپزن وکمی دور از او
triangular set square U گونیای رسم کشی
square head plug U انشعابسرچهارگوش
ounce per inch square U اونس اینچ مربع
pound per square inch U پوند بر اینچ مربع
square law detection U یکسوکنندگی مربعی
He gave me a square deal . U بامن منصفانه معامله کرد
root mean square velocity U جذر میانگین مجذور سرعت
triangular set square U گونیای نقشه کشی
bevelled edge square U زاویه حاده
square-headed tip U سرچهاگوش
weighted least square method U روش حداقل مربعات وزنی در اقتصادسنجی برای تخمین پارامترها
chi square test U ازمون "چی دو "
chi square distribution U توزیع مربع خی
square root key U دکمهرادیکال
root mean square error U جذر میانگین مجذور خطا
square pyramidal molecule U مولکول هرمی مربع القاعده
black square weakness U ضعف خانههای سیه رنگ شطرنج
ordinary least square method U روش حداقل مربعات معمولی
bevel steel square U نقاله
square root method U روش جذرگیری
His deeds fail to square with his words. U عملش با حرفش نمی خواند
square peg in a round hole <idiom> U شخصی که مناسب کاری نباشد
square-jawed adjustable spanner تنظیم دهانه آچار پیچ گوشتی
square shaft screw of bolt U میله چارتراش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com