Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
spread eagle
U
تصویر عقاب بال گسترده
spread eagle
U
میهن پرستی افراطی
spread eagle
U
چاخان بصورت بال گسترده دراوردن
spread eagle
U
سرخوردن با عقب اسکیتهای چسبیده بهم بجا گذاشتن میلههای 2 و 3 و 4 و 6 و 7 و01 بولینگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
eagle
U
[آرایش سنتوری پایه]
eagle
عقاب
eagle
U
شاهین قره قوش
eagle
U
زدن دوضربه کمتر ازاستاندارد در یک بخش
eagle owl
U
شاه جغد:بزرگترین جغداروپایی
eagle fisher
U
همای
eagle fisher
U
عقاب دریایی
eagle flight
U
نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
eagle eyed
U
تیزنظر
eagle fisher
U
مرغ استخوان خوار
bald eagle
U
عقاب گر
bald eagle
U
نوعی عقاب که در شمال امریکا زندگی میکند
golden eagle
U
یکجوردال یاعقاب بسیارنیرومند
golden eagle
U
سکه ده دلاری زر
half eagle
U
سکه زر پنج دلاری
harpy eagle
U
دال بزرگ ونیرومند درامریکای جنوبی
harpy eagle
U
شاه دال
harpy eagle
U
شاه کرکس
to spread
[across]
[over]
U
گسترش یافتن
[سرتاسر]
to spread
[across]
[over]
U
توسعه یافتن
[سرتاسر]
to spread
[across]
[over]
U
پهن شدن
[سرتاسر]
spread
U
[منتشر کردن مایع روی سطح]
spread out
U
پهن کردن
spread
U
پخش کردن
spread
U
نشر
spread
U
گسترش
spread
U
پهن شدن
spread
U
پهن کردن
spread
U
منتشرشدن
spread
U
وسعت
spread
U
بسط وتوسعه یافتن گسترش
spread
U
گسترش یافتن
spread
U
فرش کردن
spread
U
گستردن
spread
U
شیوع
spread
U
پخش شدن
spread
U
فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
spread
U
اتش درودر عرض یا عمق
spread
U
منتشر کردن
spread
U
منتشر شدن انتشار
spread
U
توسعه دادن
spread
U
منتشر کردن یا شدن
spread
U
توسعه
wing spread
U
فاصله بین دو سر بال
lateral spread
U
اتش درو در عرض
large spread
U
مروحه خیلی باز است
spread collar
U
بلوزیقهمردانه
to spread like wildfire
U
خیلی زودمنتشرشدن
spread run
U
مدت اب بندان
large spread
U
فاصله گلوله ها راکم کنید
point spread
U
امتیاز قابل انتظار
range spread
U
اتش درو در عمق
range spread
U
اتش درعمق
spread-eagled
U
درازکش
spread effects
U
اثرات نشر
spread effects
U
اثرات پراکندگی
load spread
U
انتشار نیرو
spread run
U
مدت پخش
spread oneself too thin
<idiom>
U
با یک دست چند هندوانه برداشتن
full beam spread
U
باندکامل روشنایی
full beam spread
U
باند کامل روشن کننده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com