English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
spite check U کیش دفع الوقت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
out of spite U از روی کینه یا لج
in spite of that U با وجود این
in spite of U علی رغم
in spite of U باوجود
in spite U با وجود
he has a spite against me U بامن کینه یاعداوت دارد
he has a spite against me U بامن لج دارد
For all that . In spite of all that . U باتمام اینها ( معذلک )
spite U برسرلج اوردن
spite U کینه ورزیدن
spite U بدخواهی غرض
spite U بغض
spite U لج
in spite of that U با اینحال معهذا
out of spite U از روی عداوت یالجاجت
spite U کینه
in spite of the face that U با
In spite of . Despite . Notwithstanding . U با وجود
in spite of the face that U اینکه
cut off one's nose to spite one's face <idiom> U به حدنهایت رسیدن عصبانیت
She loves him in spite lf sll his faults . U با وجود تمام عیبهایش اورا دوست دارد
check U مطالعه کردن
check U بررسی کردن
check U تجزیه کردن
check U محک زدن
check-up U کنترل کردن
check-up U بازبینی کردن
check-up U کنترل
check U عیار گرفتن
check-up U بازبینی
to check out something U چیزی را بررسی یا امتحان کردن
check up U رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
second check U بررسی دوباره
second check U بررسی نهایی
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
to check off U رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
to check up U درست رسیدگی یاحساب کردن
check up U معاینه کردن
check out U تصفیه حساب کردن
in check <idiom> U غیرقابل کنترل
check off U تغییرروش بازی درتجمع
to check in U نام نویسی کردن [هتل]
check out U بازدیدعمل و خصلت جنگ افزار
check U اطمینان از صحت چیزی
check U وارسی
check U و شدن بوی شکار
check U نشان گذاردن
check U کیش
check U کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check U منع
check U تطبیق
check U مقابله
check U چک
check U امتحان کردن بازرسی
check U بازرسی شد
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check U جلوگیری کردن از
check U ممانعت کردن
check U سرزنش کردن رسیدگی کردن
check U مقابله کردن مقابله
check U بررسی
check U بررسی کردن
check U تطبیق کردن
check U چک بانک
check U دریچه تنظیم
check U دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check U بازرسی کردن
check U امتحان
check U چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
check U حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check U ارزیابی کردن
check U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check U مقابله کردن بررسی
check U بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
check U اجرای خشک یک برنامه
check U او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check U خطا یا توقف کوچک در فرآیند
check U سنجیدن
check U بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check U رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check U سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
check U مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
check U خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
check U تحقیق کردن
check U یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check in U نام نویسی کردن مراسم ورود
check U حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check-in U وارد شدن
check-in U نام نویسی کردن مراسم ورود
check U محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check U نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
check in U وارد شدن
overflow check U بررسی سرریزی
odd even check U بررسی فرد و زوج
overflow check U بررسی سرریز
dynamic check U مقابله پویا
overflow check U مقابله سرریز
duplication check U مقابله از راه تکرار
perpetual check U کیش دایم
pay check U چک حقوق
parity check U مقابله ایستایی
parity check U مقابله توازن
parity check U بررسی توازن
duplication check U بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
parity check U مقابله کردن توازن
indian check U سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
hip check U سد کردن راه حریف با کمر وباسن
hardware check U مقابله سخت افزاری
frequency check U کنترل فرکانس
fore check U جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
family check U کیش همگانی
even parity check U بررسی توازن زوج
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
echo check U بکمک طنین
houndstooth check U طرح خانه خانه مورب پارچه
poke check U فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
hook check U سد کردن راه چوب حریف ازعقب
odd even check U مقابله فرد و زوج
modulo n check U مقابله به پیمانه
marginal check U برسی مرزی
marginal check U مقابله مرزی
machine check U برسی ماشین
limit check U بررسی حدی
limit check U مقابله حدود
echo check U مقابله
priority of check U تقدم کیش
identity check U بازرسی شناسنامه
rain check U بلیط باران
rain check U بلیط مجانی یا مجدد
wraparound check U سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
visual check U مقابله بصری
visual check U مقابله دیداری
validity check U بررسی اعتبار
validity check U مقابله اعتبار
twin check U بررسی توام
rain check U نوید یا قول دعوت بعدی
check-rail U ریلتنظیم
security check U چکامنیتی
identity check U بررسی هویت
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
Please check the oil. لطفا روغن را کنترل کنید.
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
sight check U مقابله چشمی
What time should I check in? U چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
rain check <idiom> U بلیط مجانی برای چیزی که به علت باران کنسل شده
rain check <idiom> رد کردن درخواستی برای یک تاریخ معین و موکول آن به زمان دیگر
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
twin check U مقابله توام
traveler's check U چک مسافرتی
transfer check U انتقال
residue check U بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
redundancy check U بررسی افزونگی
redundancy check U تستی متکی بر انتقال بیت ها وکاراکترهایی که بیش ازحداقل تعداد لازم برای بیان خود پیام هستند
redudancy check U بررسی افزونگی
reasonableness check U بررسی و کنترل معقولانه و مستدل
reasonableness check U بررسی معقول بودن
range check U بررسی محدوده
programmed check U بررسی برنامه ریزی شده
programmed check U مقابله برنامه ریزی شده
sales check U صورت فروش
selection check U مقابله گزینش
sequence check U مقابله ترتیب
transfer check U مقابله
system check U بررسی سیستم
system check U مقابله سیستم
synchronization check U کنترل همزمانی
summation check U بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
sum check U مقابله جمعی
stock check U کنترل موجودی
stick check U دور کردن گوی از گوی دار بااستفاده از چوب
sight check U مقابله نظری
sequence check U بررسی ترتیبی
programmable check U مقابله برنامه ریزی شده
check indicator U نماینده مقابله
certified check U چک تضمینی
certified check U چک گواهی شده
certified check U چک تضمین شده
cashier's check U چکی که بانک عهده خود بکشد
bulit in check U automaticcheck
bulit in check U تست تعبیه شده
built in check U بررسی توکار
built in check U مقابله توکار
body check U سد کردن بازیگر توپدار
board check U خطا
check bit U ذره مقابلهای
check bit U بیت مقابلهای
check book U کتابچه ثبت ارقام یاموادرسیدگی شده
check gate U دریچه تنظیم
check flight U پروازی برای اشناشدن خدمه و یا ازمایش صلاحیت انها
check firing U عناصرتیر را بررسی کنید
check firing U فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش
check field U میدان مقابلهای
check digits U ارقام تست
check digit U رقم مقابلهای
check character U کاراکتر مقابلهای
check character U علامت مقابلهای
check character U دخشه مقابلهای
check boxes U جعبههای مقابله
check boxes U چهارگوشهای انتخاب
board check U تنه زدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com