Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
spirit level
U
تراز
spirit level
U
تراز حباب دار
spirit level
U
تراز حبابدار
spirit level
U
تراز
[تراز حبابی]
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
precision spirit level
U
ترازوی دقیق
Other Matches
spirit
U
جرات
to spirit up
U
سرخلق اوردن
spirit
U
الکل
spirit
U
جوهر
spirit
U
مشروبات الکلی
spirit
U
حمیت
spirit
U
روح
spirit
U
جان
spirit
U
روان
spirit
U
رمق روحیه
spirit
U
روح دادن بسرخلق اوردن
spirit
U
حمیت قسمتی
spirit
U
غرور
spirit
U
روحیه
by an evil spirit
U
روح پلیدی براومستولی شده بود
spirit varnish
U
لاک الکل
spirit stain
U
رنگ لاک الکل
spirit of wine
U
عرق دو اتشه
spirit of wine
U
عرق خالص
spirit of wine
U
الکل
spirit de corps
U
روح یگانگی و اتحاد
spirit de corps
U
غرور نظامی
spirit de corps
U
حمیت قسمتی
the spirit of the law
U
روح قانون
the spirit of the law
U
جوهر قانون
Spirit of patriontism.
U
روح وطن پرستی
team spirit
U
روحیهوفاداریمابینیکتیم
methylated spirit
U
یکجورمایعتمیزکننده
kindred spirit
U
دارایدیدگاهمشترکباشما
free spirit
U
فردیکهمستقلزندگیمیکند
white spirit
U
مایعشیمیاییحاصلازبنزینکهدررنگکاریکاربرددارد
spirit lamp
U
چراغ الکلی
wood spirit
U
الکل چوب
evil spirit
U
روح خبیث
spirit thermometer
U
دماسنج الکلی
spirit de corps
U
روحیه قسمتی
in a partisan spirit
U
طرفدارانه ازروی تعصب
in letter and in spirit
U
ئر لفظ و در معنی
martial spirit
U
روح جنگجویی
party spirit
U
روحیه تحزب
spirit levels
U
تراز حبابدار
evil spirit
U
روح پلید
spirit levels
U
تراز حباب دار
spirit levels
U
تراز
the holy spirit
U
روح القدس
party spirit
U
تعصب حزبی
evil spirit
U
روح خبیث
in letter and in spirit
U
لفظاومعنا
in letter and in spirit
U
از حیث نص و معنی هردو
wood spirit
U
عرق چوب
party spirit
U
طرفداری حزبی
martial spirit
U
روح نظامی
rectified spirit
U
الکل دو تقطیری
public spirit
U
خیر خواهی برای مردم میهن پرستی
proof spirit
U
الکل خالص
Holy Spirit
U
روح القدس
high proof spirit
U
عرق سنگین
peace to his departed spirit
U
روانش شاد باد
to conjure anevil spirit
U
روح پلیدی را بیرون کردن
The spirit and letter of the law .
U
معنی و لفظ قانون
he did his level best
U
انچه از دستش برامدکرد
level best
U
خیلی خوب
level
U
تراز
[تراز حبابی]
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
level best
U
بسیارعالی
level best
U
خیلی عالی
he did his level best
U
کوتاهی نکرد
on the level
<idiom>
U
درستکار ،بی غل وغش
to level off
U
یکنواخت شدن
[ناحیه ای]
A level
U
مرحلهی دوم امتحانات دورهی متوسطه
level with each other
U
برابر
level out
U
یکنواخت کردن
level out
U
برابر کردن
O level
U
آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی
O level
U
نمرهی قبولی در این امتحانات
level with each other
U
در یک تراز
level
U
تراز
level
U
میزان
level
U
ترازکردن
level
U
همسطح کردن
level
U
تراز کردن تراز
level
U
رده
level
U
همسطح
level
U
سطح ارتفاع
level
U
پایه
level
U
تراز بنایی
level
U
هدف در خط دید شماقرارگرفت
level
U
مستقیم
level to
U
تراز کردن
level
U
سطح
level
U
تراز سطح افقی افقی کردن
level
U
نشانه گرفتن
level
U
مسطح شدن
level
U
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
to level off
U
مسطح شدن
[ناحیه ای]
level
U
هم پایه
level
U
هم تراز
level
U
هموار
level
U
سطح برابر
level
U
ترازسازی
level
U
استفاده از چهار بیت داده در فرآیند تبدیل آنالوگ /دیجیتال
level
U
مسطح کردن
level
U
مسطح
level
U
الت ترازگیری
level
U
موزون هدف گیری
level
U
یک دست
level
U
یک نواخت
signal level
U
سطح سیگنال
protection level
U
سطح حفافت
reorder level
U
سطح سفارش مجدد
signal level
U
سطح علامت
rotational level
U
تراز چرخشی
reorder level
U
مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
price level
U
سطح قیمت
noise level
U
میزان خش
nesting level
U
سطح لانهای
nesting level
U
سطح اشیانهای
nesting level
U
سطح تو در تویی
n level logic
U
منطق N سطحی
multi level
U
چند سطحی
mean sea level
U
میانگین سطح دریا
mean sea level
U
سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
mean sea level
U
ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
mean sea level
U
ارتفاع متوسط از سطح دریا
speed level
U
مرحله سرعت
manning level
U
درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
speed level
U
سطح سرعت
noise level
U
سطح پارازیت
oil level
U
سطح روغن
one level address
U
تابعی که در حین اجرا تابع دیگر را صدا نکند
power level
U
تراز توان
pezometeric level
U
سطح پیزومتری
alidade level
U
دستگاهسمتنما
optimal level
U
سطح بهینه
mean sea level
U
سطح متوسط دریا
operating level
U
سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
operating level
U
سطح فعالیت
one level memory
U
حافظه یک سطحی
one level address
U
آدرس ذخیره سازی که مستقیما و بدون تغییر به محلی از وسیله دستیابی دارد
one level address
U
کد دودویی که مستقیما CPU را اجرا کند و فقط از مقادیر آدرس مطلق استفاده میکند.
one level address
U
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
maintenance level
U
سطح تثبیت
significance level
U
سطح معناداری
camper level
U
تراز
[تراز حبابی]
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
top-level
U
افراد عالیرتبه
top-level
U
توسط افراد عالیرتبه
split-level
U
سه نیم اشکوبی
split-level
U
چند سطحی
level-headed
U
معقولانه
level-headed
U
متعادل
level-headed
U
ترازخوی
level-headed
U
راستبین
level-headed
U
معقول
white level
U
تراز سفید
top-level
U
کهبدان
top-level
U
بلند پایه
lower level
U
سطحپائینی
bubble level
U
تراز
[تراز حبابی]
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
builder level
U
تراز بنایی
upper level
U
سطحبالایی
still water level
U
سطحسکونآب
water level
U
سطح اب
water level
U
سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
surveyor's level
U
ترازنقشه برداری
storage level
U
تراز ذخیره تراز مخزن
storage level
U
تراز خزانه
stock level
U
سطح ذخیره انبار
stock level
U
سطح انبار
transition level
U
سطح حداکثر انحراف درارتفاع پرواز
sound level
U
شدت صوت
sound level
U
شدت نسبی صوت
skill level
U
پایه مهارت فنی
tilting level
U
تراز حباب دار
to draw level
U
باحریف برابرشدن
to draw level
U
بحریف رسیدن
water level
U
تراز اب
wage level
U
سطح مزد
voltage level
U
سطح فشارالکتریکی
voltage level
U
سطح ولتاژ
virtual level
U
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
two level subroutine
U
زیر تابعی که حاوی زیر تابع دیگر است
two level store
U
انباره دو سطحی
two level logic
U
منطق دوسطحی
trophic level
U
تراز خوراکی
to rake level
U
با شن کش صاف کردن
skill level
U
پایه مهارت
base level
U
تهتراز
code level
U
تعداد بیت هایی که برای نمایش یک کاراکتر معین بکارمی روند
level colour
U
رنگ یکدست یا یکنواخت
level buble
U
حباب تراز
interference level
U
سطح پارازیت
intensity level
U
سطح روشنایی
insulation level
U
سطح ایزولاسیون
input level
U
سطح ورودی
input level
U
سطح دریافتی
injection level
U
سطح تزریق
initial level
U
سطح اولیه
compensation level
U
تراز موازنه
confidence level
U
درجه اطمینان
level control
U
کنترل سطح
level gage
U
اندازه گیر سطح
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com