Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
special theory of relativity
U
نظریه نسبیت خصوصی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
special relativity
U
نسبیت خصوصی
theory of relativity
U
نظریه نسبیت
general theory of relativity
U
نظریه نسبیت عمومی
relativity
U
نسبیت
relativity
U
فلسفه نسبیه نسبی بودن
relativity
U
فرضیه نسبی
general relativity
U
نسبیت عمومی
relativity principle
U
اصل نسبیت
relativity principles
U
اصول نسبیت
relativity of knowledge
U
نسبی بودن دانش
special
U
آنچه متفاوت یا غیر عادی است
special
<adj.>
U
اضافه
special
<adj.>
U
علاوه
special
<adj.>
U
خاص
special
<adj.>
U
ویژه
special
U
سیستم برنامههای کاربردی مشخص و محدود
special
U
حرف غیر عادی در یک نوشتار
special
U
مخصوص خاص
special
U
ویژه
special
U
استثنایی
special
U
مخصوصا
special
U
مخصوص
special
U
خاص
special
U
حرف چاپ اضافی که در محدوده استاندارد نوشتاری نیست
special tribunal
U
دادگاه اختصاصی
special school
U
اموزشگاه استثنایی
special weapons
U
جنگ افزار مخصوص
Paste Special
U
درج یک شی خاص
Paste Special
U
در یک متن
special registrant
U
دفتر ثبت نام مخصوص
special degration
U
نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
special weapons
U
جنگ افزارهای ویژه
special troops
U
یکانهای مخصوصی که به لشگرمامور شده باشند
special services
U
یکان خدمات مخصوص خدمات رفاهی
special purpose
U
تک منظوره
special purpose
U
خاص منظوره
special services
U
خدمات مخصوص
special vertict
U
رایی که وقوع قضیهای راثابت میکندولی نتیجهای ازان نمیگیرد
special session
U
جلسه فوق العاده
special team
U
تیم ذخیره ها
special symbol
U
نماد خاص
special symbol
U
نماد ویژه
special staff
U
ستاداختصاصی
special staff
U
ستاد تخصصی
special property
U
مالکیت خاص
special sheaf
U
مروحه مخصوص
special session
U
جلسه مخصوص
special troops
U
یکانهای مخصوص
special verdict
U
رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
special verdict
U
تصمیم ویژه
special purpose
U
یک منظوره
special pleading
U
علم تهیه لوایح دفاعی و طرح ریزی دفاع در محکمه
special pleader
U
متخصص تهیه لوایح دفاعی
special agreement
U
قرارداد ویژه
special ammunition
U
مهمات مخصوص یا ویژه
special area
U
منطقه پرواز مخصوص
special bastard
U
حرامزاده ویژه
special bastard
U
هر گاه پدر ومادر طفلی که حرامزاده بوده بعدا" ازدواج کنند نسب اوصحیح خواهد بود
special case
U
مورد ویژه
special case
U
مورد خاص یااستثنایی
special character
U
دخشه
special character
U
ویژه
special character
U
دخشه ویژه
special character
U
علامت ویژه کاراکتر مخصوص
special contracts
U
عقود معینه
special contracts
U
منظور عقودی هستند که نام و صیغه خاص و شرایط ویژه دارند
special corrections
U
تصحیحات مخصوص
special agent
U
وکیل یا نماینده مقیدالوکاله
special administration
U
اداره قسمت خاصی از ترکه
special plea
U
دفاع خاص
special passport
U
پاسپورت مخصوص
special passport
U
پاسپورت ویژه
special party
U
گروه ویژه
special operations
U
عملیات مخصوص یا ویژه
special olympics
U
المپیک افراد استثنایی
special majority
U
اکثریت خاص
special jury
U
هیئت منصفه مخصوص
special handling
U
ارسال مطبوعات واوراق چاپی بوسیله پست سریع السیر
special forces
U
نیروهای مخصوص یانیروهای ویژه نیروی چریک و ضد چریک
special education
U
اموزش و پرورش استثنایی
special duty
U
کار ویژه
special drawing right
U
حق برداشت ویژه
special drawing right
U
حق برداشت مخصوص
special damage
U
خسارت مخصوص
as a special exception
<adv.>
U
استثنأ
Do you have any special rates?
U
آیا نرخهای ارزانتر دارید؟
special effect
U
جلوههایویژه
Special Branch
U
سازمانپلیسبریتانیا
special mark
U
علامتمخصوص
extra special
U
فوق العاده
extra special
U
ویژه
extra special
U
مخصوص
special effects
U
جلوههای ویژه
Are there any special fares?
U
آیا قیمت ارزانتر هم دارید؟
special delivery
U
پست سفارشی
special session
U
نشست فوق العاده
special session
U
نشست ویژه
special forces
U
نیروهای ویژه ضد چریک
[ارتشی ]
special ability
U
توانایی اختصاصی
a special menu
U
صورت غذای مخصوص
as a special exception
<adv.>
U
بطور استثناء
special effects
U
تروکاژ
special deposits
U
سپردههای ویژه
special weight race
U
مسابقهای که تعیین وزن اضافی ارتباطی با جدول وزن نسبت به سن ندارد
special interest group
U
که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
special interest group
U
گروه
special interest groups
U
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
special acceptance of a bill of
U
قبولی براتی که فقط در محلی خاص قابل پرداخت است
special purpose computer
U
کامپیوتر تک منظوره کامپیوتر با منظور خاص
I must make a special note of that.
U
من باید یادداشت ویژه ای برای این مورد بکنم.
special libraries association
U
انجمن کتابخانههای مخصوص
special drawing rights
U
این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
special drawing rights
U
حق برداشت ویژه
special purpose programming language
U
زبان برنامه نویسی تک منظوره
Every man is made for a special job.
<proverb>
U
هر کس را بهر کارى ساختند .
Can I go earlier today, just as a special exception?
U
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
digital video special effects
U
نمایشمخصوصعددیعوامل
extra special flexible wire rope
U
طناب فولادی ویژه
theory
U
فرض علمی
theory
U
علم نظری
theory
U
اصول نظری
theory
U
تحقیقات نظری
theory
U
اصل کلی
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
theory
U
فرضیه علمی تعلیم
theory
U
فرضیه
theory
U
تئوری
theory
U
مباحث ریاصیاتی محض
theory
U
نظریه
theory
U
نگرش
second best theory
U
نظریه بهترین دوم
theory
U
نگره فرضیه
value theory
U
نظریه ارزش
theory of value
U
نظریه ارزش
So much for theory!
<idiom>
U
به اندازه کافی از تئوری صحبت شد.
in theory
U
درعلم نظری
in theory
U
د رعالم فرض
theory of saving
U
نظریه پس انداز
two factor theory
U
نظریه دو عاملی
switching theory
U
تئوری سوئیچینگ
theory of saving
U
نظریه مربوط به پس انداز
theory of rent
U
نظریه اجاره
three component theory
U
نظریه سه مولفهای
valence theory
U
نظریه والانسی
underconsumption theory of
U
cycle business
quantum theory
U
مکانیک کوانتومی
[فیزیک]
trireceptor theory
U
نظریه سه گیرندهای
underconsumption theory of
U
نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
trichromatic theory
U
نظریه سه رنگی
viscoelastic theory
U
نظریه ویسکوالاستیک
theory of preformation
U
فرضیهای که بموجب ان هربخشی ازموجودالی درنطفه موجودبوده بایدبزرگ شود
Group theory
U
نظریه گروه ها
[ریاضی]
Order theory
U
ترتیب جزئی
[ریاضی]
mechanistic theory
U
نظریه ماشینی نگری
set theory
U
نظریه مجموعه ها
[ریاضی]
theory of numbers
U
نظریه اعداد
[ریاضی]
transformational theory
U
نظریه تطور
underconsumption theory
U
نظریه مصرف ناکافی
switch theory
U
نظریه راه گزینی
tetrachromatic theory
U
نظریه چهاررنگی
theory of accumulation
U
نظریه انباشته
theory of epigensis
U
فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
theory of fault
U
تئوری تقصیر
theory of numbers
U
نظریه اعداد
learning theory
U
نظریه یادگیری
group theory
U
نظریه گروهی
group theory
U
نظریه گروهها
graph theory
U
تئوری گراف
graph theory
U
نظریه گرافها
general theory
U
نظریه عمومی
game theory
U
تئوری بازی
game theory
U
نظریه بازی
game theory
U
این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
game theory
U
نظریه بازیها
fuzzy theory
U
نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
hartree theory
U
نظریه هارتری
information theory
U
نظریه اگاهی
information theory
U
نظریه خبر
labor theory of value
U
تئوری ارزش کار
field theory
U
نظریه میدانی
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
labor theory of value
U
نظریه ارزش کار
kinetic theory
U
نظریه جنبشی
kinetic theory
U
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
innovation theory
U
ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
innovation theory
U
این نظریه اولین بار توسط جوزف شومپتر
innovation theory
U
نظریه نواوری
information theory
U
نظریه اطلاعات
field theory
U
نظریه اساسی میدان
facet theory
U
نظریه رویه ها
communication theory
U
تئوری مخابرات
communication theory
U
نظریه ارتباط
communication theory
U
نظریه ارتباطات
cloaca theory
U
اعتقاد به مقعدزایی
classical theory
U
نظریه کلاسیک
capital theory
U
نظریه سرمایه
automata theory
U
نظریه ماشینها
atomic theory
U
فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
set theory
U
تئوری مجموعه ها
consumption theory
U
نظریه مصرف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com