English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 147 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
source routine U روال منبع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
routine U برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
routine U مجموعه دستورات یک تابع که درهر بخش برنامه که نیاز باشد کپی می شوند
routine U بخش کوچک یک کد که داده را از وسیله خارجی می پذیرد مثل خواندن ورودی از صفحه کلید
routine U مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
routine U جریان عادی و دایمی
routine U طریقه عادی
routine U بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
routine U تعداد دستوراتی که کار مشخص را انجام می دهند ولی برنامه کامل نیستند, بخشی از یک برنامه هستند
routine U روال
routine U امر عادی
routine U یک سری حرکت ژیمناستیک
routine U روتین
routine U روش جاری
routine U امور غیر مهم
routine U کار عادی
routine U معمولی
routine U جریان عادی عادت جاری
routine U روزمره کار عادی
routine U خط مشی جاری
routine U توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
routine U عادی
autostart routine U روال اغازگر خودکار
generalized routine U روال کلی
generalized routine U روال تعمیم یافته
holiday routine U برنامه روز تعطیل
iterative routine U حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود
library routine U روال کتابخانهای
canned routine U روال قالب ریزی شده
closed routine U روال بسته
library routine U روال مجموعه ها
diagnostic routine U روش تشخیص معایب در اثرازمایش
diagnostic routine U برنامه تشخیص عیب
diagnostic routine U روال تشخیصی
diagnostic routine U روال تشخیص
error routine U روال خطا پرداز
library routine U روال کتابخانه
executive routine U روال اجرایی
bootstrap routine U روال خود راه انداز
production routine U روال تولید
loading routine U روال بارکننده
routine tests U ازمایشهای تک به تک
sevice routine U روال خدماتی
supervisory routine U روال نافر
target routine U روال هدف
test routine U روال ازماینده
tracing routine U روال ردیاب
utility routine U روال سودمند
routine work U کار تکراری عادی
tracing routine U روال ردیابی
routine message U پیام عادی
routine library U کتابخانه روال ها
tracing routine U روال رسام
main routine U روال اصلی
maintenance routine U روال تعمیر و نگهداری
master routine U شاه روال
monitor routine U روال مبصر
output routine U روال خروجی
recovery routine U روال ترمیمی
recursive routine U روال بازگشتی
recursive routine U زیرتابعی که درحین اجرا خود را صدامیکند
recursive routine U زیرتابعی دربرنامه که درحین اجرا خود را صدا میکند
relocatable routine U روال جابجاپذیر
daily routine U عادت جاری روزانه
source U مجموعه پانچ کارتها که حاوی کد اصلی برنامه است
the source U خدمات سودمند اطلاعاتی وقابل دسترس برای مشترکین
second source U منبع دوم
source U کامپیوتری که میتواند منبع را کامپایل کند
source U در عمل کشیدن و قرار دادن , شی اصلی شی ای است که انتخاب شده است و پس کشیده شده است
source U روش
source U ماخذ عامل یا جاسوس خارجی برای کسب اطلاعات
source U منشاء
source U برنامه پیش از ترجمه نوشته شده در زبان برنامه نویسی توسط برنامه نویس
source U 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
source U که بعداگ توسط کامپایلر به کد ماشین تبدیل میشود
source U مبداء
source U استاندارد IEEE , IBM وغیره IBM و غیر IBM نوع Taken Ring امکان استاندارد bridge می دهند تا داده را ردو بدل کنند
source U خصوصیت برخی bridge ها که
source U مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
source U فرم یا تنی که داده از آن بازیابی میشود تا وارد پایگاه داده ها شود
source U نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
source U نقط های که سیگنال ارسالی وارد میشود به شبکه
source U منبع برق
source U منبع
source U ماخذ
source U مایه مبداء
source U منبع منشاء
source U سرچشمه
source U چشمه
source U حرکت داده بین دو شبکه که داده را با Taken بررسی میکند و داده را به ایستگاه صحیح می فرستد
source U نقط ه اصلی یا شروع
interrupt serrice routine U روال سرویس وقفه
file handing routine U قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
source program U برنامه مبداء
source program U برنامه منبع
source register U ثبات منبع
source of power U منبع قدرت
source of power U منبع انرژی
source listing U لیست منبع
source trait U ویژگی پایه
welding source U منبع جریان جوش
data source U منبع داده
voltage source U منبع ولتاژ
voltage source U منبع قدرت
voltage source U منبع فشار الکتریکی
voltage source U منبع الکتریسیته
x ray source U منبع اشعه رونتگن
It is a source lf pride . U مایه افتخار است
source file U فایل مبدا
source listing U لیست برداری منبع
source language U زبان اصلی
quasistellar source U چشمه شبه اختری
quasistellar source U چشمه اخترواره
image source U منبع تصویر
power source U منبع قدرت
neutron source U منبع نوترون
message source U منشاء پیام
message source U منبع پیام
line source U منبع خطی منبع شبکه
line source U منبع خطی شکل
lighting source U منبع روشنایی
light source U منبع نور
discrete source U چشمههای مجزا
excitation source U منبع برانگیختگی
information source U منبع اطلاعات
incandescent source U منبع ملتهب
radio source U چشمه اخترواره
radio source U چشمه شبه اختری
source document U سند منبع
source disk U دیسک مبداء
source document U سند اصلی
source language U زبان منبع
source language U 1-زبانی که برنامه در ابتدا به آن نوشته شده است .2-زبان برنامه پیش از ترجمه
source data U دادههای منبع
source computer U کامپیوتری که برای ترجمه یک برنامه منبع به برنامه مقصود بکار می رود
source computer U کامپیوتر منبع
source code U کد مبداء
source code U کد منبع
radiation source U منبع تشعشع
extirpate the source of dispute U قلع ماده نزاع
light source colour U رنگ منبع نور
source data automation U کنترل خودکار داده منبع
Water must be stopped at its source . <proverb> U آب را از سر بند باید بست .
low frequency source U منبع فرکانس پایین
source data automation U خودکاری داده منبع
basic source of food U منابعاولیهغذا
The water is turbid from its source . <proverb> U آب از سر چشمه گل آلود است .
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com