Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sort key
کلید جورسازی
sort key
کلید ترتیب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
sort
U
جور
sort
U
قسم
sort
U
نوع
sort
U
گونه
sort
U
طور طبقه
sort
U
رقم
sort
U
جورکردن
sort
U
سواکردن
sort
U
دسته دسته کردن
sort
U
جوردرامدن
sort
U
پیوستن
sort
U
دمساز شدن
sort
U
جور کردن
sort
U
سوا کردن
sort
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort
U
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sort
U
فرمان SORT
alphanumeric sort
U
مرتب نمودن الفبا عددی
ascending sort
U
مرتب سازی صعودی
ascending sort
U
جورکردن صعودی
ascii sort order
U
نظم ترتیبی اسکی
block sort
U
مرتب کردن بلاکی
block sort
U
جورسازی کندهای
bucket sort
U
جور کردن دلوی
bubble sort
U
جور کردن حبابی
bubble sort
U
روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
bubble sort
U
مرتب کردن حبابی
bubble sort
U
سورت حبابی
collating sort
U
مرتب کردن داده
descending sort
U
ترتیب نزولی
descending sort
U
مرتب سازی نزولی
dictionary sort
U
ترتیب واژه نامهای
die sort
U
جور کردن طاسی
distributive sort
U
مرتب کردن توزیعی
exchange sort
U
جورکردن معاوضهای
external sort
U
جور کردن خارجی
external sort
U
مرتب سازی خارجی
external sort
U
جورکردن خارجی
heap sort
U
sort tree
i sort of feel sick
U
مثل اینکه حالم دارد بهم میخورد
i sort of feel sick
U
یک جوری میشوم
internal sort
U
مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
internal sort
U
جور کردن داخلی
internal sort
U
مرتب کردن درونی
internal sort
U
مرتب سازی داخلی
major sort
U
جورسازی عمده
major sort
U
مرتب سازی اصلی
major sort key
U
یک فیلد حاوی اطلاعات که توسط ان اکثر اقلام داده هامی توانند تشخیص داده شده و مرتب شوند
merge sort
U
ادغام و جور کردن
minor sort
U
مرتب سازی جزیی جورسازی فرعی
minor sort key
U
یک فیلد داده که منبع دومی ازتمایزات را که به وسیله انهارکوردها مرتب می شوندفراهم میکند
multilevel sort
U
ترتیب چند سطحی
multipass sort
U
جور کردن چند گذری
multipass sort
U
مرتب کردن چند گذری
multipass sort
U
جورکردن چند گذری
multipass sort
U
مرتب سازی چند عبوری
nothing of that sort
U
هیچ همچو چیزی نیست
nothing of the sort
U
هیچ همچو چیزی نیست
oscillating sort
U
جور کردن نوسانی
oscillating sort
U
مرتب کردن نوسانی
polyphase sort
U
جور کردن چند مرحلهای
polyphase sort
U
مرتب کردن چند فازی
property sort
U
جور کردن خاصیتی
re sort
U
دوباره جور کردن
ripple sort
U
مرتب کردن موجی
selection sort
U
جور کردن گزینشی
selection sort
U
مرتب کردن گزینشی
shell sort
U
الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند
sort effort
U
تعداد مراحل لازم جهت مرتب نمودن یک رکورد نامرتب
sort field
U
فیلدی در فایل ذخیره شده برای مرتب سازی فایل
sort field
U
میدان جور کردن
sort field
U
میدان مرتب سازی
sort field
U
فیلد مرتب سازی
sort generator
U
برنامهای که یک برنامه مرتب نموده تولید میکند
sort merge
U
جور کردن و ادغام
sort merge program
U
پردازش تعمیم یافته
sort of
U
بمقدار متوسط
sort of
U
نسبتا
sort of
U
بمیزان متوسط
sort of
U
تقریبا
sort order
U
نظم ترتیب
tag sort
U
مرتب سازی برچسب جورسازی برچسب
tree sort
U
مرتب کردن درختی
what sort of a thing is it?
U
چه جور چیزی است
sort-out
U
مرتبکردن
Never! Not at all !! By no means !There is no such thing at all . Nothing of the sort. Nothing doing.
U
ابدا"چنین چیزی نیست
She is the clinging sort.
U
از آنهایی است که مثل کنه می چسبد
She is self-centerd. she is an opinionated sort lf girl.
U
دختر خودرأیی است
To sort out ones affairs
U
بکارهای خود سر وصورت دادن
This sort of talk is threadbare ( outmoded ) .
U
این حرفها دیگه کهنه شده است
We are past that sort of thing .
U
دیگر این کارها از ماگذشته
This sort of propaganda is for home consumption
U
این گونه تبلیغات برای مصرف داخلی است
sort of
<idiom>
U
تقریبا تا یک حدی
in a kind (sort) of way
<idiom>
U
یک کمی
sort
U
دسته بندی کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com