Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
soft drink
U
نوشیدنی غیر الکلی
soft drink
U
نوشابه
soft drink
U
شربت
soft drink
U
نوشابه غیر الکلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
soft-drink dispenser
U
جایگاهنوشیدنیسبک
Other Matches
to drink up off
U
تاته سرکشیدن
What would you like to drink?
U
نوشیدنی چه میل دارید؟
I would like to have something to drink .
U
می خواهم گلویی تازه کنم
to drink off
U
سر کشیدن
to drink in
U
بامیل تلقی کردن یاگوش دادن
I'd like something to drink.
چیزی برای نوشیدن میخواهم.
Would you like something to drink?
<idiom>
U
آیا چیزی برای نوشیدن می خواهید؟
[غذا و آشپزخانه]
drink
U
مشروب
in drink
U
مست
drink off
U
تا ته سرکشیدن
drink off
U
سرکشیدن
drink
U
نوشابه
drink
U
نوشانیدن اشامیدنی
drink
U
اشامیدن
to ply any one with drink
U
باصرارنوشابه بکسی تعارف کردن
to drink water
U
اب خوردن
to drink water
U
اب اشامیدن
to drink wine
U
باده نوشیدن
to drink wine
U
می خوردن شراب خوردن
to drink wine
U
می گساردن
to drink to a person
U
بسلامتی کسی نوشیدن
to give to drink
U
نوشانیدن
drink hail
U
نوش جان
alcoholic drink
U
خمر
strong drink
U
مشروب قوی و پر الکل
drink hail
U
گوارای وجود
to drink any ones health
U
بسلامتی کسی نوشیدن
to drink in with ones eyes
U
بچشم خریداری نگاه کردن
meat and drink
U
لذت
to drink to a person
U
نخست خودنوشیدن وسپس دیگریرابنوشیدن واداشتن
to drink to the lees
U
تا ته نوشیدن
meat and drink
U
خوشی
meat and drink
U
سور
to drink a bowl
U
کاسهای راسرکشیدن
to drink to the lees
U
دردش را هم خوردن
to give to drink
U
اب دادن
hard drink
U
نوشیدنیباالکلزیاد
to have a drink of water
U
یک جرعه آب نوشیدن
welcoming drink
U
نوشیدنی خوش آمد گویی
to drink something in sips
U
چیزی را جرعه جرعه نوشیدن
hard drink
U
مشروب قوی و پر الکل
long drink
U
نوشابه در گیلاس بلند
to have a drink of water
U
یک قورت آب نوشیدن
May I have the drink list, please?
U
ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
My tea is not cool enough to drink.
U
چائی ام بقدر کافی هنوز سرد نشده
To drink on an empty stomach.
U
روی شکم خالی مشروب خوردن
You are ( most ) welcome . It is a mere nothing . It is not fit to drink .
U
قابل ندارد ( بعنوان تعارف )
Drink it while it is stI'll hot.
U
تا گرم است بنوشید
When drink enters, wisdom departs.
<proverb>
U
آنگه که شراب از در درآمد ,هوش و عقل و اختیار از کف برفت .
a copious choice of food and drink
U
غذا و نوشیدنی فراوان
You cannot sell the cow and drink the milk .
<proverb>
U
نمى توان هم گاو را فروخت هم شیرش را نوشید .
to drink till alls blue
U
پاتیل شدن
to drink till alls blue
U
بحدمستی نوشیدن
to drink till alls blue
U
مست شدن
My tea isnt cool enough to drink.
U
چایی ام آنقدر خنک نشده که بخورم
A good stiff ( strong ) alchoholic drink .
U
مشروب پرمایه
soft
<adj.>
U
نرم وقابل انعطاف
soft
<adj.>
U
ملایم
soft
<adj.>
U
نرم
soft
U
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
soft to the f.
U
نرم
soft
<adj.>
U
لطیف
it is too soft
U
پر نرم است
soft
U
کلیدی که به وسیله برنامه تغییر میکند
soft
U
ملایم
soft
U
گوارا
soft
U
صفحه کلیدی که کار کلیدها با برنامه تغییر میکند
soft
U
سبک شیرین
soft
U
نیم بند
soft
U
عسلی
soft
U
مهربان نازک
soft
U
لطیف
soft
U
نرم
soft
U
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
soft
U
نیمبند
soft
U
ضعیف
soft
U
دستوری که هر اجرای برنامه را متوقف میکند و کاربر را به برنامه نمایش داده شده یا Bios برمی گرداند
soft
U
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
soft
U
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
soft
U
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
soft
U
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
soft
U
متن روی صفحه
soft
U
که به طور موقت در سخت افزار ذخیره شده است
soft
U
توپ کم جان
soft
U
که هنوز بخشی از آن کار میکند حتی اگر مشکلی رخ داده باشد
soft coal
U
ذغال سنگ چاق
soft-soaping
U
چاپلوسی کردن تملق
soft currency
U
پولباواحدپولیکمارزش
soft-soaps
U
چاپلوسی
soft ray
U
بالهنرم
soft pastel
U
پاستلخشک
soft touch
U
آدمی که سختگیر نیست و میشود زود از او پول قرض کرد
soft drinks
U
شربت
soft drinks
U
نوشابه
soft drinks
U
نوشیدنی غیر الکلی
soft-soaps
U
چاپلوسی کردن تملق
soft solder
U
لحیم قلع
soft hearted
U
نازک دل
soft-pedals
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft furnishings
U
متکا پرده نورتابوروکشمبلمان
soft option
U
انتخابآسانترینراه
soft porn
U
بیانتمایلاتجنسیبهنحویزننده
soft drinks
U
نوشابه های غیرالکلی
[غذا و آشپزخانه]
soft pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-spoken
U
دارای صدای نرم وملایم
soft-spoken
U
معتدل
soft spoken
U
دارای صدای نرم وملایم
soft spoken
U
معتدل
soft-hearted
U
نرم دل
soft-hearted
U
نازک دل
soft hearted
U
نرم دل
soft palates
U
شراع الحنک
soft palates
U
کام گوشتی
soft palate
U
شراع الحنک
soft palate
U
کام گوشتی
soft loans
U
وام بدون دردسر
soft loans
U
وام اسان
soft loan
U
وام بدون دردسر
soft loan
U
وام اسان
soft drinks
U
نوشیدنی های غیرالکلی
[غذا و آشپزخانه]
soft target
U
هدفبدوندفاع
soft-soaping
U
چاپلوسی
soft-soaped
U
چاپلوسی کردن تملق
soft-soaped
U
چاپلوسی
soft-soap
U
چاپلوسی کردن تملق
soft-soap
U
چاپلوسی
soft soap
U
چاپلوسی کردن تملق
She has a soft voice
U
صدای نرمی دارد
soft soap
U
چاپلوسی
soft spot for someone/something
<idiom>
U
احساسات تندوتیز داشتن
soft sell
U
بانرمی وملایمت بفروش رساندن
soft-pedalling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft money
U
پول ضعیف
soft-pedalled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft headed
U
ساده لوح
soft tube
U
لامپ نرم
soft copy
U
نسخه غیر چاپی
soft error
U
خطای ملموس
soft eye
U
چشمی ساده
soft fails
U
فهور ناگهانی نویزها درمدارهای ریز الکترونیکی ازطریق ذرات اشعه کیهانی
soft font
U
فونت نرم
soft font
U
فونت استقراری
soft goods
U
کالاهای بی دوام
soft goods
U
کالاهای مصرف شدنی
soft hyphen
U
خط تیره شرطی
soft hyphen
U
خط تیره اختیاری
soft iron
U
اهن نرم
soft keys
U
کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
soft laid
U
نرم تابیده
soft landing
U
فرود نرم
soft lead
U
سرب نرم
soft copy
U
نسخه غیر ملموس
soft coal
U
ذغال سنگ قیردار
it is a soft snap
U
کاری ندارد
it is a soft snap
U
چیزی نیست کاراسانی است
fail soft
U
تخریب تدریجی
fail soft
U
تخریب
fail soft
U
با خرابی تدریجی
fail soft
U
با خرابی ملایم
soft acid
U
اسید نرم
soft anneal
U
گداختن نرم
soft base
U
باز نرم
soft bill
U
پرنده منقار نازک حشره خوار
soft bill
U
مرغ مگس خوار
soft boiled
U
نیم بند حساس
soft boiled
U
احساساتی
soft boiled
U
دل رحیم
soft anneal
U
نرم تاباندن
soft market
U
بازار با تقاضای خوب
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
soft shelled
U
نرم پوسته
soft shoulder
U
شانه هموار
soft skin
U
پوسته نرم
soft spot
U
شولات
soft spot
U
ناحیه نشست
soft start
U
اغاز نرم
soft start
U
راه اندازی نرم
soft technology
U
تکنولوژی نرم
soft tooling
U
ابزاری که ابعاد ان معمولا تاحد کمی قابل تنظیم است
soft valve
U
شیر ترمویونیکی که مقداری هوا به داخل ان نشت کرده است
soft ware
U
وسایل نرم ابزار دستگاههای کامپیوتر یا چاپ و فیلم برداری
soft water
U
اب شیرین
soft water
U
اب سبک
soft wood
U
چوب نرم
soft x rays
U
پرتو ایکس کم نفوذ
soft x rays
U
پرتوایکس نرم
soft shelled
U
دارای پوسته تردوشکننده
soft shell
U
نرم پوسته
soft roe
U
تخم ماهی نر
soft radiation
U
تابش نرم
soft return
U
فرمان ترکیبی رد کردن خط ورفتن به خط بعدی
soft water
U
اب خوشگوار
soft sand
U
شکرسنگ
soft sector
U
علامت گذاری قطاع ها وبخشهای روی یک دیسک که از اطلاعات نوشته شده ان استفاده میشود
soft sectored
U
بخش شده غیر ملموس
soft shell
U
حلزون دارای صدف نرم
soft shell
U
دارای عقیده معتدل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com