English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
socket bayonet سرنیزه حفره دار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
socket [wall socket] پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
socket [wall socket] پریز دیواری
socket [wall socket] پریز روی دیوار
bayonet U سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
bayonet U میخی
bayonet U با سرنیزه مجبورکردن
bayonet U سرنیزه
bayonet base U پایه لامپ میخی
bayonet cap U کلاهکسرتیز
sword bayonet U سر نیزه دم دار
sword bayonet U سرنیزه پهن یاشمشیری
hilted bayonet U سرنیزهدستهدار
plug bayonet U سرنیزهدوشاخه
fixed bayonet U سرنیزهثابت
bayonet mount U سنجاقیکهبراینصبقسمتهایمختلفبکارمیرود
bayonet exhaust pipe U قسمت پهن انتهای لوله اگزوز
bayonet thermocouple probe U قسمت حس کننده دمای سرسیلندر که داخل ان پیچ میشود
socket [در حدقه یا سرپیچ قرار دادن]
socket U دو راهی لوله
socket [وسیله با سوراخ هایی که ورودی در آن نصب میشود]
socket [سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
socket U موف
socket مفصل
socket حفره
socket [محل اتصال کابل]
socket سرپیچ
socket کاسه چشم
socket جای شمع
socket بوشن
socket پریز
socket گوده حدقه
socket کاسه
socket خانه
socket جا
socket کام [سقف دهان]
socket پایه
socket گوده
socket کاسه بندگاه
socket [سرپیچ خانه]
socket پریز برق
socket محل اتصال برق
socket مادگی
socket سوکت
socket بست لوله
external socket پریز بیرونی
socket box U جعبه پریز
connecting socket [دوشاخه متصل کننده]
charging socket حفره جا شارژر
probe socket [سوکت پروب] [الکرونیک و کامپیوتر]
three-pin socket [سرپیچ سه سر]
network socket پریز شبکه [کامپیوتر]
network socket سوکت شبکه [کامپیوتر]
The socket is broken. پریز برق شکسته است.
timer socket [پریز زمان سنج]
wall socket پریز روی دیوار
wall socket پریز دیواری
wafer socket [پریز صفحه ای]
power socket پریز برق
fuse socket پایه فیوز
fuse socket سوکت فیوز
flush socket [پریز زیر کار]
earth socket پریز زمین
drill socket [مخروطی سه نظام مته]
bulb socket سرپیچ لامپ
bell socket تبدیلی
horn socket [وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
angle socket سرپیچ عمودی
eye socket [خانه چشم]
input socket ساکت ورودی
eye socket کاسه چشم
utensil socket [پریز دستگاه برقی]
spade socket [سوکت بیلی شکل]
socket putty [بطانه دو راهی لوله]
socket pipe لوله مفصلی
socket coupler پریز اتصال
plug socket پریز
lamp socket سرپیچ
plug and socket دوشاخه و پریز
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
ball and socket joint مفصل ساچمه ای
spigot and socket joint اتصال مفصلی
keyless lamp socket [سرپیچ بی کلید]
numeric coprossor socket [پریز کمک پردازنده عددی]
point [wall socket] [British] پریز دیواری
point [wall socket] [British] پریز روی دیوار
point [wall socket] [British] پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com