English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
skill learning U مهارت اموزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
skill U چیره دستی
skill U قابلیت
skill U سررشته
skill U توانایی
skill U کفایت
skill U شایستگی
skill U مهارت
skill U صلاحیت
skill U مهارت فنی
skill less U بی مهارت
skill less U ناشی
skill U استادی
skill U مهارت
skill U استادی زبر دستی
skill U هنرمندی کاردانی
skill U مهارت عملی داشتن
skill U کاردان بودن
skill U فهمیدن
skill U حرفه
skill U ورزیدگی تردستی
natatorial skill U شنا گری
motor skill U مهارت حرکتی
natatorial skill U مهارت در شنا
manual skill U مهارت دستی
skill level U پایه مهارت
sport skill U مهارت ورزشی
technomotorial skill U مهارت تکنیکی- حرکتی
veteran skill U مهارت و کهنه کاری کارازمودگی
skill level U پایه مهارت فنی
human skill U مهارت انسانی
fine skill U مهارت فریف
fundamental skill U مهارت بنیادی
sport skill pattern U الگوی مهارت ورزشی
whole learning U یادگیری سرتاسری
learning U فراگیری
learning U یادگیری
learning U فضل وکمال
learning U اطلاع
learning U دانش یادگیری
learning U معرفت
self learning U خود فراگیر
sign learning U علامت اموزی
serial learning U یادگیری زنجیرهای
rote learning U یادگیری طوطی وار
relation learning U رابطه اموزی
probability learning U یادگیری احتمالاتی
place learning U مکان اموزی
perceptual learning U یادگیری ادراکی
distributed learning U یادگیری فاصله دار
discrimination learning U یادگیری افتراقی
cue learning U نشانه اموزی
avoidance learning U یادگیری اجتنابی
book learning U علم کتابی
verbal learning U یادگیری کلامی
transfer of learning U انتقال یادگیری
vicarious learning U یادگیری مشاهدهای
subliminal learning U یادگیری زیراستانهای
concept learning U مفهوم اموزی
social learning U یادگیری اجتماعی
conceptual learning U مفهوم اموزی
patrons of learning U دانش پروران
part learning U یادگیری بخش بخش
learning theory U نظریه یادگیری
insightful learning U یادگیری بینش افرین
learning set U امایه یادگیری
latent learning U یادگیری نهفته
learning curve U منحنی یادگیری
rate of learning U سرعت یادگیری
learning rate U سرعت یادگیری
learning curve U منحنی اموزش
learning machine U ماشین فراگیر
learning curve U منحنی که نمودار این مطلب است که باتکرار یک عمل زمان انجام ان عمل کوتاهتر می گردد
learning curve U نمایش گرافیکی بدست آوردن دانش در زمان
learning curve U که استفاده از آن بسیار سخت باشد
learning to learn U یادگیری اموزی
machine learning U فراگیری ماشین
one trial learning U یادگیری یک کوششی
global learning U یادگیری یکپارچه
he is a prodigy of learning U اعجوبه ایست در دانش
motor learning U یادگیری حرکتی
incentive learning U یادگیری با مشوق
incidental learning U یادگیری اتفاقی
mastery learning U یادگیری در حدتسلط
mastery learning U تسلط اموزی
maze learning U یادگیری در ماز
maze learning U مازاموزی
massed learning U یادگیری بی وقفه
he is a prodigy of learning U درعلم معرکه است
heuristic learning U یادگیری ذهنی
there is no royal road to learning <proverb> U تن به دود چراغ و بی خوابی ننهادی هنر کجا یابی
There is no royal road to learning . <proverb> U مقصد علم و دانش را,جاده اى نیست هموار .
means end learning U یادگیری وسیله- هدف
mathematical learning theory U نظریه ریاضی یادگیری
statistical learning theory U نظریه اماری یادگیری
computer based learning U یادگیری بر پایه کامپیوتر
the common wealth of learning U مجمع ادبا
trial and error learning U یادگیری از راه کوشش و خطا
computer augmented learning U بسط اموزش به کمک کامپیوتر
He lays claim to learning. U ادعای علم وفضل می کند
the common wealth of learning U افراد اهل علم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com