English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sighting device U وسیله نشانه روی
sighting device U دوربین دستگاه نشانه روی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sighting U نشانه روی کردن
sighting U نشانه رفتن
sighting U دیدن از داخل دوربین
bore sighting U محوریابی
bore sighting U محوریابی کردن محوریابی لوله توپ
sighting mirror U آینهکناری
sighting shot U تیرهای قلق گیری یا تنظیم وسایل نشانه روی
sighting leaf U ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
sighting bar U ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
sighting line U خطنشانه
bomb sighting system U سیستم نشانه روی بمب سیستم هدف گیری بمب
device U کلمه داده ارسالی از وسیلهای که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت فعلی اش است
device U دستگاه
device U ماشین یا وسیله کارا
device U لیستی از تقاضاهای کاربران یا برنامه ها برای استفاده از یک وسیله
device U وسیلهای مثل صفحه تصویر یا چاپگر که اجازه نمایش اطلاعات میدهد
device U روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
device U اهمیت وسیله جانبی نصب شده توسط کاربر یا کامپیوتر مرکزی که روشی که CPU یک سیگنال وقفه آن را دریافت میکند بیان کرده است
device name U نام دستگاه
v , device U ارم مدال شجاعت ارتش امریکا
I/O device U دستگاه داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
device U CON برای صفحه کلید و صفحه نمایش
device U PRN برای پورت چاپگر
device U شیوه
device U اپارات
device U فزاره
device U چاشنی
device U خارضامن
device U عامل
device U ضامن
device U وسیله
device U ابزار
device U تمهید
device U اسباب
device U شعار دستگاه
device U اختراع
device U تجهیزات
device U دستگاه اسباب وسیله
device U الت
device U برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
device U کد مخصوص ارسال شده به وسیلهای برای مشخص کردن انجام یک سری توابع خاص
device U وسیله جانبی
device U یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
device U مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
device U کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
device U که برای ورود و خروج داده یا پردازنده به کار می رود
device U کلمه اختصار بیان کننده یک پورت یا وسیله ورودی / خروجی مثل COM برای پورتهای سری
device U حیله
device U فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
point device U بی عیب
peripheral device U دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
point device U بسیار درست
point device U کاملا راست
pull device U ماسوره کشش مین
pressure device U عامل فشاری مین
pressure device U ماسوره فشاری
pointing device U دستگاه اشاره گر
pointing device U وسیله ورودی که محل نشانه گر را روی صفحه کنترل میکند طبق حرکت آن توسط کاربر
peripheral device U دستگاه جنبی
input device U دستگاه ورودی
mapping device U دستگاه نگاشت
MCI device U وسیله چند رسانهای قابل تشخیص که با درایور درست در کامپیوتر نصب شده است
measuring device U تجهیزات اندازه گیری
microcoding device U دستگاه ریزبرنامه نویسی
nonohmic device U دستگاه غیر اهمی
homing device U رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
output device U دستگاه خروجی
overcurrent device U دستگاه حفافت
overload device U فیوز گرمایی
logic device U دستگاه منطقی
ignition device U وسیله احتراق
passive device U دستگاه منفعل
illuminating device U تجهیزات روشنایی
pull device U عامل کششی
safety device U دستگاه ضامن
fastening device U پوچگیره
locking device U ابزار
warning device U وسیلههشدار
timing device U وسیله
timing device U ساعتی
So dont try to device yourself . U سعی نکن خودت را گول بزنی
To take someone in . to device ( fool ) someone . U کسی را گول زدن
physical device U ابزار مادی
military device U اسباب ارتشی
lifting device U ابزار بالا بر
synchronous device U دستگاه همزمان
synchronous device U دستگاه همگام
symbolic device U دستگاه سمبلیک
safety device U ضامن
safety device U خارضامن
semiconductor device U دستگاه نیمه هادی
send only device U دستگاهی شبیه یک ترمینال که قادر است داده ها را به کامپیوتر ارسال کند ولی نمیتواند داده ها را از ان دریافت کند
sequential device U دستگاه ترتیبی
spooling device U وسیلهای که نوار را نگه می دارد و اطلاعات را از دیسک برای ذخیره سازی دریافت میکند
storage device U دستگاه انبارش
storage device U دستگاه ذخیره
storage device U دستگاه ذخیره سازی
storage device U انباره
storage device U دستگاه انباره
switching device U تجهیزات سوئیچینگ
audio device U دستگاه سمعی
communication device U دستگاه ارتباطی
electroreceptive device U وسیله برقی
dedicated device U دستگاه اختصاصی
device cluster U گروه دستگاه
device code U کد دستگاه
device dependent U وابسته به دستگاه
device driver U نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
bistable device U دستگاه دوپایا
device driver U محرک دستگاه
antifriction device U وسیله ضد اصطکاک
device driver U برنامه راه اندازی دستگاه
device flag U پرچم دستگاه
device handler U نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
combination device U ماسوره ترکیبی مین ماسوره مرکب
antifriction device U مکانیسم ضد اصطکاک
auctioneering device U وسیلهای که بیشترین یا کمترین سیگنال را از تعدادی سیگنال ورودی انتخاب میکند
bending device U کج گیر
asynchronous device U دستگاه غیرهمزمان
binary device U دستگاه دو حالته
asynchronous device U دستگاه ناهمگام
antiwithdrawal device U وسیله ضد باز کردن ماسوره بمب وسیله ضد دستکاری ماسوره
antiwatching device U ضامن ضد اکتشاف مین وسیله ضد کشف مین
antisweep device U ضامن ضد جمع اوری مین
antisweep device U ضامن ضد مین روبی
cipher device U وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
clamping device U وسایل قید و بست
antirecovery device U ضامن ضد جمع اوری مین ضامن ضد باز و بسته کردن مین
antilift device U ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
device handler U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
device independence U مستقل از دستگاه
gripping device U متعلقات گیره و بست
dressing device U دستگاه مستقیم کنی
active device U دستگاه فعال
firing device U ماسوره مین
analog device U دستگاه انالوگ
firing device U ماسوره
active device U دستگاه کنشی
analog device U دستگاه قیاسی
picking device U دستگاه ورودی برای واردکردن داده روی صفحه نمایش
device status U وضعیت دستگاه
device number U شماره دستگاه
device independence U استقلال دستگاه
firing device U عامل منفجرکننده
device driver U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
anticountermining device U وسیله ضد انفجار مین دریایی در اثر ضربه ضامن انفجارضربتی مین
discrete device U دستگاه گسسته
display device U دستگاه نمایش
drawing device U دستگاه ترسیمه
automatic steering device U سکان خودکار
peripheral device port U قسمتاصلیتنظیماتمحیط
safety locking device U قفل ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
acoustic resonance device U دستگاه همنوایی صوتی
slat tilt device U وسیلهسرازیریمیله
audio response device U دستگاه جواب دهنده سمعی
input/output device U دستگاه داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
output [of a circuit or device] U خروجی [مهندسی برق] [الکترونیک]
metal detecting device U دستگاه فلزیاب
high lift device U وسایل برای زیاد
metal detection device U دستگاه فلزیاب
anti interference device U دستگاه ضد تداخل
ingot conveying device U تجهیزات انتقال شمش
sequential access device U دستگاه با دستیابی ترتیبی
data preparation device U دستگاه اماده سازی داده
data storage device U دستگاه ذخیره داده
secondary storage device U دستگاه حافظه ثانوی
positional protection device U دستگاه حفافت درگاه
pipe bending device U لوله خمکن
head cleaning device U وسیله هد پاک کن
optical recognition device U دستگاه تشخیص نوری
mass storage device U دستگاه انبوه ذخیره
mass storage device U دستگاه تل انبارش
firing pressure device U ماسوره فشاری مین
firing pull device U ماسوره کششی مین
graphic input device U دستگاه ورودی گرافیکی
installable device driver U درایور وسیلهای که در حافظه بار شده است و مقیم است و با تابع مشابه به درون سیستم عامل جایگزین میشود
input output device U دستگاه ورودی و خروجی
graphic output device U دستگاه خروجی گرافیکی
data entry device U دستگاه داده دهی
sequential storage device U دستگاه انباره ترتیبی
cartridge actuated device U وسیلهای که با فشار گازفشنگ کار میکند وسیله فشنگی برای پرتاب صندلی خلبان
ten year device وسیله ای که هر ده سال یک بار احتیاج به سرویس دارد
time delay device U دستگاه تاخیردار
unit record device U دستگاه ضبط واحد
voice operated device U دستگاه با کار افت صدایی
air navigation device U دستگاههدایتهوایی
anti-skating device U دستگاهضدلفزش
coupling guide device U دستگاهحافظاتصال
charge coupled device U دستگاه بار جفت شده
charge coupled device U دستگاه توام با بار
solid state device U دستگاه حالت جامد
current consuming device U وسیله برقی
charge coupled device U اسباب تزویج علامت
charge coupled device U حافظه با اطلاعات چرخان
control panel device U ابزار تابلوی کنترل
improvised explosive device [IED] U بمب دست ساز
enhanced system device interface U میانجی دستگاه سیستم پیشرفته
colour hard copy device U اسباب نسخه چاپی رنگی
device media control language U نوعی زبان که توسط مدیرپایگاه داده استفاده میشودتا شرح فیزیمی پایگاه داده راروی یک دستگاه ذخیره دیسک ایجاد کند
direct access storage device U اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com