English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
shared logic U منطق اشتراک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
shared U پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shared U فایل ذخیره شده که توسط بیش از یک کاربر یا سیستم قابل دستیابی است
shared U شرکت داشتن در سهم بردن
shared U تقسیم کردن
shared U فرض
shared U قیچی کردن
shared U سهم بردن
shared U توسط کاربران دیگر شبکه است
shared U روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shared U سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shared U IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared U استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
shared U که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
shared U دایرکتوری
shared U حافظهای که با بیش از یک CPV قابل دستیابی باشد
shared U پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
shared U یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shared U سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
shared U برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
shared U باس مورد استفاده
shared U استفاده از کامپیوتر یا رسانههای جانبی توسط بیش از یک شخص یا سیستم
shared U تسهیم کردن
shared U بخش کردن
shared U بهره قسمت
shared U بخش
shared U حصه
shared U سهم
shared U دانگ
shared memory U حافظه تسهیم شده
shared resource U منطق اشتراکی
shared file U فایل اشتراکی
shared electrons U الکترونهای پیوندی الکترونهای مشترک
I shared out the money among four persons. U پول را بین چهار نفر قسمت کردم
shared paranoid disorder U اختلال پارانویایی مشترک
logic U ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
logic U منطقی
logic U لاجیک
logic U زبان ریاضی
logic U منطق ریاضی
logic U برهان
logic U استدلال
logic U ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
logic U یکی از دو سطح ممکن مدار دیجیتال . سطح ها به صورت 1 و 0 هستند یا درست و نادرست
logic U سیستم کاهش نتیجه از داده دودویی
logic U تخته مدار چاپ شده حاوی دروازههای منط قی دودویی و نه قط عات آنالوگ
logic U دانش تفکرات و دلایل
logic U بخشی از کد که توابع نامناسب مثل آسیب سیستم انجام میدهد وقتی شرایط ی برقرار باشند
logic U ولتاژ نمایش وضعیت منط قی مشخص .
logic U مراحل و تصمیمات و ارتباطات
logic U منطق
logic U نمایش گرافیکی قط عات منط قی
logic U قطعه آزمایش که وضعیت منط قی قط عات یا مدارها را نشان میدهد
logic U نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی
logic U مدار الکترونیکی که از چندین دروازههای منط قی مثل EXOR,OR,AND تشکیل شده
logic U مدار الکترونیکی یک عملوند منط قی اعمال میکند به سیگنال ورودی و خروجی تولید میکند
logic U دروازه یا ترکیب دروازههای منط قی
logic U مدر منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت منط قی ورودی قبل دارد
logic U عمل کامپیوتری یا تابعی که تصمیم گیری میکند. قط عات کامپیوتر یا سیستم دیجیتال
logic theorist U نظریه پرداز منطقی
logic symbol U نماد منطقی
logic symbol U علامت منطقی
logic variable U متغیر منطقی
logic unit U واحد منطقی
logic shift U تغییر مکان منطقی
logic theory U نظریه منطقی
logic switch U گزینه منطقی
logic sum U مجموع منطقی
logic instruction U دستورالعمل منطقی
logic multiply U ضرب منطقی
logic network U شبکه منطقی
logic operation U عمل منطقی
logic operator U اپراتور منطقی
logic probe U کاوشگر منطقی
logic product U حاصلضرب منطقی
logic programming U برنامه نویسی منطقی
logic seeking U چاپگری که میتواند اطلاع مورد نیاز را با کمترین جابجایی نوک تامین میکند
logic seeking U انتهای خط وط
logic seeking U دستورات تنظیم و... را تشخیص میدهد
mathematical logic U منطق ریاضی
n level logic U منطق N سطحی
symbolic logic U زبان علایم یاعلامتی
three state logic U دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
three state logic U : بالای منط قی , پایین منط قی و امپدانس بالا
threshold logic U منطق استانهای
to chop logic U منطق بافتن
two level logic U منطق دوسطحی
formal logic U منطق صوری [منطق]
symbolic logic U منطق سمبلیک
negative logic U منطق منفی
positive logic U منطق مثبت
propositional logic U منطق گزارهای
sequential logic U منطق ترتیبی
mathematical logic U منطق ریاضی [ریاضی]
structural logic U منطق ساختی
symbolic logic U منطق نمادی
symbolic logic U منطق رمزی
affective logic U منطق عاطفی
logic analyzer U تحلیل کننده منطقی
logic analysis U تحلیل منطقی
logic add U جمع منطقی
hardwired logic U تابع منط قی یا برنامهای که در سخت افزار نصب شده است و از وسایل الکترونیکی مثل دروازه ها و نه نرم افزار استفاده میکند
fuzzy logic U منطق نامعلوم
fuzzy logic U نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
formmal logic U منطق صوری
formal logic U قضاوت سطحی
formal logic U منطق صوری
formal logic U منطق رمزی
formal logic U منطق مجرد
fluid logic U منطق سیلانی
computer logic U منطق کامپیوتر
control logic U منطق کنترل
boolean logic U منطق بولی
logic array U ارایه منطقی
logic element U عنصر منطقی
logic designer U طراح مدارهای منطقی
logic device U دستگاه منطقی
logic diagram U نمودار منطقی
logic element U عنصر لاجیک
logic function U تابع منطقی
logic error U خطای منطقی
logic design U طراحی منطقی
logic design U طرح منطقی
logic circuits U مدارهای منطقی
logic gate U دروازه منطقی
logic board U تخته منطقی
logic board U برد منطقی
logic gates U گیتهای منطقی
logic card U کارت منطقی
logic circuit U مدار منطقی
uncommitted logic array U مشابه 10328
current mode logic U منطق جریانی
double rail logic U منطق دو خطی
arithmetic logic unit U واحد حساب و منطق
uncommitted logic array U جدول محلهای حافظه در سیستم که خالی هستند یا اختصاص داده نشده اند
arithmetic logic unit U بخشی از CPU که عملیات محاسباتی را انجام میدهد واحد محاسبه و منطق
diode transistor logic U DTL
single rail logic U منطق تک خطی
negative true logic U سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
integrated injection logic U IIL
positive true logic U یک سیستم منطقی که در ان ولتاژ کم بیانگر بیت صفر وولتاژ بالا بیان کننده بیت یک میباشد
programmable logic array U ارایه منطقی برنامه پذیر ارایه منطقی برنامه ریزی
random logic design U طرح منطقی تصادفی
integrate logic circuit U مدار منطقی مجتمع
logic arithmetic unit U واحد منطق و حساب
first order predicate logic U PROLO بکار می رود
emitter coupled logic U طرح مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از انتشار کنندههای ترانزیستور به عنوان خروجی به سایر مراحل
direct coupled transistor logic U سیستم منطقی که منحصرا" ازترانزیستورها به عنوان عناصر فعال استفاده میکند
transistor transistor logic U منطق TTL
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com