English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 24 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
shaping regulating U تنظیم
shaping regulating U هموارسازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
shaping U صفحه تراشی
shaping U شکل دهی
Our affairs are shaping well. U کارها داردسروصورت می گیرد
shaping machine U دستگاه صفحه تراش
non cutting shaping U فرم دهی بدون براده برداری
regulating U کنترل فرآیند
regulating U میزان کردن درست کردن
regulating U تعدیل کردن
self regulating U خودسامانی
self regulating U خود بخود تنظیم شونده
regulating U تنظیم کردن
regulating U منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
regulating U میزان کردن کنترل کردن
regulating button U دکمهتنظیمکننده
regulating cell U پیل اضافی
regulating resistance U مقاومت نافم
regulating valve U سوپاپ تنظیم
regulating switch U کلید تنظیم
regulating resistance U مقاومت تنظیم کننده
regulating slack U خورد دادن
regulating station U پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
low voltage regulating transformer U ترانسفورماتور تنظیم فشارضعیف
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com