Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
shadow memory
U
جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
shadow memory
U
محلهای حافظه مکرر که با کد مخصوص قابل دستیابی است
shadow memory
U
حافظه ثانوی موقت
shadow memory
U
شبه حافظه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
shadow
U
سایه
To shadow someone.
U
مثل سایه کسی را تعقیب کردن
shadow
U
بحریف خیالی مشت زدن
shadow
U
شدو سایه
shadow
U
چسبیدن به حریف
shadow
U
شبح سایه
shadow
U
فل
shadow
U
سایه افکندن بر رد پای کسی را گرفتن
shadow
U
پنهان کردن
shadow
U
هواپیمای یدک کش
To cast a shadow .
U
سایه انداختن
thermal shadow
U
سایههای حرارتی
thermal shadow
U
سایه روشن حرارتی
wind shadow
U
منطقه اب نسبتا راکد در سمت پناهگاه قایق از باد
eye-shadow
U
سایهی چشم
five-o'clock shadow
U
ته ریش
drop shadow
U
سایه برجسته
half shadow
U
نیم سایه
To cast a shadow.
U
سایه انداختن
He is afraid of his own shadow.
ازسایه خودش می ترسد .
[خیلی ترسو است.]
to be afraid of one's own shadow .
از سایه خود هم ترسیدن .
He fight with his shadow.
<proverb>
U
او با سایه خود مى جنگد (از سایه خود مى ترسد).
shadow zone
U
منطقه کور عمق اب
shadow page
U
جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
shadow price
U
قیمت سایهای
shadow factor
U
ضریب انحراف سایه
shadow page
U
محلهای حافظه مکرر که با کد مخصوص قابل دستیابی است
shadow play
U
نمایش سایه ها
shadow play
U
نمایش ارواح
shadow price
U
شبه قیمت قیمت ضمنی
shadow printing
U
چاپ سایهای
shadow RAM
U
روش بهبود کارایی PC با کپی کردن محتوای قطعه
shadow factor
U
ضریب مربوط بانحراف سایه در عکس هوایی برای تعیین ارتفاع اشیاء
shadow ball
U
تمرین گوی اندازی
shadow RAM
U
ROM به یک قطعه RAMسریع تر در هنگام روشن کردن کامپیوتر
shadow ROM
U
حافظه مجازی فقط خواندنی
shadow mask
U
صفحه مشبک
shadow tuning indicator
U
میزان نمای سایهای
Catch not at the shadow and lase the substance.
<proverb>
U
به فرع نپرداز که اصل را از دست دهى.
mirror writing shadow reading
U
کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
Inevitably it invites/evokes comparison with the original, of which the remake is merely a pale shadow.
U
این به ناچار مقایسه با نسخه اصلی را مجبور می کند که بازسازی فیلمش کاملا قلابی است.
memory
U
فضای ذخیره سازی در سیستم کامپیوتری یا رسانه که قادر به بازیابی داده یا دستورات است
immediate memory
U
حافظه فوری
in memory of
<idiom>
U
به صورت رایگان
memory
U
یاد
memory
U
یادگار یاد بود
memory
U
حافظه دستگاه کامپیوتر
memory
U
خاطره
to the memory of
U
به یادبود
memory
U
حافظه
screw to the memory
U
بذهن سپردن
screen memory
U
خاطره پوشان
scratchpad memory
U
حافظه چرکنویس
scratchpad memory
U
حافظه چرکنویسی
rotating memory
U
حافظه چرخشی
remote memory
U
حافظه دور
regenerative memory
U
حافظه احیاء کننده
memory protection
U
پشتیبانی ازحافظه
search memory
U
حافظه جستجو
secondary memory
U
حافظه ثانویه
memory module
U
ماژول حافظه پیمانه حافظه
memory port
U
درگاه حافظه
memory protection
U
حفافت حافظه
real memory
U
حافظه واقعی
semiconductor memory
U
حافظه نیمه رسانا
semiconductor memory
U
حافظه نیمه هادی
regenerative memory
U
حافظه باز زا
regenerative memory
U
رسانه ذخیره سازی که باید محتوای آن مرتباگ تنظیم شود تا محتوایش باقی بماند
regenerative memory
U
عملیات خواندن که به طور خودکار داده را تولید میکند و در حافظه می نویسد
photodigital memory
U
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
passive memory
U
حافظه منفعل
optical memory
U
حافظه نوری
one level memory
U
حافظه یک سطحی
memory register
U
ثبات حافظه
memory word
U
کلمه حافظه
memory trace
U
رد یاد
memory span
U
فراخنای یاد
photodigital memory
U
خواندن چند بار
programmable memory
U
حافظه برنامه پذیر
refresh memory
U
واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
recent memory
U
حافظه نزدیک
memory snapshot
U
تصویر لحظهای حافظه
real memory
U
حافظه حقیقی
real memory
U
حافظه فیزیکی موجود که توسط CPU قابل آدرس دهی است
read only memory
U
حافظه فقط خواندنی
read mostly memory
U
حافظه بیشتر خواندنی
racial memory
U
حافظه نژادی
memory sniffing
U
ازمایش مداوم حافظه به هنگام پردازش
to fail
[memory]
U
وا ماندن
[حافظه یا خاطره]
memory button
U
دکمهحافظ
add in memory
اضافه کردن به حافظه
main memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
primary memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
within living memory
U
به یاد دارند
within living memory
U
تا انجا که مردمان زنده
volatile memory
U
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
volatile memory
U
حافظه فرار
memory cancel
U
پاککردنحافظه
memory key
U
کلیدحافظه
memory recall
U
دوبارهخوانیحافظه
to fail
[memory]
U
درماندن
[حافظه یا خاطره]
memory management
U
مدیریت حافظه
[علوم کامپیوتر]
To revive a memory.
U
خاطره ای رازنده کردن
I can recite from memory.
U
می توانم از حفظ بخوانم
subtract from memory
U
دکمهکمکنندهازحافظه
computer memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
computer memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
virtual memory
U
حافظه مجازی
addressed memory
U
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
stack memory
U
حافظه پشتهای
upper memory
U
کیلو بایت از حافظه قرار گرفته بین حدود کیلوبایت و مگابایت . حافظه بیشتر بعد از حافظه معمول کیلوبایت است و قبل از حدود مگابایت
to stamp on the memory
U
در ذهن منقوش ساختن
to stamp on the memory
U
ذهنی کردن
to escape one's memory
U
از خاطر رفتن
to commit to memory
U
ازبرکردن
main memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
primary memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
static memory
U
حافظه ایستا
addressed memory
U
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
memory module
U
واحد حافظه
magnetic memory
U
حافظه مغناطیسی
auxiliary memory
U
حافظ کمکی
expanded memory
U
حافظه گسترشی
eidetic memory
U
یاد روشن
EDO memory
U
ذخیره کند
EDO memory
U
فن آوری حافظه که حاوی پیشرفت بهتری است و می انواند داده را از محلی از حافظه پیدا کند و بخواند بایک عمل . و نیز میتواند آخرین قطعه داده را که در حافظه ذخیره شده بود در حافظه پنهان آماده خواندن از حافظه است
EDO memory
U
MEMORY OUTPUT DATA EXTENDED
dynamic memory
U
حافظه پویا
shared memory
U
حافظه تسهیم شده
disk memory
U
حافظه دیسک
cryogenic memory
U
استفاده از خصوصیات هدایت مواد
cryogenic memory
U
رسانه ذخیره سازی که در دمای خیلی پایین کار میکند
core memory
U
حافظه هستهای
extended memory
U
حافظه توسعه یافته
extended memory
U
حافظه تمدیدی
external memory
U
حافظه خارجی
low memory
U
فضای حافظه تا چند کیلوبایت
laser memory
U
حافظه لیزری
it escaped my memory
U
یادم رفت
internal memory
U
بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
internal memory
U
حافظه داخلی
interleave memory
U
حافظه جاگذاری
incidental memory
U
حافظه اتفاقی
in memory of blessedmemory
U
خدابیامرز
in memory of blessedmemory
U
بیادگار مرحوم
in memory of blessedmemory
U
بیاد
cache memory
U
بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
core memory
U
حافظه چنبرهای
coordinate memory
U
حافظه مختصاتی
bubble memory
U
سرعت بالا و حافظه متحرک
bubble memory
U
مین فرفیت بالا
bubble memory
U
حافظه حبابی
base memory
U
حافظه پایه
auxiliary memory
U
حافظه کمکی
associative memory
U
حافظه شرکت پذیر
associative memory
U
حافظه تداعی
associative memory
U
حافظه انجمنی
as memory serves
U
هر وقت بیاد انسان بیاید
alterable memory
U
حافظه اصلاح پذیر
alterable memory
U
حافظه تغییرپذیر
bubble memory
U
روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
buffer memory
U
حافظه میانیگر
conventional memory
U
این فضای حافظه مستقیماگ توسط DOS-MS قابل کنترل است و محلی است که بیشتر برنامههای بار شده برای اجرا آنجا هستند
conventional memory
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
control memory
U
حافظه کنترلی
control memory
U
حافظه کنترل
constructive memory
U
حافظه سازا
commit to memory
U
حفظ کردن
cache memory
U
یک حافظه کوچک و بسیارسریع که مخصوص ذخیره موقت اطلاعات میباشد حافظه پنهان
cache memory
U
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
cache memory
U
بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
cache memory
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
U
حافظه پنهانی
bytewide memory
U
بایت ادرس پذیر در حافظه اصلی
acoustic memory
U
حافظه صوتی
memory illusion
U
خطای یاد
memory map
U
نگاشت حافظه
memory moard
U
برد حافظه
memory bank
U
بانک حافظه
memory allocation
U
اختصاص حافظه
memory hierarchy
U
سلسله مراتب حافظه
memory guard
U
نگهبان حافظه
memory afterimage
U
رد تصویر یاد
memory bandwidth
U
پهنای باند حافظه
memory management
U
مدیریت حافظه
memory location
U
محل حافظه
memory cycle
U
چرخه حافظه
memory image
U
تصویر یاد
memory interleaving
U
برگ برگ کردن حافظه جایگذاری حافظه
memory chip
U
تراشه حافظه
memory cell
U
سلول حافظه
memory capacity
U
گنجایش حافظه
memory cache
U
حافظه پنهان
memory location
U
مکان حافظه
memory dependent
U
وابسته حافظه
main memory
U
حافظه اصلی
memory mapped i/o
U
ورودی- خروجی نگاشت حافظه
memory map
U
نقشه حافظه
memory mapping
U
نقشه حافظه
memory mapping
U
نگاشت حافظه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com