Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 169 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sequential logic
U
منطق ترتیبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sequential
U
عملیاتی که یکی پس از دیگری اجرا می شوند
sequential
U
خاتمه دادن یک کار در سیستم دستهای پیش از اینکه بعدی شروع شود
sequential
U
بررسی میشود تا عنصر مورد نظر بدست آید
sequential
U
داده یا دستوراتی که به ترتیب پردازش می شوند , به ترتیبی که دستیابی می شوند
sequential
U
جستجویی که هر عنصریت
sequential
U
پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
sequential
U
مداوم
sequential
U
دائمی
sequential
U
پی در پی متوالی
sequential
U
پی رفتی
sequential
U
ترتیبی
sequential
U
مدار منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت منط قی ورودی قبلی دارد
sequential
U
زنجیرهای
sequential
U
فایل ذخیره شده که رکوردهای آن به ترتیب قابل دستیابی هستند
sequential
U
حالتی که هر دستور برنامه در برنامه در محلهای پیاپی ذخیره شده اند
sequential
U
مرتب شده به صورت ترتیبی
sequential
<adj.>
U
متوالی
sequential
<adj.>
U
پشت سرهم
sequential
<adj.>
U
پی در پی
sequential
U
متوالی
sequential
U
نوعی کامپیوتر که باید هر دستورکامل شود پیش از اینکه بعدی شروع شود وبنابراین نمیتواند پردازش همزمان را مدیریت کند
sequential circuit
U
مدار ترتیبی
sequential algorithm
U
الگوریتم ترتیبی
sequential access
U
و خواندن هر رکورد تا رسیدن به داده مورد نظر
sequential access
U
دستیابی ترتیبی
sequential access
U
رسانه ذخیره سازی که داده در آن به ترتیب دستیابی میشود
sequential access
U
روش بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی با شروع از ابتدای رسانه
sequential access
U
صف بلاکهای منتظر برای پردازش , که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی میشود
sequential access
U
فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
sequential search
U
جستجوی ترتیبی
sequential opreation
U
عمل ترتیبی
sequential process
U
فرایند ترتیبی
sequential processing
U
پردازش ترتیبی
sequential list
U
لیست ترتیبی
sequential file
U
پرونده ترتیبی
sequential file
U
فایل ترتیبی
sequential device
U
دستگاه ترتیبی
sequential storage
U
انباره ترکیبی
sequential control
U
کنترل ترتیبی
sequential computer
U
کامپیوتر ترتیبی
sequential machine
U
ماشین ترتیبی
sequential storage device
U
دستگاه انباره ترتیبی
indexed sequential file
U
پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
sequential access device
U
دستگاه با دستیابی ترتیبی
sequential color television
U
تلویزیون رنگی مرحلهای
sequential data set
U
مجموعه ترتیبی داده
sequential data structure
U
ساختار ترتیبی داده
sequential file organization
U
سازمان دهی ترتیبی فایل
sequential access method
U
روش دستیابی ترتیبی
basic sequential access method
U
روش دستیابی ترتیبی اساسی
queued sequential access method
U
روش دستیابی ترتیبی صف بندی شده
indexed sequential access method
U
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار
basic indexed sequential acess method
U
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
queued indexed sequential access method
U
روش دستیابی ترتیبی اندیس دار صف بندی شده
logic
U
سیستم کاهش نتیجه از داده دودویی
logic
U
دانش تفکرات و دلایل
logic
U
زبان ریاضی
logic
U
لاجیک
logic
U
منطقی
logic
U
ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
logic
U
ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
logic
U
یکی از دو سطح ممکن مدار دیجیتال . سطح ها به صورت 1 و 0 هستند یا درست و نادرست
logic
U
قطعه آزمایش که وضعیت منط قی قط عات یا مدارها را نشان میدهد
logic
U
نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی
logic
U
بخشی از کد که توابع نامناسب مثل آسیب سیستم انجام میدهد وقتی شرایط ی برقرار باشند
logic
U
مدار الکترونیکی که از چندین دروازههای منط قی مثل EXOR,OR,AND تشکیل شده
logic
U
دروازه یا ترکیب دروازههای منط قی
logic
U
عمل کامپیوتری یا تابعی که تصمیم گیری میکند. قط عات کامپیوتر یا سیستم دیجیتال
logic
U
مدر منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت منط قی ورودی قبل دارد
logic
U
نمایش گرافیکی قط عات منط قی
logic
U
مراحل و تصمیمات و ارتباطات
logic
U
ولتاژ نمایش وضعیت منط قی مشخص .
logic
U
تخته مدار چاپ شده حاوی دروازههای منط قی دودویی و نه قط عات آنالوگ
logic
U
مدار الکترونیکی یک عملوند منط قی اعمال میکند به سیگنال ورودی و خروجی تولید میکند
logic
U
منطق ریاضی
logic
U
برهان
logic
U
استدلال
logic
U
منطق
n level logic
U
منطق N سطحی
negative logic
U
منطق منفی
positive logic
U
منطق مثبت
propositional logic
U
منطق گزارهای
symbolic logic
U
منطق رمزی
logic switch
U
گزینه منطقی
affective logic
U
منطق عاطفی
fluid logic
U
منطق سیلانی
computer logic
U
منطق کامپیوتر
control logic
U
منطق کنترل
boolean logic
U
منطق بولی
symbolic logic
U
منطق سمبلیک
symbolic logic
U
زبان علایم یاعلامتی
symbolic logic
U
منطق نمادی
structural logic
U
منطق ساختی
shared logic
U
منطق اشتراک
three state logic
U
دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
three state logic
U
: بالای منط قی , پایین منط قی و امپدانس بالا
threshold logic
U
منطق استانهای
to chop logic
U
منطق بافتن
two level logic
U
منطق دوسطحی
formal logic
U
منطق صوری
[منطق]
mathematical logic
U
منطق ریاضی
[ریاضی]
logic error
U
خطای منطقی
mathematical logic
U
منطق ریاضی
logic circuits
U
مدارهای منطقی
logic design
U
طرح منطقی
logic design
U
طراحی منطقی
logic designer
U
طراح مدارهای منطقی
logic device
U
دستگاه منطقی
logic diagram
U
نمودار منطقی
logic element
U
عنصر منطقی
logic element
U
عنصر لاجیک
formal logic
U
منطق مجرد
logic function
U
تابع منطقی
logic gate
U
دروازه منطقی
logic circuit
U
مدار منطقی
logic card
U
کارت منطقی
logic board
U
برد منطقی
formmal logic
U
منطق صوری
fuzzy logic
U
نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
fuzzy logic
U
منطق نامعلوم
hardwired logic
U
تابع منط قی یا برنامهای که در سخت افزار نصب شده است و از وسایل الکترونیکی مثل دروازه ها و نه نرم افزار استفاده میکند
formal logic
U
منطق صوری
formal logic
U
منطق رمزی
logic add
U
جمع منطقی
logic analysis
U
تحلیل منطقی
logic analyzer
U
تحلیل کننده منطقی
formal logic
U
قضاوت سطحی
logic array
U
ارایه منطقی
logic board
U
تخته منطقی
logic gates
U
گیتهای منطقی
logic instruction
U
دستورالعمل منطقی
logic unit
U
واحد منطقی
logic theory
U
نظریه منطقی
logic seeking
U
دستورات تنظیم و... را تشخیص میدهد
logic shift
U
تغییر مکان منطقی
logic sum
U
مجموع منطقی
logic theorist
U
نظریه پرداز منطقی
logic symbol
U
نماد منطقی
logic variable
U
متغیر منطقی
logic seeking
U
انتهای خط وط
logic multiply
U
ضرب منطقی
logic network
U
شبکه منطقی
logic operation
U
عمل منطقی
logic operator
U
اپراتور منطقی
logic probe
U
کاوشگر منطقی
logic seeking
U
چاپگری که میتواند اطلاع مورد نیاز را با کمترین جابجایی نوک تامین میکند
logic symbol
U
علامت منطقی
logic programming
U
برنامه نویسی منطقی
logic product
U
حاصلضرب منطقی
positive true logic
U
یک سیستم منطقی که در ان ولتاژ کم بیانگر بیت صفر وولتاژ بالا بیان کننده بیت یک میباشد
programmable logic array
U
ارایه منطقی برنامه پذیر ارایه منطقی برنامه ریزی
negative true logic
U
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
integrated injection logic
U
IIL
uncommitted logic array
U
مشابه 10328
uncommitted logic array
U
جدول محلهای حافظه در سیستم که خالی هستند یا اختصاص داده نشده اند
integrate logic circuit
U
مدار منطقی مجتمع
logic arithmetic unit
U
واحد منطق و حساب
arithmetic logic unit
U
واحد حساب و منطق
arithmetic logic unit
U
بخشی از CPU که عملیات محاسباتی را انجام میدهد واحد محاسبه و منطق
single rail logic
U
منطق تک خطی
current mode logic
U
منطق جریانی
diode transistor logic
U
DTL
double rail logic
U
منطق دو خطی
emitter coupled logic
U
طرح مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از انتشار کنندههای ترانزیستور به عنوان خروجی به سایر مراحل
random logic design
U
طرح منطقی تصادفی
first order predicate logic
U
PROLO بکار می رود
direct coupled transistor logic
U
سیستم منطقی که منحصرا" ازترانزیستورها به عنوان عناصر فعال استفاده میکند
transistor transistor logic
U
منطق TTL
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com