Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sensitive zone
U
منطقه حساس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sensitive
U
دارای حساسیت
sensitive
U
حیاتی از نظرعملیاتی منطقه حساس
sensitive
U
مهم
sensitive
U
نفوذ پذیر
sensitive
U
حساس
sensitive
U
آنچه حتی تغییرات کوچک را هم احساس میکند
graze sensitive
U
ماسوره مخصوص ترکش کمانهای
sensitive plant
U
گیاه حساس
graze sensitive
U
ماسوره مخصوص تیر کمانه
sensitive plant
U
حساسه
context sensitive
U
حساس نسبت به متن
context sensitive help
U
کمک حساس به قرینه
case sensitive
U
حساس نسبت به بزرگ یاکوچک بودن حرف
sensitive to corrosion
U
حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
sensitive clay
U
رس حساس
sensitive to light
U
حساس نسبت به روشنایی
light sensitive
U
با حساسیت نوری
coloring sensitive
U
حساسیت رنگ
a sensitive subject
[topic]
U
موضوعی حساس
light sensitive cell
U
سلول حساس در برابر نور
light sensitive layer
U
لایه یا قشر حساس در برابرنور
touch sensitive display
U
صفحه نمایش حساس لمسی
touch sensitive tablet
U
تابلو حساس به تماس
youch sensitive screen
U
صفحه حساس به تماس
pressure sensitive pen
U
قلم حساس به فشار
context sensitive help key
U
کلید فهور مطالب کمکی درمورد مسئله معین
pressure sensitive keyboard
U
صفحه کلید حساس به فشار
touch sensitive panel
U
صفحه حساس به تماس
case sensitive search
U
جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
light sensitive resistor
U
مقاومت حساس در برابر نور
He is jealous . He is sensitive on matters of honor .
U
غیرتی است
inner zone
U
منطقه داخلی
inner zone
U
منطقه اتش داخلی
zone
U
قلمرو
zone
U
منطقه عمل
zone
U
محوطه
zone
U
کمربند حبه باروت
zone
U
دفاع منطقهای
zone
U
منطقه دفاعی
zone
U
منطقه Prohibited-Neutral-Occupation
zone
U
مدار
zone
U
مدارات
zone
U
منطقه ناحیه
zone
U
حوزه
zone
U
محات کردن جزو حوزهای به حساب اوردن
zone
U
ناحیهای شدن
zone
U
ناحیه
zone
U
منطقه
zone
U
محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود
zone
U
زون
zone
U
کمربند
zone
U
ناحیه دسته بندی
zone
U
بخش
zone
U
ناحیه یا بخشی از صفحه تصویر که برای چاپ مخصوص بیان شده است
zone
U
حیطه محدوده
zone
U
نوار
life zone
U
منطقه زیست شناسی
landing zone
U
نوک وارد این ناحیه میشود و به دیسک یا داده آسیبی نمیرساند
landing zone
U
فضای دیسک سخت که داده عبور نمیکند
landing zone
U
منطقه نشست هوایی
life zone
U
منطقه حیاتی
separation zone
U
منطقه حد
separation zone
U
منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
pickup zone
U
منطقه بارگیری و بار کردن وسایل
saturated zone
U
منطقه اشباع
photic zone
U
نوار نوری
plastic zone
U
منطقه ثانویه قیف انفجارگلوله
oral zone
U
ناحیه دهانی
plastic zone
U
منطقهای که در ان خاکها زیر و رو میشوند
neutral zone
U
منطقه بیطرف
neutral zone
U
منطقه بی طرف
neutral zone
U
منطقه خنثی
limnetic zone
U
لایه نورگیر اب
landing zone
U
منطقه فرود
prohibited zone
U
منطقه ممنوعه
prohibited zone
U
حریم
red zone
U
دایره قرمز صفحه هدفگیری
safety zone
U
بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
skip zone
U
منطقه کور رادیویی
somatosensory zone
U
منطقه حسهای تنی
zone of contact
U
ناحیه تماس
zone of contact
U
محل برخورد
zone of dispersion
U
منطقه پراکندگی گلوله ها
zone of fire
U
منطقه تیر
zone of fire
U
منطقه اتش منطقه تیراندازی
zone punch
U
سوراخ دسته بندی
zone purification
U
تصفیه منطقهای
zone refining
U
پالایش منطقهای
zone ride
U
کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
zone time
U
وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی
attacking zone
U
منطقهحمله
defending zone
U
نقطهدفاعی
school zone
U
قلمرومدرسه
service zone
U
بخشسرویسزدن
battle zone
U
منطقهجنگی
exclusion zone
U
مکانممنوعه
smokeless zone
U
مناطقیکهدرآنهاسیگارکشیدنممنوعاست
zone of aeration
U
منطقه هواگیر
zone of action
U
منطقه عملیات یکان
zone of action
U
منطقه عمل
strike zone
U
منطقه خط سیر
strike zone
U
سیرمجاز گوی چوگان زن
sublittoral zone
U
نوار زیر کرانهای
sublittoral zone
U
زون زیرکرانهای
tensile zone
U
منطقه کششی
the frigid zone
U
منطقه افسرده
the frigid zone
U
منطقه منجمده
torrid zone
U
منطقه حاره
weight zone
U
مربع وزن گلوله
zone bits
U
بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند
zone bits
U
بیت منطقه بیت دسته بندی
zone decimal
U
دسته بندی اعشاری
zone decimal
U
دسته بندی ده دهی
zone defence
U
دفاع منطقهای
zone fire
U
اتش درو
zone fire
U
اتش درو در عمق
zone of acceptability
U
منطقه قابل قبول
shadow zone
U
منطقه کور عمق اب
buffer zone
U
منطقه پیشگیری
communication zone
U
منطقه مواصلات
commutation zone
U
ناحیه کموتاسیون
contiguous zone
U
منطقه مجاور
contiguous zone
U
منطقهای ازابهای متصل به ابهای ساحلی کشور را گویند که هرچند قواعد مربوط به ابهای ساحلی در مورد انها رعایت نمیشود ولی برای کشورمجاور در محدوده ان حقوق استیلایی خاص و محدودی وجود دارد
control zone
U
منطقه کنترل هوایی
control zone
U
منطقه فضای هوایی تحت کنترل
convergence zone
U
منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
danger zone
U
منطقه خطر
dead zone
U
زاویه بیروح
defense zone
U
منطقه پدافند
demilitarized zone
U
منطقه بی طرف
demilitarized zone
U
منطقه غیرنظامی
depletion zone
U
ناحیه تخلیه
erogenous zone
U
ناحیه شهوتزا
drop zone
U
منطقه فرود
drop zone
U
منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
combat zone
U
منطقه رزمی منطقه نبرد
combat zone
U
منطقه رزم
buffer zone
U
منطقه تامین
buffer zone
U
منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
time zone
U
منطقه جغرافیایی دارای ساعت یا نصف النهار معینی
time zone
U
منطقه ساعتی جهانی
active zone of well
U
حوزه فعال چاه
active zone of well
U
حوزهای که چاه را تغذیه میکند
aeration zone
U
منطقه هواگیر
aphotic zone
U
طبقه تاریک اقیانوس
aphotic zone
U
لایه تاریک اقیانوس
attack zone
U
منطقه حمله
attacting zone
U
منطقه دروازه
back zone
U
منطقه عقب زمین والیبال
beatten zone
U
منطقه مورد اصابت
beatten zone
U
منطقه مضروبه
blind zone
U
منطقه کور
coastal zone
U
منطقه ساحلی
drop zone
U
منطقه فرود چترباز
edge zone
U
اطراف لبه
extraction zone
U
منطقه پرتاب بار
forbidden zone
U
ناحیه ممنوع
free zone
U
منطقه ازاد
free zone
U
منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
free zone
U
منطقه ازاد تجاری
frigid zone
U
منطقه منجمده
genital zone
U
ناحیه تناسلی
grid zone
U
منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
intertidal zone
U
نوار کشندی
intemperate zone
U
منطقه غیر معتدل یرد یا بسیارگرم
indifference zone
U
ناحیه خنثی
hot zone
U
ناحیه تعریف شده توسط استفاده کننده
hypnogenic zone
U
ناحیه خواب زا
identification zone
U
منطقه تشخیص هواپیماهای دشمن
interference zone
U
ناحیه ی تداخل امواج
floral zone
U
منطقه گیاهی
edge zone
U
ناحیه لبه
kill zone
U
منطقه کشتاردشمن
kill zone
U
کشتارگاه
joint zone
U
منطقه مشترک
heating zone
U
منطقه یا ناحیه حرارتی
end zone
U
منطقه 09 متری بین خط دروازه و خط انتهایی
end zone
U
منطقه اخر زمین هاکی از خط ابی تادیوار پشت دروازه
equisignal zone
U
منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
intermediate zone
U
ناحیه ی میانی
intertidal zone
U
نوار جذر و مدی
identification zone
U
منطقه تشخیص هدف
exchange zone
U
فاصله 02 متری خط کشی شده برای ردکردن چوب
depth of hardening zone
U
عمق ناحیه سخت گردانی
air surface zone
U
منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
air surface zone
U
منطقه عملیات ضد زیردریایی
root-hair zone
U
بخشموییریشه
the loose the maiden zone
U
ازاله بکارت کردن
zone of rock fracture
U
ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
effective beaten zone
U
منطقهای که 28 درصد گلوله ها دران فرود می اید
desired ground zone
U
نقطه ترکش اتمی مطلوب
desired ground zone
U
صفر زمین مورد نظر
exclusive economic zone
U
منطقه اقتصادی انحصاری
warm substeppic zone
U
نوار نیمه جلگهای گرم
forbidden energy zone
U
ناحیه انرژی ممنوع
contingent zone of fire
U
منطقه اتش احتمالی توپخانه
effective beaten zone
U
منطقه ضربت موثر
zone of rock flowage
U
منطقه سنگهای روان
hot temperature zone
U
ناحیه بسیار گرم
blind bombing zone
U
منطقه بمباران محدود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com