Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
send word for him
U
پیغام برای او بفرستید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
send word
U
پیغام دادن
send word
U
خبر دادن
to send word
U
پیغام دادن
to send word
U
خبردادن
Other Matches
He is a man of his word . He is as good as his word .
U
قولش قول است
His word is his bond. HE is a man of his word.
U
حرفش حرف است
send
U
روانه کردن
send away for something
<idiom>
U
تقاضا نامه نوشتن
send-off
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
send-off
U
اخراج بازیگر
send
U
ارسال نمودن
send
U
مرخص کردن
send
U
ارسال داشتن
send
U
فرستادن
send
U
اعزام داشتن
send
U
گسیل داشتن
send up
U
بزندان فرستادن
send up
U
زندانی کردن
send-up
U
بزندان فرستادن
to send out
U
برگ کردن
to send upon an e
U
به سفارت اعزام کردن
to send out
U
برگ دادن
to send one to the right about
عذر کسی را خواستن
to send one to the right about
کسی را روانه کردن
to send off
U
مشایعت کردن
to send off
U
فرستادن
to send down
U
بیرون کردن
to send away
U
اعزام داشتن
to send away
U
روانه کردن
send away
U
روانه کردن
to send upon an e
U
مامور سفارت کردن
send-up
U
زندانی کردن
send-off
U
ایین بدرود ودعای خیر
send
U
ایفاد کردن فرستادن روانه کردن
to send off
U
فرستادن
send out
U
صادر کردن
send away for
U
سفارش دادن
send only
U
فقط فرستادنی
send on
U
جداگانه فرستادن
send in
U
فرستادن
send in
U
وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
send in
U
رهسپار کردن
send down
U
پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
send down
U
اخراج کردن
send down
U
دانشجویی را از دانشگاه بیرون کردن
send away
U
جواب دادن
send out
U
فرستادن
send out
U
اعزام کردن
send-off
U
مشایعت کردن
send-off
U
همراهی
send off
U
ایین بدرود ودعای خیر
send off
U
اخراج بازیگر
send off
U
همراهی
send off
U
مشایعت کردن
send off
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
send out
U
دادن
send out
U
اعزام
send up
<idiom>
U
حکم به زندان انداختن کسی
to send in one's papers
U
کناره گیری از کار کردن استعفا دادن
to send back
U
برگرداندن
to send back
U
پس فرستادن
send back
U
برگرداندن
to send mad
U
دیوانه کردن
send back
U
پس فرستادن
send a letter
U
نامهای بفرستید
send a letter
U
کاغذ بدهید
to send out an odour
U
بو دادن
to send someone packing
U
کسیرا روانه کردن
to send someone packing
U
عذر کسیراخواستن
to send for a person
U
پیغام برای کسی فرستادن که بیا
send round
U
دور زدن
send sailing
U
مسابقه با وسیله بادبان دارروی شن و ماسه
send only device
U
دستگاهی شبیه یک ترمینال که قادر است داده ها را به کامپیوتر ارسال کند ولی نمیتواند داده ها را از ان دریافت کند
send on duty
U
مامور کردن
send it by post
U
با پست انرا بفرستید
send yaghting
U
مسابقه با وسیله بادباندارروی شن و ماسه
send in one's paper
U
استعفای خود را دادن
Send To command
U
دستور منو در منوی فایل یک برنامه کاربری ویندوز که به کاربر امکان ارسال فایل یا داده موجود و در برنامه به برنامه دیگر میدهد
i will send him my book
U
کتاب خود را برای او خواهم فرستاد
to send a message
U
پیام فرستادن
send round
U
فرستادن
request to send
U
تقاضای ارسال
to send a message
U
پیغام د ادن
to send down rain
U
باران فرستادن
to send for a person
U
بی کسی فرستادن
to send for a person
U
عقب کسی فرستادن
to send to glory
U
کشتن
to send to glory
U
راحت کردن
Send them in two at a time .
U
آنها رادو تا دوتابفرست تو
send-offs
U
اخراج بازیگر
send-offs
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
send-offs
U
ایین بدرود ودعای خیر
send-offs
U
همراهی
to send a message to somebody
U
پیامی به کسی فرستادن
[سیاسی یا اجتماعی]
send-offs
U
مشایعت کردن
to send something to my friend
U
چیزی را به دوستم فرستادن
Can you send a mechanic, please?
U
آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟
send-ups
U
بزندان فرستادن
Please send me information on ...
U
خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید.
to send to grass
U
زمین زدن
to send to grass
U
بچرافرستادن
to send to the press
U
برای چاپ فرستادن
clear to send
U
ترخیص به ارسال
please send me the p papers
U
خواهشندم سوابق یاپرونده انرابرای من بفرستید
to send home
U
به خانه
[از جایی که آمده اند]
برگرداندن
send-ups
U
زندانی کردن
send someone packing
<idiom>
U
گفتن ترک کسی
to send things flying
U
[بخاطر ضربه]
به اطراف در هوا پراکنده شدن
to send on fools errand
U
پی نخودسیاه فرستادن
to send round the hat
U
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
automatic send/reciever
U
ارسال و دریافت خودکار
Can you send a breakdown lorry, please?
U
آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟
to send soldiers into the streets
U
سربازان را به خیابانها فرستادن
To drive (send) somebody mad.
U
کسی را دیوانه کردن
keyboard send receive
U
صفحه کلید ارسال- پذیرش
Use this command to send the output to a file instead of to the screen.
U
برای فرستادن بازده به یک فایل بجای به صفحه نمایش این دستور را بکار ببرید.
To hold out ones begging bowl . To send ( pass ) round the hat .
U
کاسه گدایی دست گرفتن
take my word for it
U
قول مراسندبدانید
Take somebody at his word.
U
حرف کسی را پذیرفتن ( قبول داشتن )
a word or two
U
چند تا کلمه
[برای گفتن]
word
U
اطلاع
word for word
U
طابق النعل بالنعل
word for word
U
تحت اللفظی
say the word
<idiom>
U
علامت دادن
last word
<idiom>
U
نظر نهایی
word for word
U
کلمه به کلمه
upon my word
U
به شرافتم قسم
word for word
<adv.>
U
مو به مو
word for word
<adv.>
U
کلمه به کلمه
word for word
<adv.>
U
نکته به نکته
May I have a word with you?
U
ممکن است دو کلمه حرف با شما بزنم ؟
Could I have a word with you ?
U
عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم )
I want to have a word with you . I want you .
U
کارت دارم
that is not the word for it
U
لغتش این نیست
keep one's word
<idiom>
U
سرقول خود بودن
the last word
U
ک لام اخر
the last word
U
سخن قطعی
the last word
U
حرف اخر
to word up
U
کم کم درست کردن کم کم رسانیدن
to keep to one's word
U
سرقول خودایستادن
to keep to one's word
U
درپیمان خوداستواربودن
in a word
<idiom>
U
به طور خلاصه
to keep to one's word
U
درست پیمان بودن
have a word with
<idiom>
U
بطورخلاصه صحبت ومذاکره کردن
get a word in
<idiom>
U
یافتن فرصتی برای گفتن چیزی بقیه دارند صحبت میکنند
All you have to do is to say the word.
U
کافی است لب تر کنی
to word up
U
کم کم برانگیختن خردخردکوک کردن
the last word
U
سخن اخر
i came across a word
بکلمه ای برخوردم
word
U
مشابه 10721
word
U
طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
word
U
کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
keep to one's word
U
سر قول خود بودن
word
U
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
last word
U
حرف اخر
last word
U
اتمام حجت
last word
U
بیان یا رفتار قاطع
word
U
زمان لازم برای ارسال کلمه از یک محل حافظه یا وسیله به دیگری
word
U
بالغات بیان کردن
word
U
تعداد کلمات در فایل یا متن
word
U
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
in a word
U
خلاصه
word
U
کلمه
in a word
U
خلاصه اینکه مختصرا
in one word
U
خلاصه
in one word
U
خلاصه اینکه مختصرا
word
U
واژه
word
U
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
word
U
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
word
U
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
word
U
لغات رابکار بردن
word
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
at his word
U
بحرف او
at his word
U
بفرمان او
to say a word
U
سخن گفتن
word
U
عهد
word
U
حرف
word
U
واژه سخن
word
U
گفتار
word
U
لفظ
say a word
U
سخن گفتن
say a word
U
حرف زدن
to say a word
U
حرف زدن
word
U
لغت
word
U
عبارت
word
U
پیغام خبر
not a word of it was right
U
یک کلمه انهم درست بود
word
U
قول
word
U
فرمان
word-blind
U
کسیکهبدلیلعقلیدرخواندنبامشکلروبروست
word class
U
ردهایازلغاتمثلاسم صفت فعل و...
as good as one's word
U
خوش قول
word of command
U
فرمان انتصاب
swear-word
U
کفر
swear-word
U
ناسزا
swear-word
U
فحش
written word
U
کلماتنوشتاری
word of mouth
U
صدای کلمه شفاهی
We just received word that . . .
U
هم اکنون اطلاع رسید که …
This is an elusive word .
U
این لغت خیلی فرار است ( درحافظه باقی نمی ماند )
abide by one's word
U
سر قول خود ایستادن
abide by one's word
U
بر قول خود استوار بودن
He didnt say a word.
U
یک کلام هم حرف نزد
word of honour
U
قول شرف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com