English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
selection rules U قواعد گزینش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
selection U انتخاب
selection U گزینش
selection U دسته یا هیات انتخاب شده
selection U دایره کوچک که روی یک فریم اطراف ناحیه انتخاب شده نمایش داده میشود که به کاربر امکان تغییر شکل فضا را میدهد
selection U عمل یا فرآیند انتخاب
selection U گزین
self selection U انتخاب کالا توسط مشتری خود گزینی
selection U نشانهای در میله ابزار که به کاربر امکان انتخاب یک ناحیه تصویر که بعداگ بریده , کپی یا پردازش میشود میدهد
selection method U روش گزینش
selection check U مقابله گزینش
direct selection U انتخاب مستقیم
selection board U هیات گزینش
faulty selection U انتخاب غلط
route selection U انتخاب مسیر
random selection U گزینش تصادفی
project selection U گزینش طرح
impluse selection U انتخاب ایمپولز
project selection U انتخاب پروژه
personnel selection U کارمند گزینی
selection of position U انتخاب موضع
item selection U پرسش گزینی
selection ratio U بهر گزینش
selection switch U گزینه انتخاب
selection sort U جور کردن گزینشی
natural selection U انتخاب طبیعی
selection sort U مرتب کردن گزینشی
selection structure U ساختار گزینشی
selection switch U گزینه
selection ratio U نسبت گزینش
social selection U انتخاب اجتماعی
vocational selection U گزینش شغلی
natural selection U فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت
colour selection filter U فیلترجداکنندهرنگ
function selection switch U سوویچانتخابردیاب
rules U قواعد بازی
b rules U قواعدی در یک سیستم تولید به عقب
to r against the rules U بقوانین پشت پا زدن
under these rules U بموجب این قوانین
rules U وعملیات روی آنها
rules U روش آزمایش پیام ورودی برای وضعیتهای خاص
to use these rules U از این قاعده ها استفاده کردن
slide rules U خط کش مهندسی
slide rules U خط کش محاسبه
pocket rules U خط کش های تاشو [ابزار]
slide rules U خط کش ریاضی
golden rules U قاعده زرین
standing rules U نظامات
standing rules U مقر ره
standing rules U مقر رات
transformational rules U مجموعه قوانین اعمال شده به داده که باید به صورت کد در بیایند
pocket rules U خط کش های جیبی [ابزار]
hague rules U قوانین لاهه
ground rules U قوانینپایهایواساسی
the rules of protocol U قوانین قرارداد [صورت جلسه کنفرانس]
commutation rules U قواعد جابجایی
rules of decorum U اداب
rules of chess U قوانین شطرنج
inland rules U قوانین داخلی
rules committee U کمیته قوانین
fleming's rules U قواعد فلمینگ
precendence rules U قواعد تقدم
infraction of rules U نقض قوانین
fundamental rules U قواعدیاقوانین اساسی
rules of engagement U قوانین درگیری
rules of engagement U روشهای درگیری پدافند هوایی
rules of football U قوانین یا قواعد فوتبال
competition rules U قوانین رقابت
inland rules U مقررات حرکت در ابهای داخلی
rules of the roads U قوانین راه
rules of the roads U قوانین دریانوردی
rules of road U قوانین بین المللی عبور ومرور دریایی
rules of procedure U نظامنامه داخلی
rules of procedure U قوانین مربوط به روش جاری
rules of procedure U روش جاری
hund rules U قواعد هوند
marquis queensberry rules U مجموعه قوانین و مقررات بوکس که در سال 6781میلادی وضع شد
rules for forming plurals U ایین جمع بندی
rules for forming plurals U قواعد جمع بندی
To break the law (rules , regulations). U قانون شکنی کردن
european community competition rules U مقررات رقابت در جامعه اروپا
Pay attention to the house rules [hazard statements] . U توجه بکنید به قواعد جایگاه [اظهارات خطر] .
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com