Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sectional drawing
U
رسم برشی
sectional drawing
U
رسم مقطعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sectional
U
محلهای
sectional
U
بخش بخش
sectional
U
قطعه قطعه بخشی
sectional area
U
سطح مقطع
sectional view
U
نمای برشی
cross sectional data
U
داده ها در یک مقطع زمانی
cross sectional method
U
روش مقطعی
cross sectional data
U
دادههای برش عرضی
cross sectional area
U
سطح مقطع عرضی
drawing
U
نقشه
drawing
U
نقشه کارگاهی
drawing
U
نقشه کشی فرش
drawing
U
ترسیم
drawing
U
طرح
drawing
U
هنر طراحی تابلو نقاشی
drawing
U
رسم
drawing
U
نقشه کشی
drawing
U
قرعه کشی
drawing
U
حدیده کردن
drawing
U
روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
drawing
U
کشیدن
drawing
U
رسم کردن
drawing
U
رسم فنی
drawing tools
U
مجموعه توابع در برنامه نقاشی که به کاربر امکان رسم میدهد. و به صورت نشانه هایی در میله ابزار فاهر میشود و شامل رسم دایره
fair drawing
U
طرح مناسب برای چاپ و تکثیر
fair drawing
U
تصویر مناسب
engineering drawing
U
طراحی و نقشه کشی مهندسی
drawing tools
U
خط و رسم آزاد است
dy drawing lots
U
به طریق قرعه
drawing table
U
میز نقشه کشی
dy drawing lots
U
قرعه کشیدن
dy drawing lots
U
استقراع
drawing set
U
دستگاه نقشه کشی
drawing lots
U
قرعه کشی
drawing materials
U
مواد اولیه نقشه کشی
drawing materials
U
لوازم نقشه کشی
drawing mill
U
دستگاه نورد کششی
drawing office
U
دفتر نقشه کشی
drawing office
U
دفتر طراحی
drawing pen
U
قلم رسم
drawing press
U
پرس کششی
drawing program
U
نرم افزار طراحی و رسم روی صفحه توسط کاربر
drawing quality
U
کیفیت کشش
drawing lines
U
خط کشی
fine drawing
U
رفوگری
instrumental drawing
U
نقشه کشی با اسباب
special drawing right
U
حق برداشت ویژه
structural drawing
U
نقشه ساختمانی
tabular drawing
U
نقشه شیب
three view drawing
U
رسم فنی با سه نما
wash drawing
U
ابرنگ سیاه
work drawing
U
نقشه یاتفصیل مشخصات فنی که بکارخانهای فرستاده میشود
working drawing
U
طرح ونقشه کار
workshop drawing
U
رسم کارگاهی
special drawing right
U
حق برداشت مخصوص
shop drawing
U
نقشه یا تفصیل مشخصات فنی که بکارخانهای فرستاده میشود
revised drawing
U
رسم اصلاح شده
mechanical drawing
U
ترسیم مکانیکی
method of drawing up
U
طرز تنظیم
mirror drawing
U
نقاشی از ایینه
pen drawing
U
سیاهقلم
pen drawing
U
تصویر خطی تصویر مدادی
pencil drawing
U
تصویر مدادی
pencil drawing
U
طرح مدادی
revised drawing
U
رسم تجدید نظر شده
loom drawing
U
[نقشه فرش که بصورت تمام رنگی بر روی کاغذ شطرنجی رسم شود.]
drawing board
U
میز نقشه کشی
art of drawing
U
هنر ترسیم رسم
breakdown drawing
U
رسم پرسپکتیوی برای نمایش قطعات بصورت جدا از هم
component drawing
U
رسم جزیی
component drawing
U
رسم قطعات
computer drawing
U
ترسیم کامپیوتری
deep drawing
U
کشش عمیق
drawing pin
U
پونز
detail drawing
U
نقشه تفصیلی
detail drawing
U
نقشه جزئیات
drawing rooms
U
سالن پذیرایی
drawing rooms
U
اطاق پذیرایی
drawing board
U
تخته رسم
drawing boards
U
میز نقشه کشی
drawing boards
U
تخته رسم
line drawing
U
خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
line drawing
U
رسم مدادی
line drawing
U
نقاشی با مداد وقلم
line drawing
U
ترسیم خطی
drawing room
U
اطاق پذیرایی
drawing room
U
سالن پذیرایی
detail drawing
U
نقشه ریزه کاری
drawing curve
U
شابلون دایره و منحنی
drawing ink
U
مرکب رسم
drawing hand
U
دستی که زه را می کشد
drawing card
U
چیز جالب توجه
drawing card
U
موجب جلب توجه
drawing card
U
جالب
drawing goniometer
U
نقاله رسم
drawing die
U
حدیده کششی
drawing device
U
دستگاه ترسیمه
drawing die
U
ماتریس کششی
drawing blick
U
کشش
drawing blick
U
حلقه کشش
drawing key
U
کپیه نقاشی
detail drawing
U
رسم فرعی در یک نقشه که جزئیاتی از ان را در برمیگیرد
detail drawing
U
رسم جزئیات
detail drawing
U
نقشه کشی جزئیات
drawing key
U
طرح اولیه
drawing instrument
U
وسایل رسم فنی
drawing instrument
U
وسایل نقشه کشی
drawing bench
U
میز رسم
back to the drawing board
<idiom>
U
کاری را از اول شروع کردن
pattern construction drawing
U
الگوی نقشههای ساختمانی
special drawing rights
U
این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
special drawing rights
U
حق برداشت ویژه
ingot drawing crane
U
جراثقال کشش شمش
deep drawing test
U
ازمایش کاسگری
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
Back to the drawing board
<idiom>
U
[زمانی که کاری با شکست روبرو میشود و دوباره باید از اول شروع کرد]
cold drawing die
U
سردکشی
cold drawing die
U
حدیده
cold drawing bench
U
میز سردکشی
shop or work drawing
U
نقشه در حین انجام کار
frank drawing completion test
U
ازمون تکمیل نقاشی فرانک
By trying to live like a king one ends by drawing .
<proverb>
U
آخر شاه منشى کاه کشى است .
double action drawing press
U
پرس کششی دوکاره
double action cam drawing press
U
پرس کششی دو واکنشی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com