English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
search one's soul <idiom> U کنکاش کردن درمورد بی گناهی کسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
soul U نفس
with all my soul U بجان ودل
there was not a soul U ذی نفسی انجا نبود
soul U روح
my good soul U عزیزم
Life and soul. U جان وروان
To keep body and soul together. U زندگی بخور ونمیری داشتن
soul-destroying U خستهکننده
soul music U سول
soul music U موسیقی مذهبی سیاهپوستان
my good soul U جانم
heart and soul U بادل وجان
to exhale the soul U جان دادن
heart and soul U باهمه تو
can one p a soul out of hell? U ایاکسی میتواندبدعاروحی راازدوزخی بیرون اورد
it lacks soul U روح ندارد
soul mate U دلبر
soul mate U معشوق
soul mate U محبوب
soul brother U سیاهپوست
soul and body U روح و جسم
keep body and soul together <idiom> U
soul searching U خودکاوی
poor soul U بنده خدا
soul-searching U بررسی دقیق احساسات وانگیزههای خود
soul-searching U خودکاوی
body and soul <idiom> U با تمام وجود
soul searching U بررسی دقیق احساسات وانگیزههای خود
god rest his soul U روانش اسوده باد
god rest his soul U خدا او رابیامرزد
To put ones heart and soul into something . To do something wholeheaartedly. U کری را با دل وجان ( از جان ودل ) انجام دادن
To put ones heart and soul into a job . U باتمام وجود کاری را انجام دادن
to search out U پیدا کردن
search U تلاش
in search of U در جستجوی
right of search U حق بازرسی کشتی در دریاها
right of search U حق جستجو
right of search U حقی که کشتیهای دول متحارب برای جستجوی ناوگان ممالک بیطرف به منظور مطمئن شدن از بیطرفیشان دارند
search me <idiom> U نمی دونم ،ازکجا بدونم
to search after U بازرسی کردن
to search [for] [someone] U دنبال [کسی] گشتن [ برای مثال پلیس]
to search U گشتن [جستجو کردن]
to search U جستجو کردن
to search for anything U چیزیراجستجو کردن
to search for anything U پی چیزی گشتن
to search after U جستجو کردن
to search after U زیر و رو کردن
the search of U جستجوی چیزی
to search after U تحقیق کردن
to search after U کاوش کردن
in search of U بجستجوی
search U فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
search U جستجو کردن
search U تجسس کردن
search U درو در عمق با اتش
search U شناسایی کردن
search U کاوش کردن زمین
search U مراقبت کردن از زمین
search U جستجو برای یک موضوع داده
search U تجسس تفتیش کردن وارسی کردن وارسی
search U جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
search U بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
search U 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
search U جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص
search U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
search U تفتیش
search U نرم افزاری که جستجو در پایگاه داده را انجام میدهد وقتی که کاربر تقاضای یافتن اطلاع دارد
search U روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
search U بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
search U بررسی وشناسایی زمین
search U جستجویی که هر عنصریت
search U تجسس
search U تکاپو بازرسی
search U کاوش
search U جستجوکردن
search U گشتن
search U جستجو
search U بازرسی کردن
specific search U شناسایی مخصوص
specific search U تجسس اختصاصی منطقه
search warrants U حکم تفتیش منزل
search warrants U حکم بازرسی و ورود
search warrants U حکم تفتیش
search warrant U اجازه تفتیش
search warrants U اجازه تفتیش
search warrant U حکم تفتیش
search warrant U حکم بازرسی و ورود
search warrant U حکم تفتیش منزل
sequential search U جستجوی ترتیبی
sector of search U منطقه تجسس رادار
sector of search U منطقه مراقبت رادار
cover search U جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
search results U نتایج جستجو
To search ones conscience . U کلاه خود را قا ضی کردن
body search U بازرسیبدنی
exhaustive search U جستجو هر رکورد در پایگاه
search party U دستهی جستار گرد
search party U گروه پیگرد
search parties U دستهی جستار گرد
search parties U گروه پیگرد
search result U نتیجه جستجو
search results U نتیجه های جستجو
visit and search U بازدید و تجسس کردن ناو
sector of search U منطقه کاوش
search sweeping U مین روبی ازمایشی
backward search U جستجوی پسرو
fibonacci search U جستجو فیبو ناجی
fibonacci search U جستجوی فیبوناچی
global search U جستجوی سراسری
area search U جستجوی دامنهای
area search U جستجوی ناحیه
area search U کاوش منطقه با دیدبانی بصری کاوش منطقهای
area search U کاوش منطقه
antisubmarine search U کاوش ضد زیردریایی
antisubmarine search U عملیات تجسس ضد زیردریایی
intercepting search U کاوش برای رهگیری هوایی تجسس با رادار به منظوررهگیری
linear search U جستجوی خطی
search coil U پیچک کاشف
disjunctive search U جستجو برای داده هایی که لااقل با یکی از اعداد کلید مط ابق هستند
binary search U جستجوی دوتایی
binary search U جستجوی دودوئی
blind search U جیستجوی بی نتیجه
chaining search U جستجوی زنجیرهای
area search U جستجوی ناحیهای
dichotomizing search U جستجوی دورستهای
dichotomizing search U روش جستجو سریع برای استفاده از لیست داده ها.
dichotomizing search U جستجوی دو حالته
dichotomizing search U جستجوی دوقسمتی
multifile search U جستجوی چند پروندهای
search sweeping U مین روبی مراقبتی
search and replace U جستجو و جایگزینی
search and rescue U عملیات تجسس و نجات
search cycle U چرخه جستجو
search jammer U تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
search key کلید جستجو
search light U نورافکن
search memory U حافظه جستجو
search mission U ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
search radar U رادار تجسسی
search string U رشته جستجو
search and replace U خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
air search U تجسس هوایی
retrospective search U جستجوی متن ها دریک موضوع مشخص ازیک داده
search and clear U جستجو و پاک کردن دشمن
air search U مراقبت هوایی
search and replace U جستجوی کلمه پرداز و تابع جایگزینی مربوط به فایل کامل یا متن
air search radar U رادارردیابهوایی
automatic search jammer U دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
case sensitive search U جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
search light illumination U روشن کردن منطقه با نورافکن
search light illumination U روشنایی با نورافکن
total search result U مجموع نتیجه جستجو
edit/search buttons U اصلاحگر
edit/search buttons U دکمهجستجوگر
optimum tree search U جستجوی بهینه درخت
parallel search storage U انباره جستجوی موازی
quadratic quotient search U الگوریتم بازرسی کننده که به هنگام تست مکانهای بعدی جدول از یک ادرس دوگانه استفاده میکند
search attack unit U ناو گروه شکارزیردریایی
search attack unit U یکان تجسس و تک ضدزیردریایی
global search and replace U جستجو و جایگزینی سراسری
track search keys U کلیدهایجستجویزمان
air search attack unit U تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
HE has plenty of excuses who is in search of trick. <proverb> U ییله جو را بهانه بسیار است .
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com